جستجوی این وبلاگ

۱۳۸۸/۱/۱۶

آنكه بي نيازتر, آزادتر!

مردم كشور ما در تب و تاب بي سابقه اي به سر ميبرند. هيجان, بي صبري و انتظار آنان براي انجام دگرگوني هاي بنيادين در عرصه هاي گوناگون زندگي اجتماعي و تسريع ساختمان كشور, راه را بر هر گونه كم كاري, بي توجهي و تاخير در برنامه ريزي براي چنين امري مهم و بر روي دست مانده, بسته است. تداوم بي عدالتي, فقر, فساد, تبعيض, گراني, اعتياد, بي برنامگي, به حراج رفتن منابع و ذخاير كشور, وامهاي كمر شكن و تازاندن امر "عادي" سازي روابط با ايالات متحده امريكا, شرايط بس خطرناك و شكننده اي را در جامعه ما به وجود آورده اند. چه عوامل و سازوكارهايي چنين جو زهرآگين و آلوده اي را بر جامعه ما حاكم گردانيده اند؟ چگونه است كه" نماينده" اين مردم رنجديده بي پروا و گستاخانه در خانه ملت بيگانگي خود را به كشور و مردم به نمايش ميگذارد و چند به اصطلاح نماينده ديگر هم بياناتش را وصله پينه ميكنند و كسي هم مانعشان نيست؟ بيگانگي اين افراد با مردم و منافع كشور از كجا سرچشمه گرفته است؟ چرا و چگونه است كه اين افرادِ بي باور به خود بدون ارائه هرگونه برنامه اي به مجلس راه ميابند؟ چه عناصري كارگزار آنچنان سياست بيگانه و بيگانه پسنديست كه بر بسترش بروز چنين نابساماني هايي در كشور ما ممكن گشته است؟ با بررسي و شناسايي صدها كاركرد و نارسايي كه اينجا و آنجا چرخ حركت ما را به جلو كند ميسازند, كدامين عمده و كدام اتفاقي است. كدام خود زاييده ديگر عوامل و كدام نقش اصلي, پايه اي و مهلك را در تخريب و واپس نگه داشتن كشور ايفاگر است؟
من بر اين باورم كه انسان زماني آزادتر است كه جز به خداوند به ديگري نيازمند نباشد. با كار و تلاش و تكيه بر خداوند, خود را اداره و نيازهايش را برآورده سازد. حال بايد پرسيد كه چگونه ميتوان زمينه هاي هرچه بي نيازتر ساختن فرد فردِ مردم كشورمان را فراهم ساخت؟ و يا به زباني ديگر, چه برنامه اي را بايد به اجرا گذارد كه در روند اجرايش مردم كشورمان خود را آزادتر از پيش احساس كنند؟ چگونه ميتوان در حداقل زمان كشور را از قيد كامل وابستگي رهانيد؟ در راستاي پاسخ به چنين پرسشهايي, در تعريف از آزادي چنين نگاشتم ؛
آزادي هر فرد در؛
* كسب دانش, مهارت و توانائي در هر عرصه و ميزاني,
* مشاركت كامل و در حد توان او در پيشبرد امور جامعه,
* ابراز عقايد و ديدگاههايي كه احتمالاً كيفيت زندگي فردي و اجتماعي را در بعدي از ابعاد مادي و معنوي آن بهبود بخشد,
* بهره مندي كامل او از سرمايه اش و هر آنچه كه حاصل كار و انديشه اش هست, متبلور ميشود.
با توجه به اين تعريف گويا از آزادي ميتوان دريافت كه در صورتيكه دولت زمينه هاي كسب دانش, مهارت و توانمند ساختن شهروندان را فراهم سازد بخشهاي عمده اي از معضلهاي پيش روي كشورمان حل خواهند گشت. اين فراهم سازي ناگزير تحقق كامل آزادي فردي و اجتماعي را ممكن و در دراز مدت ما را در همه زمينه ها بي نياز خواهد ساخت.در اين راستا و در عمل مشاهده ميكنيم كه هيچگونه برنامه اي براي تحقق چنين امري از سوي دولت ارائه نگشته است. چرا چنين است؟ پاسخ به اين پرسش خود مستلزم طرح پرسشهايي ديگر بر زمينه و مرتبط با تعريف نگارنده از "دمكراسي" است؛"اكثر اعضاي تشكيل دهنده هر جامعه, در مجموع, داراي شناخت و دركي خاص از حقوق اجتماعي خود هستند. اين بدين معنا است كه حاكميت سياسي, در مجموع, نماينده اكثريتي است همگون كه در مجموع داراي دانش, آگاهي, مهارت و نگرشي هم سطح و يكدست است و نه باب طبع و نماينده اقليتي با طيفي گوناگون از نظرات, آگاهي, مهارت, دانش و نگرش. شركت كامل و همه جانبه بزرگسالان هر جامعه در اداره امور زندگي اجتماعي خود, بسته به درجه اي از بلوغ, رشد و شناخت آنان در عرصه هاي گوناگوني است كه تبلورش را ميتوان در نهادهاي سياسي, اجتماعي, اقتصادي و فرهنگي جامعه مشاهده كرد. دستيابي به كيفيتي نسبتاً عالي در اين راستا خود, عميقاً, ريشه در ميزان بغرنجي و تكاملِ آگاهي, دانش, فن, ادبيات, هنر, سازمان, سازمان يابي و سازمان يافتگي اعضاي جامعه دارد. و چنين ادامه دادم كه؛ تحقق چنين هدفي در كشور ما مستلزم بكارگيري همه نيروهاي جامعه به دور از هرگونه تنشي است. بدون ترديد كشور ما ايران در تماميت خود, نيازمند كار و انديشه هاي پوياي همه اندامهايش است. اين باوري است كه همه ما بايد بدان دست يابيم و در راستاي آن عمل كنيم."برگرفته از برنامه اداره امور كشور مرداد ماه هفتاد و چهار حاكميت سياسي و دستگاههاي اجرايي كشور با و جود آگاهي به اين امر كه تك تكِ شهروندان ما بالقوه حق دارند كه كه در ايراني بري از هر گونه بي عدالتي, فقر و فساد زندگي كنند تا بتوانند با ارتقاي سطح دانش خود و با دست يافتن به مهارتهاي مورد علاقه و لازم زمينه هاي هر چه بي نيازتر ساختن خود و كشور را فراهم سازند, چگونه است كه در عمل تنها شاهد پند, اندرز و قولهاي بي پايه دولت هستيم و عملاً اقدامهاي لازم و در خور برخورد با پديده هاي ياد شده انجام نميپذيرند؟ اين در حالي است كه مردم ما براي ايجاد آنچنان شرايطي كه آزادتر زيستن فرد فرد جامعه ما را ممكن سازد مطالباتي نوين را در دستور روز خود قرار داده اند. بدين معنا كه نيازمند دولتي هستند متناسب با شناخت كيفيتاً نوينشان از حقوق اجتماعي خود و متناسب با رهنمودهاي رهبريشان. اين مستلزم وجود دولتي است مقتدر تر, آگاهتر و داراي برنامه ساختمان كشور در همه عرصه هايش. كشمكشها, برخوردها و روياروييهاي گاه شك برانگيز درون جناحي, در خوشبينانه ترين تحليل, نشان از اين دارند كه سياستمداري و نمايندگي, در چشم برخي, همانا شانس و بختي است كه به كسي روي ميآورد تا چون بختكي بر سر مردم فرود آيد, يك شبه ره صدساله پيمايد و به ثروتهاي افسانه اي دست يابد. اين خود نشان از آن دارد كه اكثر "نمايندگان و كابينه موجود" دست كم گامي از مردم و مطالباتشان واپس مانده اند. چنين مطالباتي, ناگزير, نخبگان و نمايندگان منحصر به فرد خود را نيز در دو عرصه قانونگذاري و اجرايي طلبيده است. نخبگاني كه, مطمئنا,ً به حقوق و مطالبات نوين اكثريت انتخاب كنندگان خود واقف و آگاهند و برنامه اجرا و زمانبندي شده آنرا نيز ارائه خواهند داد. طبيعتاً هنگاميكه دولت نسبتاً بي برنامه وقت جاي خود را به دولتي نوين داد آنگاه در روند ساختمان كشوري نيرومند و پيشرفته تر در كش و قوسي طولاني, طيفي ديگر از مطالبات را, با كيفيتي متفاوت در جامعه شاهد خواهيم بود. اين سير سيري است سالم, طبيعي, بدون وقفه و بي انتها, چه انسان مدام از نسل پيش از خود بي نيازتر و غيروابسته تر خواهد بود. اين اعتماد و تكيه به خود و خداي خود او را وادار به كسب دانش و آگاهي بيشتر و تغيير در نگرش ميكند. آنچه كه در اين راستا ميتواند به عنوان عاملي استثنايي وارد شود, كه نهاد رهبري نمونه بارز آنست, انتخابي است آگاهانه در چشم پوشي از منافع, خواستها و تمايلات "شخصي كه مقوله اي ديگر را در باب فلسفه بنيادين حركت ما و فداكاري گشوده است, مقوله اي كه توسعه را در راه رهايي انسان ترجمه ميكند و نه مال اندوزي فردي. فلسفه اي كه زراندوزان و اعضاي شبكه شبه مافيايي كشور ما با آن كاملاً بيگانه اند. اين بيگانگي در ايجاد فضاي تيره و زهرآگين حاكم بر جامعه ما نقش مهمي را ايفا ميكند. ضعف رسانه هاي گروهي در حلاجي شرايط كشور, راهنمايي مردم , دولت و نهادها و سوق دادن آنها به سوي برنامه و برنامه ريزي, بر سنگيني چنين هوايي افزوده است. رسانه هاي گروهي ما ابتكار عمل را در هدايت جامعه از دست داده و سير حوادث آنها را بدنبال خود ميكشاند. راديوها و ديگر رسانه هاي فرهنگ زداي بيگانه با براه انداختن جنگ رواني گسست ناپذير عليه نظام و كشور جو جامعه ما را بيش از هر زماني مسموم و آسيب پذير ساخته اند. با در پيش چشم داشتن آنچه كه بيان شد روا نيست بيش از اين با سخنان چرب , همدردي هاي بي مايه و قول و قرارهاي بي هدف و برنامه, ناكارايي دولت را در اداره امور و ساختمان كشور به نمايش گذارد. امروز, با توجه به سير رويدادهاي كشور اجراي كامل برنامه "ايجاد شرايط فوق العاده" احساس ميشود. اين برنامه و ديگر رهنمودهايي را كه از سال هزارو سيصدو هفتادو چهار مطرح و ارائه داده ام عرصه هاي مهم اداره امور كشور را تحت پوشش قرار داده است. با اجراي اين برنامه خواهيم توانست فصلي از روند تاريخي پيشرفت كشورمان را با پيروزي به پايان رسانيم.
والسلام
منوچهر رضاوندي ششم ديماه هزار و سيصد و هفتاد و نه هجري شمسي

هیچ نظری موجود نیست: