زبان فارسي
حضور رياست محترم صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران جناب آقاي ضرغامي
سلام عرض ميكنم و اميد است كه دعا و روزه جنابعالي مورد قبول حق تعالي قرار گيرد.
نگارنده در سال 1380 خطاب به مسئولين محترم آن سازمان چنين نگاشتم:
” ............هر فرد كاملاً اين حق را دارد كه در محيط خصوصي خود نه به زبان فارسي بلكه به هر زباني كه مايل باشد سخن گويد، يا اينكه زبان فارسي را با ديگر زبانها درهم آميزد و بدانوسيله مقصود خود را به ديگران بفهماند.......من بر اين باور هستم كه درهم آميزي زبان فارسي، زبان همه ايرانيان با زباني بيگانه تجاوز به حقوق ملي و ميهني من و ديگرا ايرانيان است. ما ايرانيان كه پاي برنامه هاي جام جم مينشينيم.........به ناگهان با كوهي از واژه ها و اصطلاحات بيگانه روبرو ميشويم كه مخرب و زيانمند هستند.....”
در فروردين امسال نيز چنين نگاشتم: ” ..........دستاوردهاي سرزمين ما در عرصه هاي گوناگون حيات صدا و سيما از قبيل پخش خبر، غور و بر رسي تاريخ كشور، گرامي داشت آئين ها و مراسم ملي مذهبي، پوشش هاي خبري، مجموعه هاي ملي مذهبي و..... بدون مديريتي قابل و با كيفيت امكان ناپذير مينمود. بايد و جاي دارد كه از جنابعالي به خاطر آن سپاسگزاري كرد و برايتان موفقيت هاي بيشتري را آرزو نمود. طبيعي است كه در پرتو نقدهاي دلسوزانه، ارزيابي و ارزشيابي كارهايمان خواهيم توانست بر كاستي ها نيز با موفقيت چيره گرديم.
دشمنان قسم خورده و با تجربه ما در جهت فرهنگ زدايي با استفاده از توان فني، مالي و ذخاير گوناگون خود بر بستر و پايه برخي كم كاريها، بي برنامگي ها و بي توجهي هاي عده اي به فرهنگ و زبان اين مرز وبوم ميتوانند ضربات جبران ناپذيري را بر پيكر و روند پيشرفت و بالندگي فرهنگي ما وارد سازند. نمونه هاي بارز تهاجم فرهنگي در ساير سرزمينها كه زبان نوشتاري و گفتاري خود را آسان از دست داده اند گوياي فاجعه ايست كه بايد و فوري از آنها درس هاي لازم را آموخت.
استفاده از زبان بيگانه در دعوت نامه هاي جشن هاي عروسي، تولد و ديگر مراسم تا حدي است كه زماني براي خريد دعوتنامه اي براي جشن عروسي به مراكز فروش در ميدان بهارستان مراجعه نموديم حتي يك مورد دعوتنامه كه كاملاً به زبان فارسي نوشته شده باشد نيافتيم. قوطي ها و جعبه هاي حاوي انگشتري وديگر زينت آلات عروسي نيز مزين به نوشتارهاي بيگانه است. سردر مغازه ها كه ديگر هيچ!
صدا وسيما به عنوان نهاد و رسانه اي توانا ميتواند عاملي سد كننده در مقابل اين تهاجم مخرب قرار گيرد. استفاده برخي مجريان، مصاحبه شوندگان و شركت كنندگان در برنامه هاي گوناگون صدا و سيما از واژه هاي بيگانه و تلاش آنان براي جا انداختن اين واژه ها در زبان و فرهنگ ما زنگ خطري است كه بايد بدان جداً توجه كرد. ......”اگر چه ما همواره شاهد بهتر شدن كيفي برنامه هاي صدا و سيما هستيم اما مرتبط با معضل؛
تمايل به زبان بيگانه از سوي برخي مجريان، ميهمانان شركت كننده و نويسندگان مجموعه ها در برنامه هاي صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران، ما كماكان به دنبال راه چاره هستيم.
چند مثالي شايد مطلب را گويا تر سازد: آيتم، ريجكت، فرانك، با كلاس، راندوم، سري، سريال، ساپورت، تيتر، باي بك، پروژه، كنسل و..................... واژه هايي هستند كه در برنامه هاي صدا وسيما بكار گرفته شده اند. روشن نيست كه سياستگذاران برنامه هاي صدا و سيما با چه مجوز و رهنمودي همچنان اجازه ميدهند كه فرهنگ ما از سوي مهمترين رسانه گروهي كشور اينچنين مورد تاخت و تاز قرار گيرد. اصولاً و اصلاً
هدف از به كار گيري واژه ها و اصطلاحات بيگانه چيست؟ آيا به كارگيران اين كلمات به فرهنگ غني ايراني آگاهي ندارند؟ اگر چنين است مقصر كيست و كم كاري از كجا است؟ آموزش .و پرورش، آموزش عالي، رسانه هاي گروهي و يا مجوعه همه آنها؟ اگر هم آنان به فرهنگ خود آگاهند پس چگونه است كه اين گونه كمر به تخريب زبان و فرهنگ ايراني بسته اند؟ پرسشي در ذهن و دغدغه اي در خاطر!
سرزمين گسترده ما از فلسطين تا ماوراي نخجوان از يمن تا ماوراي گرجستان با زبانها و اديان گوناگون داراي فرهنگ مشترك ايراني بوده و هستند. زبان فارسي كه زبان مشترك همه ايرانيان است برگرفته از مجموعه همه زبانهاي ايراني است كه مظهر اتحاد مردم اين سرزمين مقدس است سرزميني كه خداوند همه پيامبرانش را از آن برگزيده است.
اين درست است!؛ هنگامي چنين پيش ميآيد كه فرد مجبور ميشود، در عرصه هايي در مقابل دشمن، به دلايل و منظورهاي گوناگون، عقب نشيني نمايد، اما اين عقب نشيني و امتياز دادن حيثيت، عِرق ملي، شرف و ديگر گستره هاي ويژه اي را شامل نميشود چه ما به عنوان يك انسان مسلمان و ايراني مجاز به گرو گذاشتن آنان نيستيم. واقعيت اين است كه پيامد چنين عقب نيشيني هايي فاجعه آفرين خواهد بود. نه ميتوان و نه بايد بر سر تاريخ، دين، آداب و رسوم و زبان خود به معامله نشست.
از آن مقام محترم تقاضا مينمايم كه در اين رسانه پر اهميت از بكار گرفتن كلمات و اصطلاحات بيگانه خود داري گردد. به هوش باشيم كه فرهنگ ايراني اسلاميمان از دستبرد بيگانگان و خود ستيزان بدور نگه داشته شود.
برايتان از خداوند متعال سربلنديهاي بيشتري را خواستارم. باشد كه دست در دست يكديگر ايران اين سرزمين مقدس را باري ديگر به اوج توانمندي و شكوفايي برسانيم.
والسلام با احترام منوچهر رضاوندي
17 آبان 1383
رونوشت به دفتر مقام معظم رهبري، رياست جمهوري و روزنامه هاي كثيرالانتشار كشور.
زبان فارسي زبان مشترك همه ايرانيان است. گسترش، حفظ، تحول و تكامل زبان و فرهنگ ايراني زمينه هاي وحدت مردم همه فلات ايران را، جدا از مرزهاي سياسي آن، فراهم خواهد ساخت. هر حركتي در جهت تضعيف زبان و فرهنگ اين سرزمين مانعي در برابر وحدت اين مجموعه است. نگهداري، آراستن و پيراستن زبان فارسي وظيفه تك تك همه كساني است كه خود را ايراني ميدانند و از اين سرزمين بهره ميگيرند.
زبان، فرهنگ و انديشه هاي ايراني به گونه اي زنده به هم مرتبط هستند. هرگونه نقص در هر بخش از آن زياني جيران ناپذير بر مجموعه هستي فرهنگي ما وارد ميسازد. براي نمونه ايجاد نقص در زبان، ابهام گويي، تنبلي در استفاده از زبان رسمي و استفاده از زبان كوچه بازاري و محاوره در رسانه هاي گروهي، برگيري واژه بيگانه و تركيب آن با زبان فارسي منجر به فقر فرهنگي و بي رنگي انديشه ميگردد چه انتقال دستآوردهاي علمي، فرهنگي، سياسي، اجتماعي، اقتصادي وبويژه دستاوردهاي اسلامي ما را آنگونه بايد و شايد ناممكن ميسازد كه در نهايت نسل هاي فردا را به تكيه بر بيگانگان ناچار مي سازد.
زبان رسمي كشور ابزار شايسته، لازم و دقيق بيان انديشه و بازگوكننده و حاملي براي تجربيات امروز و گذشته است. زبان فارسي ما پختگي و نيرومندي خود را، در اين راستا، به گونه اي تحسين برانگيز در حفظ خود و انتقال سنن و دستاوردهاي گوناگون جامعه ايراني از دورانهاي كهن تاريخي سرزمين ما تا به امروز بر دوش كشيده و به انجام رسانيده است. وارد ساختن هرگونه صدمه ميتواند قدرت پويايي آن را كاهش داده و دقت و فراگيري زبان علمي و فني ما را دچار نقصان و خسارت سازد و آن را نيز فاقد ذخيره لازم صدور فرمانها، دستوارت، پيامها و ياد داشت هاي روان و سليس سازد.
استفاده از لغت هاي بيگانه، تحميل زبان كوچه بازاري ( آتش = آتيش + را = رو + آن = اون + ميگويد = ميگه + شده است = شده + ميشود = ميشه + به او ميگويد = بهش ميگه + چه چيزي = چي چي و صدها نمونه ديگر) در برنامه هاي خبري، علمي و اقتصادي صدا و سيما هر روز بيش از پيش دامنه ميگيرد. امروز شاهد تكرار و تداوم غلط گويي و اصرار در بكار گيري لغت هاي بيگانه و تخريب زبان فارسي هستيم. در سال گذشته زبان كوچه بازاري زبان مسلط در بيان اخبار صدا وسيما گشته است و به هيچ وجه به نظر نمي آيد به انتقادات و درخواست هاي اديبان، اساتيد و صاحب نظران توجهي بنمايند بلكه بي پروا و بي توجه به زيانهايي كه از اين رهگذر متوجه نسلهاي امروز و فرداي اين سرزمين شده است، كماكان به استفاده از زبان محاوره ادامه داده ميشود. در اين راستا مخاطبان آسيب پذير اخبار دانش آموزي و دانشگاهي ( به بهانه اينكه زبان كوچه بازاري و محاوره دوستانه تر است ) در معرض خطر بيگانه شدن با زبان رسمي كشور قرار گرفته اند.
پيشنهاد ميكنم؛
فرهنگستان زبان فارسي بايد تلاش خود را در حفظ زبان و ادبيات فارسي اين نيرومند ترين ابزار انتقال مجموعه فرهنگي، معنوي، مادي و روحي نسلهاي گذشته تا امروز را صدچندان كند.
دولت نيز همانگونه كه انتظار ميرود زبان رسمي كشور را پاس دارد و با تصويب قوانين لازم اجازه ندهد كه هر فردي سرخود اقدام به تغيير زبان رسمي كشور نمايد،
دوره پبش دانشگاهي به دوسال تغيير يابد و يك سال آن به فراگيري تاريخ و ادبيات فارسي اختصاص يابد و براي آن آزموني سراسري در نظر گرفته شود. بدينوسيله كساني كه وارد دانشگاه ميشوند نه تنها در رشته مورد نظر خود بلكه تسلطي كامل بر زبان و ادبيات فارسي و تاريخ ايران داشته باشند.
به مجريان و مسئولين صداو سيما آموزشهاي لازم داده شود و همزمان افراد و مجريان تازه نفس با مدارك لازم در رشته هاي تاريخ و ادبيات فارسي به استخدام درآيند.
والسلام
با احترام
منوچهر رضاوندي
بيستم دي ماه 1384
حضور رياست محترم صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران جناب آقاي ضرغامي
سلام عرض ميكنم و اميد است كه دعا و روزه جنابعالي مورد قبول حق تعالي قرار گيرد.
نگارنده در سال 1380 خطاب به مسئولين محترم آن سازمان چنين نگاشتم:
” ............هر فرد كاملاً اين حق را دارد كه در محيط خصوصي خود نه به زبان فارسي بلكه به هر زباني كه مايل باشد سخن گويد، يا اينكه زبان فارسي را با ديگر زبانها درهم آميزد و بدانوسيله مقصود خود را به ديگران بفهماند.......من بر اين باور هستم كه درهم آميزي زبان فارسي، زبان همه ايرانيان با زباني بيگانه تجاوز به حقوق ملي و ميهني من و ديگرا ايرانيان است. ما ايرانيان كه پاي برنامه هاي جام جم مينشينيم.........به ناگهان با كوهي از واژه ها و اصطلاحات بيگانه روبرو ميشويم كه مخرب و زيانمند هستند.....”
در فروردين امسال نيز چنين نگاشتم: ” ..........دستاوردهاي سرزمين ما در عرصه هاي گوناگون حيات صدا و سيما از قبيل پخش خبر، غور و بر رسي تاريخ كشور، گرامي داشت آئين ها و مراسم ملي مذهبي، پوشش هاي خبري، مجموعه هاي ملي مذهبي و..... بدون مديريتي قابل و با كيفيت امكان ناپذير مينمود. بايد و جاي دارد كه از جنابعالي به خاطر آن سپاسگزاري كرد و برايتان موفقيت هاي بيشتري را آرزو نمود. طبيعي است كه در پرتو نقدهاي دلسوزانه، ارزيابي و ارزشيابي كارهايمان خواهيم توانست بر كاستي ها نيز با موفقيت چيره گرديم.
دشمنان قسم خورده و با تجربه ما در جهت فرهنگ زدايي با استفاده از توان فني، مالي و ذخاير گوناگون خود بر بستر و پايه برخي كم كاريها، بي برنامگي ها و بي توجهي هاي عده اي به فرهنگ و زبان اين مرز وبوم ميتوانند ضربات جبران ناپذيري را بر پيكر و روند پيشرفت و بالندگي فرهنگي ما وارد سازند. نمونه هاي بارز تهاجم فرهنگي در ساير سرزمينها كه زبان نوشتاري و گفتاري خود را آسان از دست داده اند گوياي فاجعه ايست كه بايد و فوري از آنها درس هاي لازم را آموخت.
استفاده از زبان بيگانه در دعوت نامه هاي جشن هاي عروسي، تولد و ديگر مراسم تا حدي است كه زماني براي خريد دعوتنامه اي براي جشن عروسي به مراكز فروش در ميدان بهارستان مراجعه نموديم حتي يك مورد دعوتنامه كه كاملاً به زبان فارسي نوشته شده باشد نيافتيم. قوطي ها و جعبه هاي حاوي انگشتري وديگر زينت آلات عروسي نيز مزين به نوشتارهاي بيگانه است. سردر مغازه ها كه ديگر هيچ!
صدا وسيما به عنوان نهاد و رسانه اي توانا ميتواند عاملي سد كننده در مقابل اين تهاجم مخرب قرار گيرد. استفاده برخي مجريان، مصاحبه شوندگان و شركت كنندگان در برنامه هاي گوناگون صدا و سيما از واژه هاي بيگانه و تلاش آنان براي جا انداختن اين واژه ها در زبان و فرهنگ ما زنگ خطري است كه بايد بدان جداً توجه كرد. ......”اگر چه ما همواره شاهد بهتر شدن كيفي برنامه هاي صدا و سيما هستيم اما مرتبط با معضل؛
تمايل به زبان بيگانه از سوي برخي مجريان، ميهمانان شركت كننده و نويسندگان مجموعه ها در برنامه هاي صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران، ما كماكان به دنبال راه چاره هستيم.
چند مثالي شايد مطلب را گويا تر سازد: آيتم، ريجكت، فرانك، با كلاس، راندوم، سري، سريال، ساپورت، تيتر، باي بك، پروژه، كنسل و..................... واژه هايي هستند كه در برنامه هاي صدا وسيما بكار گرفته شده اند. روشن نيست كه سياستگذاران برنامه هاي صدا و سيما با چه مجوز و رهنمودي همچنان اجازه ميدهند كه فرهنگ ما از سوي مهمترين رسانه گروهي كشور اينچنين مورد تاخت و تاز قرار گيرد. اصولاً و اصلاً
هدف از به كار گيري واژه ها و اصطلاحات بيگانه چيست؟ آيا به كارگيران اين كلمات به فرهنگ غني ايراني آگاهي ندارند؟ اگر چنين است مقصر كيست و كم كاري از كجا است؟ آموزش .و پرورش، آموزش عالي، رسانه هاي گروهي و يا مجوعه همه آنها؟ اگر هم آنان به فرهنگ خود آگاهند پس چگونه است كه اين گونه كمر به تخريب زبان و فرهنگ ايراني بسته اند؟ پرسشي در ذهن و دغدغه اي در خاطر!
سرزمين گسترده ما از فلسطين تا ماوراي نخجوان از يمن تا ماوراي گرجستان با زبانها و اديان گوناگون داراي فرهنگ مشترك ايراني بوده و هستند. زبان فارسي كه زبان مشترك همه ايرانيان است برگرفته از مجموعه همه زبانهاي ايراني است كه مظهر اتحاد مردم اين سرزمين مقدس است سرزميني كه خداوند همه پيامبرانش را از آن برگزيده است.
اين درست است!؛ هنگامي چنين پيش ميآيد كه فرد مجبور ميشود، در عرصه هايي در مقابل دشمن، به دلايل و منظورهاي گوناگون، عقب نشيني نمايد، اما اين عقب نشيني و امتياز دادن حيثيت، عِرق ملي، شرف و ديگر گستره هاي ويژه اي را شامل نميشود چه ما به عنوان يك انسان مسلمان و ايراني مجاز به گرو گذاشتن آنان نيستيم. واقعيت اين است كه پيامد چنين عقب نيشيني هايي فاجعه آفرين خواهد بود. نه ميتوان و نه بايد بر سر تاريخ، دين، آداب و رسوم و زبان خود به معامله نشست.
از آن مقام محترم تقاضا مينمايم كه در اين رسانه پر اهميت از بكار گرفتن كلمات و اصطلاحات بيگانه خود داري گردد. به هوش باشيم كه فرهنگ ايراني اسلاميمان از دستبرد بيگانگان و خود ستيزان بدور نگه داشته شود.
برايتان از خداوند متعال سربلنديهاي بيشتري را خواستارم. باشد كه دست در دست يكديگر ايران اين سرزمين مقدس را باري ديگر به اوج توانمندي و شكوفايي برسانيم.
والسلام با احترام منوچهر رضاوندي
17 آبان 1383
رونوشت به دفتر مقام معظم رهبري، رياست جمهوري و روزنامه هاي كثيرالانتشار كشور.
زبان فارسي زبان مشترك همه ايرانيان است. گسترش، حفظ، تحول و تكامل زبان و فرهنگ ايراني زمينه هاي وحدت مردم همه فلات ايران را، جدا از مرزهاي سياسي آن، فراهم خواهد ساخت. هر حركتي در جهت تضعيف زبان و فرهنگ اين سرزمين مانعي در برابر وحدت اين مجموعه است. نگهداري، آراستن و پيراستن زبان فارسي وظيفه تك تك همه كساني است كه خود را ايراني ميدانند و از اين سرزمين بهره ميگيرند.
زبان، فرهنگ و انديشه هاي ايراني به گونه اي زنده به هم مرتبط هستند. هرگونه نقص در هر بخش از آن زياني جيران ناپذير بر مجموعه هستي فرهنگي ما وارد ميسازد. براي نمونه ايجاد نقص در زبان، ابهام گويي، تنبلي در استفاده از زبان رسمي و استفاده از زبان كوچه بازاري و محاوره در رسانه هاي گروهي، برگيري واژه بيگانه و تركيب آن با زبان فارسي منجر به فقر فرهنگي و بي رنگي انديشه ميگردد چه انتقال دستآوردهاي علمي، فرهنگي، سياسي، اجتماعي، اقتصادي وبويژه دستاوردهاي اسلامي ما را آنگونه بايد و شايد ناممكن ميسازد كه در نهايت نسل هاي فردا را به تكيه بر بيگانگان ناچار مي سازد.
زبان رسمي كشور ابزار شايسته، لازم و دقيق بيان انديشه و بازگوكننده و حاملي براي تجربيات امروز و گذشته است. زبان فارسي ما پختگي و نيرومندي خود را، در اين راستا، به گونه اي تحسين برانگيز در حفظ خود و انتقال سنن و دستاوردهاي گوناگون جامعه ايراني از دورانهاي كهن تاريخي سرزمين ما تا به امروز بر دوش كشيده و به انجام رسانيده است. وارد ساختن هرگونه صدمه ميتواند قدرت پويايي آن را كاهش داده و دقت و فراگيري زبان علمي و فني ما را دچار نقصان و خسارت سازد و آن را نيز فاقد ذخيره لازم صدور فرمانها، دستوارت، پيامها و ياد داشت هاي روان و سليس سازد.
استفاده از لغت هاي بيگانه، تحميل زبان كوچه بازاري ( آتش = آتيش + را = رو + آن = اون + ميگويد = ميگه + شده است = شده + ميشود = ميشه + به او ميگويد = بهش ميگه + چه چيزي = چي چي و صدها نمونه ديگر) در برنامه هاي خبري، علمي و اقتصادي صدا و سيما هر روز بيش از پيش دامنه ميگيرد. امروز شاهد تكرار و تداوم غلط گويي و اصرار در بكار گيري لغت هاي بيگانه و تخريب زبان فارسي هستيم. در سال گذشته زبان كوچه بازاري زبان مسلط در بيان اخبار صدا وسيما گشته است و به هيچ وجه به نظر نمي آيد به انتقادات و درخواست هاي اديبان، اساتيد و صاحب نظران توجهي بنمايند بلكه بي پروا و بي توجه به زيانهايي كه از اين رهگذر متوجه نسلهاي امروز و فرداي اين سرزمين شده است، كماكان به استفاده از زبان محاوره ادامه داده ميشود. در اين راستا مخاطبان آسيب پذير اخبار دانش آموزي و دانشگاهي ( به بهانه اينكه زبان كوچه بازاري و محاوره دوستانه تر است ) در معرض خطر بيگانه شدن با زبان رسمي كشور قرار گرفته اند.
پيشنهاد ميكنم؛
فرهنگستان زبان فارسي بايد تلاش خود را در حفظ زبان و ادبيات فارسي اين نيرومند ترين ابزار انتقال مجموعه فرهنگي، معنوي، مادي و روحي نسلهاي گذشته تا امروز را صدچندان كند.
دولت نيز همانگونه كه انتظار ميرود زبان رسمي كشور را پاس دارد و با تصويب قوانين لازم اجازه ندهد كه هر فردي سرخود اقدام به تغيير زبان رسمي كشور نمايد،
دوره پبش دانشگاهي به دوسال تغيير يابد و يك سال آن به فراگيري تاريخ و ادبيات فارسي اختصاص يابد و براي آن آزموني سراسري در نظر گرفته شود. بدينوسيله كساني كه وارد دانشگاه ميشوند نه تنها در رشته مورد نظر خود بلكه تسلطي كامل بر زبان و ادبيات فارسي و تاريخ ايران داشته باشند.
به مجريان و مسئولين صداو سيما آموزشهاي لازم داده شود و همزمان افراد و مجريان تازه نفس با مدارك لازم در رشته هاي تاريخ و ادبيات فارسي به استخدام درآيند.
والسلام
با احترام
منوچهر رضاوندي
بيستم دي ماه 1384
0 نظر بدهيد:
ارسال يک نظر