جستجوی این وبلاگ

۱۳۸۹/۱۱/۲۰

خیزش اخیر مردم مصر و پیامد آن
بدیهی است که جنبشهای اجتماعی برهم تاثیر گذارند. افت و خیزهای هر کدام خیزش های پس از خودرا کیفیتی نوین خواهند بخشید. اما هیچکدام همانند نیستند و اینکه نمی توانند همانند باشند. حتی در یک جامعه. چه خیزش های اجتماعی مردم یک سرزمین هم در مقاطع گوناگون تاریخی یک سان نیستند.
اکنون نظام حاکم بر مصر در بحران و کلافی خود ساخته گیر افتاده است و راه برون رفت از آن غیر ممکن می نماید.
برخی انقلاب سال 1357 ایران با آنچه که امروز در مصر میگذرد را یکسان می دانند. با نگاهی گذرا به برجسته ترین شناسه های راهبردی آنچه که در ایران روی داد و آنچه اکنون در مصر روی می دهد می توان به ناهمسانی های ماهوی آن دو پی برد؛
· انقلاب ایران دارای رهبری مدبر چون امام خمینی (ره) بود اما خیزش مردم مصر دارای چنین رهبری نیست. شاید بتوان گفت که تهی دست ترین مردم مصر رهبری این خیزش را در دست دارند؛ یک رهبری جمعی. امکان دارد رفته رفته طبقات و قشر های دیگر جامعه مصر به این خیزش بپیوندند و به آن رنگی دیگر بدهند.
· در انقلاب ایران همه گرد یک خواست متحد شده و هیچ گروهی با نظام حاکم بر سر یک میز به مذاکره ننشست؛ در صورتیکه در مدتی کمتر از دو هفته برخی از گروه های مصری بدون توجه به خواست مردم، با دولت به مذاکره نشستند.
· در انقلاب ایران با وجود نظام شاهنشاهی موجود و حاکم، دولت انقلاب هم تعیین شد و عملاً ایران همزمان دارای دو دولت گردید. این حرکت سنجیده انقلاب اسلامی را در ایران به پیروزی رسانید . در صورتیکه در مصر مردم در میدان تحریر نشسته اند و از حسنی مبارک می خواهند که کنار برود.
باری حد اقل دستاورد و پیامد رویدادهای اخیر مصر را می توان با توجه به نیازهای امروز مصر، صف بندی و رزمگاه های جهانی تا اندازه ای حدس زد؛
1- آهنگ و روند شکل گیری اتحادیه های منطقه ای بخصوص شکل گیری خاورمیانه بزرگ را شتاب می بخشد.
2- اتحادیه آفریقا را نیز اعتباری بیشر داده و موجب رونق سیاسی، اقتصادی و اجتماعی آن خواهد شد.
3- تغییرات صلح آمیزتری در سیاست اروپا و ایالات متحده آمریکا را در برخورد با یکدیگر و منطقه، در دستور کار آنان قرار خواهد داد.
منوچهر رضاوندی
هیجدهم بهمن ماه یک هزار و سیصد و هشتاد و نه