دانش سیاسی چیست؟
سیاست را می توان زرنگی، زیرکی، تدبیر و هوشمندی دانست.
دانش سیاسی همانا دانش هوشمندی در راهبری زندگی است. زندگی خود فراوان سویه است. هر سوی زندگی را که بنگریم نیازمند برخوردی هوشمندانه است، و گرنه نمی توان زندگی را به درستی در ساده ترین کستره اش با پیروزی به پیش برد.
ما آدمیان، همواره در روند زیست خود در برخورد با پیرامون زیستیمان و دیگران پیش از هر کرداری می اندیشیم که چه کنیم، چه بگوییم، چه و به چه اندازه برداشته و یا واگذاریم. چندو چون این برخوردها وابسته مهارت، دانش، و نگرش ما است. بدون تردید در این رهگذر وابستگی و پیمانهای بسته شده با پیروامون زیستی و خواست و توانایی دیگران را نه می توان نادیده گرفت و نه به آن کم بها داد.
این گونه است که ما در باره چندو چون زیست خود با دیگران همواره در برخورد هستیم که آنچه هست را که، چرا و به چه اندازه بردارد و چه واگذارد؛ این خود نمودار راستین واگرایی و همگرایی مردم است.
آن پندار، گفتار و کرداری که برخوردی درست، دادگرانه، همه پسند و دلچسب با خود و دیگران را در پیچ و خم وابستگی های یاد شده ممکن می سازد دانش سیاسی می نامیم.
منوچهر رضاوندی
هشتم خرداد ماه 1391
--------------------------------------------------------------------------------
بر همه ما است که زبان نازنده فارسی و فرهنگ غنی ایرانیمان را پاس بداریم
بااینکه دلسوزان جامعه ما اندرزهای بایسته را به گردانندگان و دست اندرکاران صدا و سیما داده اند که در اجرای برنامه ها از زبان درست فارسی بهره گرفته و از نادرست گویی و به کار بردن واژه های بیگانه و زبان شکسته "تهرونی" که به بختکی برای زبان فارسی در آمده است دوری نمایند، همچُنان می بینیم و می شنویم که برخی از مجریان صدا و سیمای کشور به تازگی با نادیده گرفتن پند و اندرزها، با به کار گیری واژه های بیگانه و زبان شکسته کوچه بازاری "تهرونی" به زبان فارسی بیش از گذشته آسیب وارد می سازند. برای نمونه، بهره گیری از واژه های شکسته و بی ریختی چون"خونواده" به جای خانواده، "سومون یا سامون" به جای سامان و "اونها" به جای آنان، ناگزیر گروه دیگری از واژه ها و کارواژه های شکسته و ناهماهنگی را به زبان و فرهنگ ما وارد خواهد ساخت که پس از مدتی همه گیر شده و پیامد جبران ناپذیرش برای هیچ ایرانی خوشایند نخواهد بود. به همه آنانی که با یکدندگی به بهره گیری از این شیوه به کار خود پای می فشارند باید گوشزد کرد که آنان خواسته و یا ناخواسته فرزندان، نوه ها و نسل های آینده خود و دیگر مردم سرزمین ما را از داشتن زبانی رسا و سره بازخواهند داشت. برخی شایدفراموش کرده اند که زبان و فرهنگ سرزمین ما چون امانتی از سوی همه گذشتگانمان به ما واگذار شده که در جهت بهینه و غنی سازیَش گام برداریم و نه در الکن و لنگ ساختن آن.
ما از نسل های دیروز، امروزه دارای اندوخته های درست گویی زبان فارسی هستیم؛ پیش از این صدا و سیما در برنامه های خبری، رسمی و گزارش های دانش پایه و اقتصادی خود از زبان درست و سره فارسی بهره می گرفت و جامعه هم با گوش فرادادن بدان اندوخته لازم تلفظ درست زبان فارسی را فرا می گرفتند؛ اما امروزه، برای نمونه، هنگامی که به جای آوای درست واژه« می گوید »گزارشگران، نویسندگان و کارگردانان و مجریان صدا وسیما کارواژه شکسته "میگن" را به کار می برند فرزندان ما را از شنیدن گویش درست کارواژه «می گوید» محروم می سازند و روشن نیست که تلفظ درست فعل «می گوید» را از زبان چه کسی باید شنیده و فرابگیرند.
پرسش پایه ای این است که صدا و سیما و دیگر رساناه های گروهی ما چرا باید چنین آسیبی را بر زبان فارسی روا داشته و اجازه دهند که من، شما و دیگران شب و روز در جستجوی راهکار بازداری آنان از به کار گیری و وارد ساختن واژه و ترکیبات نادرست به زبان فارسی باشیم.
به تازگی در برنامه ویژه ای که در بوستان ملت اجرا و از شبکه یک سیما پخش شد زیرنویسی،کمابیش، به این گونه نمایان گردید؛
" ..نظرتون رو در مورد برنامه به ما بگین" !!!!
این نمونه به روشنی بیان کننده این راستی است که نادیده انگاشتن پند و اندرز و بخش نامه ها به جایی رسیده است که اکنون زبان شکسته والکن کوچه بازاری خودخواسته زیر نویس می شود و مجری و تهیه کننده هم کسی را پاسخ گو نیست؛ مگر اینکه مقرراتی در صداو سیما وارد گردد که با تکیه بر آن آنانی را که کمر به آسیب رسانی به زبان و فرهنگ ایرانیمان می بندند را بتوان بی درنگ از کار برکنار کرد؛ که این خود مستلزم برخورد جدی با پدیده مخرب خویشاوند سالاری است که نظام گزینشی ما را به کژ راهه می برد. بدون شک به درازا کشیدن پدیده مخرب خویشاوند سالاری نیز پیشرفت ما را در گستره های گوناگونش خواه ناخواه به کندی خواهد کشانید.
چُنین به نظر می آید که برخی از مجریان و تهیه کنندگان شاید خودسرانه، تصمیم می گیرند که زبان و فرهنگمان را به بی راهه بکشانند. شاید با داشتن چُنین مجریان، تهیه کنندگان، فیلم نامه نویسان، کارگردانان و نویسندگانی جامعه ما پس از مدتی نه چندان دور از اندوخته درست گویی تهی گشته و زبان نازنده وفاخر ایرانی ما به نابودی بگراید. آنگاه مردم ما با زبانی دست و پا شکسته و نارسا روبرو خواهند شد که نه توانایی رسانش پیامی درست را خواهد داشت و نه صدور فرمان های بایسته جامعه پویا و پیشرفته ایران زمین را. پیامد فاجعه بار این آسیب رسانی به زبان فارسی بر همه ما روشن است.
منوچهر رضاوندي
سه شنبه 23 فروردین ماه 1391
--------------------------------------------------------------------------------
به نام خداوند جان و خِرَد کزین برتر اندیشه برنگذرد
به یاد شهیدان به خون خفته ایران زمین
فرارسیدن نوروز خجسته را به شما هم میهنان ارجمندم فروتنانه شاد باش می گویم.
در این روز، سربلندی، تندرستی، شادی و پیروزی های روزافزون را برای شما مردم گرامی، بزرگوار و تمدن ساز سرزمینمان ایران از ایزد یکتا خواستارم.
ما در پیچ و خم دیرینه ای بیست و پنج هزار ساله افت و خیزهای بیشماری را از سر گذرانده ایم و همواره در پرتو رهبران و اندیشمندانی فرهیخته، دوراندیش و دلیر سربلندتر از همیشه پیروزمندانه پرچم بالندگی و سازندگی را بر فراز جهان برافراشته ایم و این چنین نخستین دانشگاه ها و کتابخانه های بزرگ جهان را در "ری شهر"، "شیز" و "گندی شاپور" بنیاد نهادیم و دانه های بارور دانش و پژوهش را در جهان پراکندیم.
امسال در حالی نوروز باستانی را به جشن می نشینیم که در پناه خداوند بزرگ، رهبری مدبرانه و سخت کوشی تلاش گران کار و سرمایه توانسته ایم در گستره های گوناگون چون دانش هسته ای، آبادانی، دست یافتن به فن و فن آوری و استوار سازی زیرساختهای کشور به دست آوردهایی سترگ و بازگشت ناپذیر دست یابیم. دانشمندان جوان و کوشای ما با ساخت سامانه های گوناگون و گاه بی مانند دفاعی توانسته اند امنیت و آرامش همیشگی را در سرزمین ما به ارمغان آورند.
مردم ما چون همیشه، امسال نیز یک پارچه چون تنی واحد با برپایی جشن بیست و دوم بهمن پیام دندان شکن و کوبنده خود را به تهدیدها و تحریم های دشمن غدار به نمایش گذاردند. اندکی پس از این حضور حماسی مردم شریف و نجیب ما در اسفند ماه 1390 با شرکت بی مانند خود در گزینش نمایندگان راستین، پرتلاش و فرهیخته پشتیبانی راستین و چند باره خود از نظام فرمانروا بر کشور را به آگاهی رسانیدند.
بدون تردید دست اندرکاران و دولتمردان ما به وظیفه بس سترگ و سنگین خود در برابر این پشتیبانی بی دریغ مردم آگاهند و نیز می دانند این پشتیبانی تا زمانی پی دار خواهد ماند که آنان نیز با ناظر دانستن خدواند بر کردار ورفتارشان، پایدار و استوار کمر به خدمت مردم و میهن بندند و هرگز کم کاری، خویشاوند سالاری و دیگر کژی ها و وسوسه های مال اندوزی برای خود را در سر نپرورانند. مردم ما امروزه آگاه تر از پیش دریافته اند که مقابله با زیاده خواهی، تهدید، تحریم و خرابکاریهای دشمن را کار و تلاشی سخت کوشانه و دوچندان نیاز است. این خود برنامه ریزی زمانبندی شده هدفمندی را در دستور کار دولت و کارشناسان گذارده است که می باید بی درنگ بدان پرداخته شود.
ناگفته نماند که هنوز اینجا و آنجا هستند بی مقدارانی که پیام دشمن شکن مردم را نشنیده و کماکان به همسویی با دشمن در تلاشند که در گستره های گوناگون به کشور آسیب برسانند. از آن جمله می توان به هجوم فرهنگی با پیامدهای درازمدت آن اشاره کرد که زبان فارسی را در چنبره خود قرار داده و با وارد کردن واژه های بیگانه، شکستن کارواژه ها و بهره گیری از زبان کوچه بازاری در گزارشات رسمی و اخبار در پی الکن ساختن زبان رسمی کشور هستند از سویی و از دیگر سوی با توهین به فرمانروایان و رهبران تاریخی کشورمان در تلاشند از اعتبار ایران و تاریخ بیست وپنج هزار ساله اش بکاهند. بدون تردید غربال به دستانی از پی خواهند آمد و تازندگان به فرهنگ، زبان، تاریخ و بزرگان تاریخی ایران زمین را خواهند آزمود.
باید هوشیار بود که برخي از مطالبات جدي و مهم مردم ما كماكان برجاي مانده اند؛ به بخشی از این خواستها که در بهمن سال 1388 بدان اشاره ای دیگر داشتم باری دیگر فهرست وار می پردازم:
• اجرای کامل قانون حذف كنكور و ديگر آزمون هاي رقابتي.
• اجرای طرح پيشنهادي بيكاري زدايي.
• پایان دادن به خويشاوندي سالاري در استخدام و اشتغال.
• پایان دادن به فروش مواد كاني و خام با برنامه و طرحی هدفمند و زمانبندی شده.
• شتاب در ساخت و راه اندازه سامانه خط آهن سراسری.
پیروز، سربلند و پاینده مانی ای ایران، ای سرزمین من.
منوچهر رضاوندی
نوروز 1391
روند هجوم به زبان و فرهنگی ایرانی را باید پایان داد
جناب آقای غلامعلی حداد عادل رئیس فرهنگستان زبان و ادب فارسی
با درودی گرم
نگارنده در سال 1380 که هجوم به زبان و فرهنگ ایرانیمان از سوی برخی دست اندرکاران رسانه های گروهی به ویژه در صدا و سیما به اوج رسید طی نامه ای به صدا و سیما و ارسال آن به روزنامه های رسمی کشور نگرانی خود را از تدوام رویه "بهره گیری" از زبان بیگانه ابراز داشتم. پس از چندی با تغییر مدیریت شبکه "خبر" ناگهان نه تنها رخنه زبان بیگانه شدت یافت بلکه وارد ساختن زبان کوچه بازاری و محاوره در اخبار و گزارشهای رسمی، خبری و علمی کشور هجوم همه جانبه دیگری به زبان فارسی و فرهنگ ایرانی در دستور کار برخی از کارگزاران رسانه ها قرار گرفت. آن هنگام در تاریخ دی ماه سال 1384 طی نامه ای دست به دامان جنابعالی شدم تا بلکه بتوان مانع از چنین هجومی شد.
به تازگی در همیاش هم اندیشی انجمن های علمی و برون سپاری واژه گزینی در فرهنگستان زبان و ادب فارسی جنابعالی به نکات برجسته و بسیار مفیدی در راستای نگاهداری زبان فارسی ابراز فرمودید که روزنه امیدی را برای مقابله با پدیده بسیار جدی و خطرناک هجوم به زبان و فرهنگ ایرانیمان باز گشود.
فارسی، زبان رسمي كشور ابزار شايسته، لازم و دقيق بيان انديشه و بازگوكننده و حاملي براي تجربيات امروز و گذشته است. زبان فارسي ما پختگي و نيرومندي خود را، در اين راستا، به گونه اي تحسين برانگيز در حفظ خود و انتقال سنن و دستاوردهاي گوناگون جامعه ايراني از دورانهاي كهن تاريخي سرزمين ما تا به امروز بر دوش كشيده و به انجام رسانيده است( برگرفته ای از نوشته های نگارنده ). باید به این راستی باور داشت که ما هیچگونه نیازی به وارد ساختن زبان بیگانه در زبان خود نداریم. اگر هم قرار بر این است که پزشکی را زبانی پایه باید، آنگاه این زبان فارسی است که باید پایه قرار بگیرد و نه دیگر. چه ما از دیرینه ای با بیش از هفت هزار سال دانش پزشکی برخوردار هستیم و تا همین سده گذشته همه جهان از دانش پزشکی ما بهره می گرفته اند و دانش پزشکی خود را بر آن بنیان گذارده اند. از این روی باید پذیرفت که از وارد ساختن هر گونه واژه بیگانه به زبان فارسی دوری کرد.
باید توجه داشت که وارد ساختن هرگونه آسیبی به زبان فارسی به هر بهانه ميتواند قدرت پويايي آن را كاهش داده و دقت و فراگير زبان دانش و فني ما را دچار کاستی و خسارت سازد و آن را نيز فاقد ذخيره لازم صدور فرمانها، دستوارت، پيامها و ياد داشت هاي روان و سليس سازد.
شب یازدهم دی ماه در برنامه "شبهای روشن" برنامه ای که پیش از اخبار ساعت یازده و سی دقیقه شب از شبکه جام جم با حضور جلیلوند نامی پخش شد، دردا که مجری و شرکت کنندگان آن، چنان به زبان فارسی تاختند که حدی را برای آن نمی توان قائل شد. آنان به آسودگی چنان واژه هایی چون " بک گراوند، ری اکشن، تایم و............" را پٌر رنگ و آب دار بر زبان می آوردند که شنیدنش باور نکردنی بود. به راستی شگفت انگیز است که برخی از مجریان ما چگونه می توانند خود را آن چنان به نمایش بگذارند.
با توجه به روند این هجوم مکرر از سوی صدا و سیما، نویسندگان، فیلمنامه نویسان، کارگردانان و دیگر رسانه های گروهی و چشم پوشی آنان به هشدار و اندرزها جای دارد که پرسید به راستی چه باید کرد؟ جناب عالی با توجه به مقام و نفوذی که در این راستا با کار و تلاشی خستگی ناپذیر کسب نموده اید بدون تردید خواهید توانست به این روند درد آور پایان دهید.
با احترام منوچهر رضاوندی
12 دی ماه 1390
سیاست را می توان زرنگی، زیرکی، تدبیر و هوشمندی دانست.
دانش سیاسی همانا دانش هوشمندی در راهبری زندگی است. زندگی خود فراوان سویه است. هر سوی زندگی را که بنگریم نیازمند برخوردی هوشمندانه است، و گرنه نمی توان زندگی را به درستی در ساده ترین کستره اش با پیروزی به پیش برد.
ما آدمیان، همواره در روند زیست خود در برخورد با پیرامون زیستیمان و دیگران پیش از هر کرداری می اندیشیم که چه کنیم، چه بگوییم، چه و به چه اندازه برداشته و یا واگذاریم. چندو چون این برخوردها وابسته مهارت، دانش، و نگرش ما است. بدون تردید در این رهگذر وابستگی و پیمانهای بسته شده با پیروامون زیستی و خواست و توانایی دیگران را نه می توان نادیده گرفت و نه به آن کم بها داد.
این گونه است که ما در باره چندو چون زیست خود با دیگران همواره در برخورد هستیم که آنچه هست را که، چرا و به چه اندازه بردارد و چه واگذارد؛ این خود نمودار راستین واگرایی و همگرایی مردم است.
آن پندار، گفتار و کرداری که برخوردی درست، دادگرانه، همه پسند و دلچسب با خود و دیگران را در پیچ و خم وابستگی های یاد شده ممکن می سازد دانش سیاسی می نامیم.
منوچهر رضاوندی
هشتم خرداد ماه 1391
--------------------------------------------------------------------------------
بر همه ما است که زبان نازنده فارسی و فرهنگ غنی ایرانیمان را پاس بداریم
بااینکه دلسوزان جامعه ما اندرزهای بایسته را به گردانندگان و دست اندرکاران صدا و سیما داده اند که در اجرای برنامه ها از زبان درست فارسی بهره گرفته و از نادرست گویی و به کار بردن واژه های بیگانه و زبان شکسته "تهرونی" که به بختکی برای زبان فارسی در آمده است دوری نمایند، همچُنان می بینیم و می شنویم که برخی از مجریان صدا و سیمای کشور به تازگی با نادیده گرفتن پند و اندرزها، با به کار گیری واژه های بیگانه و زبان شکسته کوچه بازاری "تهرونی" به زبان فارسی بیش از گذشته آسیب وارد می سازند. برای نمونه، بهره گیری از واژه های شکسته و بی ریختی چون"خونواده" به جای خانواده، "سومون یا سامون" به جای سامان و "اونها" به جای آنان، ناگزیر گروه دیگری از واژه ها و کارواژه های شکسته و ناهماهنگی را به زبان و فرهنگ ما وارد خواهد ساخت که پس از مدتی همه گیر شده و پیامد جبران ناپذیرش برای هیچ ایرانی خوشایند نخواهد بود. به همه آنانی که با یکدندگی به بهره گیری از این شیوه به کار خود پای می فشارند باید گوشزد کرد که آنان خواسته و یا ناخواسته فرزندان، نوه ها و نسل های آینده خود و دیگر مردم سرزمین ما را از داشتن زبانی رسا و سره بازخواهند داشت. برخی شایدفراموش کرده اند که زبان و فرهنگ سرزمین ما چون امانتی از سوی همه گذشتگانمان به ما واگذار شده که در جهت بهینه و غنی سازیَش گام برداریم و نه در الکن و لنگ ساختن آن.
ما از نسل های دیروز، امروزه دارای اندوخته های درست گویی زبان فارسی هستیم؛ پیش از این صدا و سیما در برنامه های خبری، رسمی و گزارش های دانش پایه و اقتصادی خود از زبان درست و سره فارسی بهره می گرفت و جامعه هم با گوش فرادادن بدان اندوخته لازم تلفظ درست زبان فارسی را فرا می گرفتند؛ اما امروزه، برای نمونه، هنگامی که به جای آوای درست واژه« می گوید »گزارشگران، نویسندگان و کارگردانان و مجریان صدا وسیما کارواژه شکسته "میگن" را به کار می برند فرزندان ما را از شنیدن گویش درست کارواژه «می گوید» محروم می سازند و روشن نیست که تلفظ درست فعل «می گوید» را از زبان چه کسی باید شنیده و فرابگیرند.
پرسش پایه ای این است که صدا و سیما و دیگر رساناه های گروهی ما چرا باید چنین آسیبی را بر زبان فارسی روا داشته و اجازه دهند که من، شما و دیگران شب و روز در جستجوی راهکار بازداری آنان از به کار گیری و وارد ساختن واژه و ترکیبات نادرست به زبان فارسی باشیم.
به تازگی در برنامه ویژه ای که در بوستان ملت اجرا و از شبکه یک سیما پخش شد زیرنویسی،کمابیش، به این گونه نمایان گردید؛
" ..نظرتون رو در مورد برنامه به ما بگین" !!!!
این نمونه به روشنی بیان کننده این راستی است که نادیده انگاشتن پند و اندرز و بخش نامه ها به جایی رسیده است که اکنون زبان شکسته والکن کوچه بازاری خودخواسته زیر نویس می شود و مجری و تهیه کننده هم کسی را پاسخ گو نیست؛ مگر اینکه مقرراتی در صداو سیما وارد گردد که با تکیه بر آن آنانی را که کمر به آسیب رسانی به زبان و فرهنگ ایرانیمان می بندند را بتوان بی درنگ از کار برکنار کرد؛ که این خود مستلزم برخورد جدی با پدیده مخرب خویشاوند سالاری است که نظام گزینشی ما را به کژ راهه می برد. بدون شک به درازا کشیدن پدیده مخرب خویشاوند سالاری نیز پیشرفت ما را در گستره های گوناگونش خواه ناخواه به کندی خواهد کشانید.
چُنین به نظر می آید که برخی از مجریان و تهیه کنندگان شاید خودسرانه، تصمیم می گیرند که زبان و فرهنگمان را به بی راهه بکشانند. شاید با داشتن چُنین مجریان، تهیه کنندگان، فیلم نامه نویسان، کارگردانان و نویسندگانی جامعه ما پس از مدتی نه چندان دور از اندوخته درست گویی تهی گشته و زبان نازنده وفاخر ایرانی ما به نابودی بگراید. آنگاه مردم ما با زبانی دست و پا شکسته و نارسا روبرو خواهند شد که نه توانایی رسانش پیامی درست را خواهد داشت و نه صدور فرمان های بایسته جامعه پویا و پیشرفته ایران زمین را. پیامد فاجعه بار این آسیب رسانی به زبان فارسی بر همه ما روشن است.
منوچهر رضاوندي
سه شنبه 23 فروردین ماه 1391
--------------------------------------------------------------------------------
به نام خداوند جان و خِرَد کزین برتر اندیشه برنگذرد
به یاد شهیدان به خون خفته ایران زمین
فرارسیدن نوروز خجسته را به شما هم میهنان ارجمندم فروتنانه شاد باش می گویم.
در این روز، سربلندی، تندرستی، شادی و پیروزی های روزافزون را برای شما مردم گرامی، بزرگوار و تمدن ساز سرزمینمان ایران از ایزد یکتا خواستارم.
ما در پیچ و خم دیرینه ای بیست و پنج هزار ساله افت و خیزهای بیشماری را از سر گذرانده ایم و همواره در پرتو رهبران و اندیشمندانی فرهیخته، دوراندیش و دلیر سربلندتر از همیشه پیروزمندانه پرچم بالندگی و سازندگی را بر فراز جهان برافراشته ایم و این چنین نخستین دانشگاه ها و کتابخانه های بزرگ جهان را در "ری شهر"، "شیز" و "گندی شاپور" بنیاد نهادیم و دانه های بارور دانش و پژوهش را در جهان پراکندیم.
امسال در حالی نوروز باستانی را به جشن می نشینیم که در پناه خداوند بزرگ، رهبری مدبرانه و سخت کوشی تلاش گران کار و سرمایه توانسته ایم در گستره های گوناگون چون دانش هسته ای، آبادانی، دست یافتن به فن و فن آوری و استوار سازی زیرساختهای کشور به دست آوردهایی سترگ و بازگشت ناپذیر دست یابیم. دانشمندان جوان و کوشای ما با ساخت سامانه های گوناگون و گاه بی مانند دفاعی توانسته اند امنیت و آرامش همیشگی را در سرزمین ما به ارمغان آورند.
مردم ما چون همیشه، امسال نیز یک پارچه چون تنی واحد با برپایی جشن بیست و دوم بهمن پیام دندان شکن و کوبنده خود را به تهدیدها و تحریم های دشمن غدار به نمایش گذاردند. اندکی پس از این حضور حماسی مردم شریف و نجیب ما در اسفند ماه 1390 با شرکت بی مانند خود در گزینش نمایندگان راستین، پرتلاش و فرهیخته پشتیبانی راستین و چند باره خود از نظام فرمانروا بر کشور را به آگاهی رسانیدند.
بدون تردید دست اندرکاران و دولتمردان ما به وظیفه بس سترگ و سنگین خود در برابر این پشتیبانی بی دریغ مردم آگاهند و نیز می دانند این پشتیبانی تا زمانی پی دار خواهد ماند که آنان نیز با ناظر دانستن خدواند بر کردار ورفتارشان، پایدار و استوار کمر به خدمت مردم و میهن بندند و هرگز کم کاری، خویشاوند سالاری و دیگر کژی ها و وسوسه های مال اندوزی برای خود را در سر نپرورانند. مردم ما امروزه آگاه تر از پیش دریافته اند که مقابله با زیاده خواهی، تهدید، تحریم و خرابکاریهای دشمن را کار و تلاشی سخت کوشانه و دوچندان نیاز است. این خود برنامه ریزی زمانبندی شده هدفمندی را در دستور کار دولت و کارشناسان گذارده است که می باید بی درنگ بدان پرداخته شود.
ناگفته نماند که هنوز اینجا و آنجا هستند بی مقدارانی که پیام دشمن شکن مردم را نشنیده و کماکان به همسویی با دشمن در تلاشند که در گستره های گوناگون به کشور آسیب برسانند. از آن جمله می توان به هجوم فرهنگی با پیامدهای درازمدت آن اشاره کرد که زبان فارسی را در چنبره خود قرار داده و با وارد کردن واژه های بیگانه، شکستن کارواژه ها و بهره گیری از زبان کوچه بازاری در گزارشات رسمی و اخبار در پی الکن ساختن زبان رسمی کشور هستند از سویی و از دیگر سوی با توهین به فرمانروایان و رهبران تاریخی کشورمان در تلاشند از اعتبار ایران و تاریخ بیست وپنج هزار ساله اش بکاهند. بدون تردید غربال به دستانی از پی خواهند آمد و تازندگان به فرهنگ، زبان، تاریخ و بزرگان تاریخی ایران زمین را خواهند آزمود.
باید هوشیار بود که برخي از مطالبات جدي و مهم مردم ما كماكان برجاي مانده اند؛ به بخشی از این خواستها که در بهمن سال 1388 بدان اشاره ای دیگر داشتم باری دیگر فهرست وار می پردازم:
• اجرای کامل قانون حذف كنكور و ديگر آزمون هاي رقابتي.
• اجرای طرح پيشنهادي بيكاري زدايي.
• پایان دادن به خويشاوندي سالاري در استخدام و اشتغال.
• پایان دادن به فروش مواد كاني و خام با برنامه و طرحی هدفمند و زمانبندی شده.
• شتاب در ساخت و راه اندازه سامانه خط آهن سراسری.
پیروز، سربلند و پاینده مانی ای ایران، ای سرزمین من.
منوچهر رضاوندی
نوروز 1391
روند هجوم به زبان و فرهنگی ایرانی را باید پایان داد
جناب آقای غلامعلی حداد عادل رئیس فرهنگستان زبان و ادب فارسی
با درودی گرم
نگارنده در سال 1380 که هجوم به زبان و فرهنگ ایرانیمان از سوی برخی دست اندرکاران رسانه های گروهی به ویژه در صدا و سیما به اوج رسید طی نامه ای به صدا و سیما و ارسال آن به روزنامه های رسمی کشور نگرانی خود را از تدوام رویه "بهره گیری" از زبان بیگانه ابراز داشتم. پس از چندی با تغییر مدیریت شبکه "خبر" ناگهان نه تنها رخنه زبان بیگانه شدت یافت بلکه وارد ساختن زبان کوچه بازاری و محاوره در اخبار و گزارشهای رسمی، خبری و علمی کشور هجوم همه جانبه دیگری به زبان فارسی و فرهنگ ایرانی در دستور کار برخی از کارگزاران رسانه ها قرار گرفت. آن هنگام در تاریخ دی ماه سال 1384 طی نامه ای دست به دامان جنابعالی شدم تا بلکه بتوان مانع از چنین هجومی شد.
به تازگی در همیاش هم اندیشی انجمن های علمی و برون سپاری واژه گزینی در فرهنگستان زبان و ادب فارسی جنابعالی به نکات برجسته و بسیار مفیدی در راستای نگاهداری زبان فارسی ابراز فرمودید که روزنه امیدی را برای مقابله با پدیده بسیار جدی و خطرناک هجوم به زبان و فرهنگ ایرانیمان باز گشود.
فارسی، زبان رسمي كشور ابزار شايسته، لازم و دقيق بيان انديشه و بازگوكننده و حاملي براي تجربيات امروز و گذشته است. زبان فارسي ما پختگي و نيرومندي خود را، در اين راستا، به گونه اي تحسين برانگيز در حفظ خود و انتقال سنن و دستاوردهاي گوناگون جامعه ايراني از دورانهاي كهن تاريخي سرزمين ما تا به امروز بر دوش كشيده و به انجام رسانيده است( برگرفته ای از نوشته های نگارنده ). باید به این راستی باور داشت که ما هیچگونه نیازی به وارد ساختن زبان بیگانه در زبان خود نداریم. اگر هم قرار بر این است که پزشکی را زبانی پایه باید، آنگاه این زبان فارسی است که باید پایه قرار بگیرد و نه دیگر. چه ما از دیرینه ای با بیش از هفت هزار سال دانش پزشکی برخوردار هستیم و تا همین سده گذشته همه جهان از دانش پزشکی ما بهره می گرفته اند و دانش پزشکی خود را بر آن بنیان گذارده اند. از این روی باید پذیرفت که از وارد ساختن هر گونه واژه بیگانه به زبان فارسی دوری کرد.
باید توجه داشت که وارد ساختن هرگونه آسیبی به زبان فارسی به هر بهانه ميتواند قدرت پويايي آن را كاهش داده و دقت و فراگير زبان دانش و فني ما را دچار کاستی و خسارت سازد و آن را نيز فاقد ذخيره لازم صدور فرمانها، دستوارت، پيامها و ياد داشت هاي روان و سليس سازد.
شب یازدهم دی ماه در برنامه "شبهای روشن" برنامه ای که پیش از اخبار ساعت یازده و سی دقیقه شب از شبکه جام جم با حضور جلیلوند نامی پخش شد، دردا که مجری و شرکت کنندگان آن، چنان به زبان فارسی تاختند که حدی را برای آن نمی توان قائل شد. آنان به آسودگی چنان واژه هایی چون " بک گراوند، ری اکشن، تایم و............" را پٌر رنگ و آب دار بر زبان می آوردند که شنیدنش باور نکردنی بود. به راستی شگفت انگیز است که برخی از مجریان ما چگونه می توانند خود را آن چنان به نمایش بگذارند.
با توجه به روند این هجوم مکرر از سوی صدا و سیما، نویسندگان، فیلمنامه نویسان، کارگردانان و دیگر رسانه های گروهی و چشم پوشی آنان به هشدار و اندرزها جای دارد که پرسید به راستی چه باید کرد؟ جناب عالی با توجه به مقام و نفوذی که در این راستا با کار و تلاشی خستگی ناپذیر کسب نموده اید بدون تردید خواهید توانست به این روند درد آور پایان دهید.
با احترام منوچهر رضاوندی
12 دی ماه 1390
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر