جستجوی این وبلاگ

۱۳۸۸/۱/۱۶


آمريكا در مقابل ايران تغيير تاكتيكي ، ثبات استراتژيك

ايالات متحده آمريكا و متحدان غربي اش همواره در تلاش بوده اند موضوع هسته اي ايران را «مشكل» و «مسئله اي» جهاني تعريف نمايند و اينكه همواره آن را در اذهان عمومي تازه نگه دارند. دنبال كردن «مذاكره» ما را در دايره حيله اي وقت گير و توهين آميز نگه مي دارد. ما خود و با دست خود با شركت در اين اصطلاح «مذاكرات» تنور تبليغات عليه خود را گرم نگه داشته ايم. ما درواقع تبديل به هيزم بيار معركه اي شده ايم كه خود را در آن بسوزانيم. ما با سختي و سخت كوشي توانستيم خود را از چنگال «تعليقي» رها سازيم كه زيانهاي جبران ناپذيري را بر روند پيشرفت ما وارد ساخته بود.
بسيار خنده دار است كه سردمداران كشورهاي داراي سلاح هسته اي، كه خود سلاح هسته اي را عليه مردم بي گناه جهان بكار برده اند و مدام تجهيزات اتمي خود را بروز مي نمايند. گردهم آمده و تصميم گرفته اند بنگاهي را شامل كشورهاي فاقد سلاح هسته اي بنياد نهند و آنان را متعهد نمايند در آينده سلاح هسته اي توليد نكنند! بسيار جالب و خنده دار است. بدتر و خنده دارتر آن اين كه ما ايرانيان تحت فشارهاي همه جانبه قرار مي گيريم تا مبادا به دانش هسته اي دست يابيم. با فرافكني ما را به هر چه كه لايق خود آنان است متهم مي سازند. در اين هنگام الم شنگه راه مي اندازند و ما را وادار مي سازند تا نيروي خود را صرف رفع «اتهام» زدايي از خود كنيم. به هر سوراخ سنبه اي از كشورمان سر مي كشند. در اين راستا تعليق را هم بر ما تحميل مي سازند. و ديديم كه همه كشور يكپارچه و با همه نيرو به حركت در آمد تا توانستيم از شر اين تعليق تحميلي برهيم. به نظر، ما هنوز از آنچه كه بر سرمان آمده است درسي كافي بر نگرفته ايم و كماكان به حضور دراين بنگاه بيگانه ساخته پاي مي فشاريم، چرا؟
برخوردهاي دوگانه محمد البرادعي درارتباط با موضوع هسته اي ايران به روشني نشان از اين دارد كه تصميمات بنگاه بيگانه ساخته به اصطلاح بين المللي نيروي هسته اي تحت تاثير مستقيم سردمداران غرب قرار دارد. مهم نيست تا چه اندازه ما به بازرسان اين بنگاه اجازه بازرسي تاسيسات خود را داده باشيم، صلح آميز بودن فعاليتهاي ما براي آنان هيچگونه اهميتي ندارد. آنان ميخواهند ما را از دست يافتن به دانش هسته اي بازدارند و به همين دليل هر زمان كه بخواهند به دروغ متوسل مي شوند و با تهمت، افترا و ديگر شيوه هاي غير اخلاقي ما را تحت فشارهاي همه جانبه قرار خواهند داد. ما تنها در صورتي خواهيم توانست مانع از اقدامات آنان بشويم كه نيرو و توان بازدارندگي خود را در عرصه هاي گوناگون توسعه بخشيم. با استفاده از اصطلاحات،ادبيات و زبان غرب نمي توان به مقابله با آن برخاست.
در مجموع پافشاري ما به تداوم تحقيق درهمه عرصه هاي علم و فن و برخوردها و اتخاذ سياست هاي خردمندانه رهبري نظام با تكيه بر يكپـارچگي مردم مصمم و سخت كوش ما در دفاع از كشور و ساختمان ايراني آباد و سرفرازتر بوده است كه به گونه اي جدي راه را بر دشمنان بسته و آنان را درمانده به دندان قروچه و هذيان گويي واداشته است و نه ماندن و درجا زدن در اين «بنگاه». گزارشهاي ضد و نقيض اين «بنگاه» درباره فعاليتهاي هسته اي ما و چشم پوشي باز هم اين بنگاه بيگانه ساخته به اصطلاح بين المللي نيروي هسته اي از فعاليتهاي ديگر كشورهاي داراي سلاح هسته اي خود گويا و دليلي ديگر بر اين ادعا است كه اهداف بشر دوستانه و استدلال هاي درست و صادقانه را دراين «بنگاه» گوش شنوايي نيست. خلاصه اينكه ما كشوري صلح دوست هستيم و خروج از اين بنگاه بيگانه ساخته به اصطلاح بين المللي نيروي هسته اي هم ما را به جنگ طلب نخواهد كرد ولي دست كم به دخالت و تحمل تحقير مورد بازرسي بيگانگان قرار گرفتن پايان خواهد داد.
همه جهان به اين امر آگاه است كه ما كشوري صلح دوست فرهنگ ساز و گهواره تمدن جهان هستيم، در نتيجه نيازي به اين نداريم كه با امضا وتعهد و عضويت در اين آن بنگاه بيگانه ساخته به جهان بفهمانيم كه صلح و نوع دوستي سرلوحه زندگي ما است. ما به عضويت بنگاهي درآمده ايم كه گردانندگانش تحت نفوذ كشورهاي داراي سلاح هسته اي هستند. معلوم نيست كه حضور ما دراين بنگاه به چه منظور است.
برخي از دلسوزان كشورمان چنين استدلال مي كنند كه نبايد به دست غرب بهانه داد و نبايد آنان را تحريك كرد، از اين روي بايد در بنگاه بيگانه ساخته بين المللي نيروي هسته اي باقي ماند و به بازرسان اين بنگاه حق نظارت بر فعاليت هاي خود را داد. ما سال ها فعاليت هاي هسته اي خود را به حالت تعليق درآورديم كه به قول يكي از روزنامه ها تلاش تركيبي از مسئولين بود كه «... با هنرمندي و در عين شجاعت و صلابت توانست تأسيسات اتمي كشور را يكي پس از ديگري از تعليق خارج سازد» چرا؟ براي اينكه به اصطلاح بر اين باور بوديم نبايد به دست غرب بهانه داد كه نكند تهديدهايشان را عملي كنند. در اين «استدلال» و آنچه كه غرب در گوشه و كنار جهان به بهانه هاي واهي و من درآوردي بر سر مردم رنجديده جهان مي آورد تضادي غيرقابل توضيح به چشم مي خورد. غربيان در صورتي كه عملا بتوانند بدون ترديد هر كشوري را بدون هرگونه بهانه اي به اشغال درخواهند آورد و هر جنايتي را هم بر مردمش اعمال خواهند كرد كه امروز شاهد چنين اعمالي در عراق و افغانستان هستيم.
به در و تخته زدن هاي اخير ايالات متحده آمريكا در ارتباط با فعاليت هاي هسته اي ما به نظر نگارنده راه به جايي نخواهد برد. واقعيت اين است كه آمريكائي ها بدجوري در عراق گير افتاده اند. از سويي وجه جهاني آنان به شدت آسيب ديده است و از سوي ديگر مخارج هنگفت نگهداري نيروهاي نظامي در دو كشور عراق و افغانستان اقتصاد ايالات متحده آمريكا را به شدت تحت تأثير منفي قرار داده است. آنان نه مي توانند شكست خورده و سرافكنده از عراق و افغانستان خارج شوند و نه مي توانند به حضور خود ادامه دهند. آمريكايي ها در جستجوي راهي هستند كه بتوانند به اصطلاح آبرومندانه از اين باتلاق خارج شوند. آنان به اين نتيجه رسيده اند كه شايد با ياري كشور نيرومند ما بتوانند با حداقل سرافكندگي از منطقه خارج شوند. ما هم كه در اين راستا هر آنچه را كه توانسته ايم در ياري رسانيدن به دولت منتخب عراق دريغ نورزيده ايم.
آيا ايالات متحده آمريكا به اين امر واقف گشته است؟ به نظر من ضد و نقيض گوئي هاي محمد البرادعي در گزارش هاي خود درباره موضوع هسته اي ايران و تغيير لحن ايالات متحده آمريكا نشان از اين دارند كه چرخشي بنيادين در رويكرد سياسي ايالات متحده آمريكا نسبت به جهان به طور عام و نسبت به كشور ما به طور خاص درحال شكل گيري است، چه با سياست هاي گذشته توان مقابله با تحولات غول آساي سياسي و اقتصادي اتحاديه اروپا، شانگهاي و ديگر اتحاديه ها و پيمان هاي منطقه اي را ندارد. ايران با موقعيت ممتاز فرهنگي جغرافيايي، سياسي، عقيدتي و تاريخيش به قدرتي تبديل شده است كه با سياست هاي مانده از پيش نمي توان با آن برخورد نمود. مجموعه اين تحولات شكل گيري رويكردي بنيادين را در مجموعه دستگاه دولتي ايالات متحده آمريكا در دستور روز قرار داده است. سياست هاي جنگ طلبانه بوش ديگر مورد پسند اين دستگاه نيست. آنان بر اين واقعيت واقف گشته اند، بيش از اين نمي توانند شاهد كاهش وجه خود در جهان باشند. و از آنجا كه چاره اي جز مصالحه با ما را ندارند تلاش خواهند نمود ضمن «حفظ آبرو» با شگردهايي خود را از مخمصه سياست هاي گذشته رهانيده و در جهت «همراهي» با ايران گام بردارند و با حفظ و تكيه بر شبكه شبه مافيايي خود در منطقه آنچه را كه متخاصمانه نتوانستند به دست آورند با «همراهي» به دست آورند.
اظهارات و گزارشات چند پهلوي محمد البرادعي مديركل بنگاه بين المللي نيروي هسته اي نرم شده و چون گذشته نيستند. از آنجا كه بنگاه به اصطلاح بين المللي نيروي هسته اي از ايالات متحده تأثير به سزايي مي پذيرد، گزارشات نرم اخير محمد البرادعي را بايد نشاني از تغيير موضع ايالات متحده آمريكا قلمداد كرد. مي توان به درستي پيش بيني كرد كه ايالات متحده آمريكا شگردي ديگر را براي راهيابي به سرزمين ما به كار مي گيرد. اما بايد توجه داشت راه دوستي با كشور ما ايران و عادي سازي روابط با ما شرط و شروطي دارد كه ايالات متحده آمريكا بايد پيش از اين از آن آگاهي يافته باشد.
فرصت هايي درحال شكل گيري هستند كه رهبران ما بايد با درايت هميشگي خود بهره برداري درست را از آن به انجام رسانند. بايد هشيار بود و از اين فرصت به دست آمده به درستي بهره گرفت و نبايد دست به اقدامات و اتخاذ سياست هايي نه چندان خردمندانه زد. بايد توجه داشت كه مواضع ايالات متحده آمريكا نسبت به ما كماكان و به گونه اي جدي خصمانه است. نبايد اجازه داد. برخوردهاي نرم اخير بنگاه به اصطلاح بين المللي نيروي هسته اي و ايالات متحده آمريكا ما را از راه اصلي و اصولي كشورمان به بيراهه بكشاند و خداي ناخواسته عزت و سربلندي خود را به گرو گذاريم. هنوز تا عادي سازي روابط راهي بس طولاني موجود است مگر اينكه ايالات متحده آمريكا به راستي بخواهد به گونه اي شفاف و صادقانه و با ترك سياست هاي متخاصمانه گذشته در قبال كشور ما اين روند را با پذيرفتن و به اجرا درآوردن شرط هاي ما تسريع بخشد. آنگاه بدون ترديد خود بهتر از ما مي داند كه حداقل پيش شرط هاي آغاز مذاكرات عادي سازي روابط با ما عبارت از پايان دادن به اشغال دو كشور عراق و افغانستان با خروج نيروهاي نظاميشان از منطقه و آزادسازي دارايي هاي مسدود شده ما است.

كيهان
يكشنبه 19 آبان 1387 - شماره 19226
نويسنده : منوچهر رضاوندي

هیچ نظری موجود نیست: