به نام خداوند بخشنده و
مهربان
منوچهر رضاوندي
اکنون باید از خود بپرسیم؛در نشست هایی که در روند همه ی سالهای گذشته با بیگانگان داشته ایم کدام یک را می توان نام برد که در آن برخوردشان باما درست، دادگرانه، همه پسند و دلچسب بوده باشد؟ اگر به راستی چنین نبوده که نبوده است ، پس حضور ما در گرداگرد چنین میزی که همواره هدفش ناتوان و لنگ سازی ما بوده و هست از چه روی است؟
منوچهر رضاوندي
داوطلب انتخابات رياست جمهوري اسلامي ايران دوره یازدهم
ناگزیر از نادیده انگاشتن فروش نفت، گاز و دیگر مواد کانی
بیشتر مردم
ما امروز ه با اینکه با سختی های گوناگونی روبرویند با سیلی روی خود را سرخ
نگه داشته و پرکار در راه ساختمان ایرانی آبادتر با مردمی آزادتر در تلاشند و
میدانند که گسترشِ داد در همه ی گستره های زیستی کشور نیازمند کاری دو چندان،
متکی به خود و خستگی ناپذیر است.
هستند برخی
که زیاده خواه و سیاه نمایند. زیادتر از دیگران سهم می خواهند، همواره گذشته را
سیاه نمایی می کنند، افزون بر همیشه در راه پیشرفت کشورسنگ اندازی کرده و
بیگانه تر از بیگانه در تلاش القای اندیشه های پلید، یاس آور و رکود زا
هستند. همه آنانی که کار گذشتگان و سرداران و سردمداران گذشته را ناچیز می
شمرند و به گونه ای امروز را چُنین می نمایانندکه گویا این سرزمین با این
تاریخ فرازمند و کهن انگار تهی از کار، تلاش، بالندگی و شایستگی است. اینان بی
گمان تلاش گران امروز و دستاوردهایشان را نیز، در فردایی که نه چندان دیر
فراخواهد رسید، ناچیز خواهند شمرد.
برخی هستند
که نماینده بودن و وزیر بودن را تنها و تنها درخور قدو بالای خود و بستگانشان
پنداشته اند و خود را تافته های جدابافته ی جامعه ما انگاشته اند و انگار نه
انگار که فرهیختگان بیشماری در کشور ما هستند که هنوز بدانان فرصت اداره کشور
داده نشده است. بدون تردید بهره گیری از همه فرهیختگان کشور در اداره امور کشور
ما را در دست یابی به اهداف دور و نزدیکمان یاری رسانیده و پیشرفت را در گستره
های گوناگون زیست کشور تند وتیز تر به جلو خواهد راند.
بی گمان در
پس تلاش در کار و پویش در نوآوری-ی دانشمندان و دلسوزان این سرزمین مقدس بر
پایه و آموزه های سترگ رهبری فرزانه، آرزوهایی پاک، ناب و مردمی نهفته است. هم
آنان بی آنی درنگ تا کنون کشور را از گزند بیگانگان دور نگه داشته و پایه های
استوار کشوری پیشرفته و بالنده را پی ریخته اند.
امروز ه ما
به دوره ای بس سترگ از تاریخ پیشرفت کشورمان پای نهاده ایم که دشمنان سوگند
خورده آن با ترفند، فریب کاری های نمایشی، دروغ و فرا فکنی و هوچی گری در
تلاشند کارمان را به کندی و درنگ بکشانند و آنچه که برایمان خواب دیده اند را
پس از ناتوان ساختن ما بر سرمان آورند. آنگاه هرچه را خواستند بر ما روادارند.
این سر زمین را به همه ی باشندگان و تاریخش به نابودی بکشند. آنان بدون در پیش
چشم داشتن حقوق ما بر پایه همان پیمانهایی که خود پی ریخته اند (روشن هم
نیست که ما چه گونه و در چه روند و کنکاشی بر پای چُنین پیمان زیان آور و آسیب
خیزی دستینه زده بوده ایم)، بر ما سخت می گیرند، تهمت می زنند، تهدید
می کنند، هیاهو به راه می اندازند و با دخالت های آشکار و پنهان نشان داده و
می دهند که این پیمان های تحمیلی تنها و تنها در راستای عدم دسترسی ما به فن
آوری و در پایان وابسته ساختن ما به آنان پی ریزی شده بوده است. امروز ما
داریم به درستی پی می بریم که بی گمان هر گونه درنگ در کار، کاستی و کندی در
دست یابی به فن و فن آوری-ی روز خواسته یا ناخواسته کشور را به سوی ناتوانی،
واپس ماندگی و وابستگی پیش خواهد برد و در پایان دشمن را برما چیره خواهد
گردانید.
کشور ما با
داشتن بیست و پنج هزارسال تاریخ پر فراز و نشیب کماکان در گستره های گوناگون
فرهنگ و شهرایی آموزه های زیستی و رفتاری ی کارا و شایسته ای را پی دار در پهنه
ی جهانی در دسترس می گذارد. آنچه بیش از پیش و بیش از همیشه باید بدان به
درستی نگریست پی دار بودن این رفتار و شیوه ی زندگی است. با درپیش چشم داشتن
این راستی، باید پذیرفت با آنانی که دستشان تا آستین به خون مردم بی گناه
کشورهای منطقه آلوده است نمی توان بر سر میزی نشست و به سخن پرداخت. آن هم
سخنی در چه باره؟ درباره اینکه ما با دست خود دانش، توانایی، بهتر زیستن و در
ایمن ماندن را از خود بگیریم.
من سیاست را
با چُنین چم و مانایی نوین ارائه دادم که:
"سیاست
را می توان زرنگی، زیرکی، تدبیر و هوشمندی دانست.
دانش
سیاسی همانا دانش هوشمندی در راهبری زندگی است. زندگی خود فراوان سویه
است. هر سوی زندگی را که بنگریم نیازمند برخوردی هوشمندانه است، و گرنه نمی
توان زندگی را به درستی در ساده ترین گستره اش با پیروزی به پیش برد. ما
آدمیان، همواره در روند زیست خود در برخورد با پیرامون زیستیمان و دیگران
پیش از هر کرداری می اندیشیم که چه کنیم، چه بگوییم، چه و به چه اندازه
برداشته و یا واگذاریم. چندو چون این برخوردها وابسته مهارت، دانش، و نگرش
ما
است. بدون تردید در این رهگذر وابستگی و پیمانهای بسته شده با پیروامون
زیستی و خواست و توانایی دیگران را نه می توان نادیده گرفت و نه به آن کم
بها داد.
این گونه است که ما در باره چندو چون زیست خود با دیگران همواره در برخورد هستیم که آنچه هست را که، چرا و به چه اندازه بردارد و چه واگذارد؛ این خود نمودار راستین واگرایی و همگرایی مردم است. آن پندار، گفتار و کرداری که برخوردی درست، دادگرانه، همه پسند و دلچسب با خود و دیگران را در پیچ و خم وابستگی های یاد شده ممکن می سازد دانش سیاسی می نامیم."
این گونه است که ما در باره چندو چون زیست خود با دیگران همواره در برخورد هستیم که آنچه هست را که، چرا و به چه اندازه بردارد و چه واگذارد؛ این خود نمودار راستین واگرایی و همگرایی مردم است. آن پندار، گفتار و کرداری که برخوردی درست، دادگرانه، همه پسند و دلچسب با خود و دیگران را در پیچ و خم وابستگی های یاد شده ممکن می سازد دانش سیاسی می نامیم."
اکنون باید از خود بپرسیم؛در نشست هایی که در روند همه ی سالهای گذشته با بیگانگان داشته ایم کدام یک را می توان نام برد که در آن برخوردشان باما درست، دادگرانه، همه پسند و دلچسب بوده باشد؟ اگر به راستی چنین نبوده که نبوده است ، پس حضور ما در گرداگرد چنین میزی که همواره هدفش ناتوان و لنگ سازی ما بوده و هست از چه روی است؟
مردم ما در
همه این سالها با جنگ، تحریم و سختی زیسته اند و دم بر نیاورده اند. همواره
هرگونه کاستی را تحمل کرده و هرآنچه را از دستشان آمده در راه دفاع از کشور و
نظام دریغ نکرده اند؛ اکنون که تحریمها برخی زیاده خواه را به تنگ آورده است به
ناگهان و انگار که پایان تاریخ فرا رسیده باشد در تلاشند که روند پیشرفت کشور
را به کندی کشانند و آن کنند که بیگانگان می خواهند. این زیاده خواهان در
راستای القائات رسانه های بیگانه از هر سوی با فشارهای پی دار کشور را به تب و
تاب انداخته و گوششان را به هر پند و آموزه ای بسته اند، مردم را نامحرم و
بیگانگان را محرم شناخته اند، چه گونه خواهند توانست در برابر زورگویی و هوچی
گری بیگانگان با استواری تن برافراشند؟
باید پذیرفت
که کشور ما از همه ذخیره های لازم زیست و اداره خود برخوردار است . در این دوره
و با توجه به اینکه چند کشور که دارای جنگ افزار هسته ای هستند ما را دوره
کرده و بدون اینکه به پیمانهای ساخته و پرداخته خود هم پایبند باشند ما را مورد
تحریم و تهدید قرار می دهند، و به اصطلاح نمی خواهند از ما کالای بخرند،
بگذاریم که نخرند چه ما با پیشرفت آهنگینی که داریم خود به همه مواد کانیمان
بیش از دیگران نیازمند خواهیم بود. اگر قرار است خرید نفت آنان از ما به بهای
چشم پوشی از حقوقمان باشد، اگر قرار است بهای خرید نفت همانا به گرو گذاردن
امنیت ملی باشد، آنگاه ما ناگزیریم کشور را با نادیده انگاشتن فروش نفت، گاز و
دیگر مواد کانی اداره کنیم. سخت کوش تر از همیشه در ساختمان ایرانی برتر و
آباد تر تلاش کنیم، با همه ی نیرو و توان با برنامه ریزی جدی و کارا کشور را در
همه گستره هایش به پیشرفتهای نوین و سترگی به پیش بریم. هیولای اعتیاد را از
چهره کشور بزدایم. با طرح های استخدام دانشجو و بیکاری زدایی همه را در کمترین
زمان به سرکار بریم هرچه زودتر قانون حذف کنکور و دیگر آزمونهای رقابتی. را
اجرای و راه را برای دانش اندوزی هرچه بیشتر مردم سرزمینمان باز کنیم. درمان و
آموزش رایگان را از همین امروز برای مردممان به ارمغان آوریم. یک بار برای
همیشه بساط رشوه بگیران، زیاده خواهان و مفسدین اقتصادی را برچینیم. آنانی را
که هر خواست درست،دادگرانه و در راستای منافع ملی را تندروی دانسته و در نشریات
و رسانه های کشور هم گام با بیگانه هیاهو راه انداخته اند را گوش فرا ندهیم.
آیا راه و
چاره ای بهتر از این پیش روی داریم؟
هجدهم آبان
ماه 1392
پیش از هر سخنی بهتر آن دیدم که چَمی نوین از سیاست را آنگونه که بدان باور دارم بنگارم. باهم می خوانیم؛
سیاست را می توان زرنگی،
زیرکی، تدبیر و هوشمندی دانست.
دانش سیاسی همانا دانش هوشمندی
در راهبری زندگی است. زندگی خود فراوان سویه است. هر سوی زندگی را که بنگریم
نیازمند برخوردی هوشمندانه است، و گرنه نمی توان زندگی را به درستی در ساده
ترین کستره اش با پیروزی به پیش برد.
ما آدمیان، همواره در روند
زیست خود در برخورد با پیرامون زیستیمان و دیگران پیش از هر کرداری می اندیشیم
که چه کنیم، چه بگوییم، چه و به چه اندازه برداشته و یا واگذاریم. چندو چون این
برخوردها وابسته مهارت، دانش، و نگرش ما است. بدون تردید در این رهگذر وابستگی
و پیمانهای بسته شده با پیروامون زیستی و خواست و توانایی دیگران را نه می توان
نادیده گرفت و نه به آن کم بها داد.
این گونه است که ما در باره
چندو چون زیست خود با دیگران همواره در برخورد هستیم که آنچه هست را که، چرا و
به چه اندازه بردارد و چه واگذارد؛ این خود نمودار راستین واگرایی و همگرایی
مردم است.
آن پندار، گفتار و کرداری که
برخوردی درست، دادگرانه، همه پسند و دلچسب با خود و دیگران را در پیچ و خم
وابستگی های یاد شده ممکن می سازد دانش سیاسی می نامیم.
منوچهر رضاوندی
هشتم خرداد ماه 1391
خواهشمندم دیدگاه خود را در باره ی این تعریف بنویسید. با سپاس رضاوندی
خرداد 1392 هجري شمسي
در این هنگام، در آستانه فرار رسیدن نوروز باستانی برای شما هم میهنان ارجمندم
از خداوند بزرگ آرزوی سرفرازی، پیروزی، تندرستی و شادکامی را دارم.
به نام و با سپاس خداوند دادگر و مهربان که توانمان داد کشورمان این خانه امن
و ایمن را به پشرفتهای چشم گیر و شایسته مردم سرفراز و بزرگ سرزمینمان رسانده و
زمینه های برداشتن گامهای بس استوار و بلندتری را در دستور کار فردایمان بگذاریم. بی
گُمان این دستاوردها در پرتو سخت کوشی مردمی مهربان و نجیب و ژرف اندیشی و خردورزی
هوشمندانه ی رهبری فرزانه ، استوار و سازش ناپذیر در برابر دشمنان این مرزو بوم و
بویژه با کار و تلاش خستگی ناپذیر دولتهای منتخب مردم به میوه نشسته است.
راهی را که برگزیده ایم بی چون و چرا پرسنگلاخ است. ولی در پایان هر کار
پربارمان، امیدی دیگر می شکفد، می روید و ما را در به سرانجام رساندن برهه ای دیگر
از تلاشمان استوارتر می سازد.
ما ایرانیان در روند پرفراز و نشیب تاریخ کهن کشورمان همواره تمدن خود را که
همه جهانیان به گهواره تمدن جهان می نامندش به سوی افق های نوینی ره سپرده ایم. با
تکیه بر فرهنگ بارور و همه پسندمان توانسته ایم یورش بران بر سرزمینمان را به هم
پیمانان همیشگی خود مبدل سازیم. امروز به چشم می بینیم و که زورمداران جهان کنونی
چگونه تا دندان مسلح به همه گونه جنگ افزار مردم کشورهای گستره ی فلات ایران را با
یورشهای ویرانگر و کشتاری ددمنشانه از
خانه و کاشانه آواره ی اینجا و آنجا کرده
اند. ما با چشمی اشکبار و چشمی خونبار در
تلاشیم که یاری و پشتیبانی خود را از آنان هرچند اندک دریغ ننماییم. قلدران و
زورمداران حاکم برخی از کشورها هرآنچه را شایسته خود آنان است به ما نسبت داده و
در تکاپویند تا تاثیر گذرای کردار، گفتار و پندار ما را برای ساختمان جهانی بری از
جنگ و نابرابری مانع گردند. آنان هنوز درنیافته اند که سپیده دیرگاهی است دمیده
است.
در آستانه این روز نو، روز چیرگی نور بر تیرگی، روز نوروز باستانیمان یاد همه شهیدانی را که با
جان خود از این سرزمین و اندیشه های نابش پاسداری نمودند گرامی داشته و بی چون و
چرا راه آنان در نگهداری از این سرزمین و همه دستاوردهایش را پررهرروتر از پیش با
نیرومندی در همه پهنه ها با پیروزی خواهیم پیمود. باشد که ایزد یکتا طلایه دار
سپاه راستی و درستیمان را در پناه خود نگه دارد تا بتوانیم پرتوان آشتی و آرامش را در سراسر فلات ایران
بزرگ بگسترانیم.
نگارنده به نوبه خود تا آنجا که در توان داشته ام در راستای پیشرفت کشورم پیشنهادها و رهنمودهایم را طی برنامه هایی که برای شرکت در انتخابات ریاست جمهوری نگاشته ام تقدیم شما مردم شریف نموده ام. امید است خدواند متعال یاریم دهد تا بتوانم بیش از پیش خدمتگذار مردم ومیهنم باشم.
نگارنده به نوبه خود تا آنجا که در توان داشته ام در راستای پیشرفت کشورم پیشنهادها و رهنمودهایم را طی برنامه هایی که برای شرکت در انتخابات ریاست جمهوری نگاشته ام تقدیم شما مردم شریف نموده ام. امید است خدواند متعال یاریم دهد تا بتوانم بیش از پیش خدمتگذار مردم ومیهنم باشم.
مردم ما در بهمن 1357 با چشمداشت و آرزوی
زیستی بهتر و سرفرازتر شاه را از ایران بیرون راندند و با رای به نظام
جمهوری اسلامی خواستار نظمی مردم سالارانه، به دور از هرگونه زور و زورمداری و ستمگری
بودند. باید خدای مهربان را سپاس گوییم که در سی و چهار سال گذشته توانسته ایم به
بخش مهمی از خواسته های خود دست یابیم. به دلایل گوناگون دست یابی به بخشهایی
از خواسته های مردم هنوز در دستور روز قرار دارند. ما می توانیم و باید همه توش و
توان خود را با داشتن برنامه ای هدفمند و زمانبندی شده به کار گیریم تا به همه
اهداف انقلاب بهمن پاسخ داده باشیم. بدینوسیله با تدوین
راهکارها و برنامه هایی که از سال 1374 در دسترس دولت و مجلس قرار داده ام داوطلبی
خود را برای شرکت در انتخابات ریاست جمهوری دوره یازدهم به آگاهی می رسانم. از
خداوند بزرگ می خواهم در راه خدمت به مردم سرزمینم ایران یاریم دهد.
آنگاه در نوشته ای با سرخط نيازهاي ديرين، برخوردهاي نوين:
چنین نگاشتم: "ميزان آگاهي، دانش،
سازمان يافتگي، سازمان دهي، سازگاري، قانون پذيري و انظباط كاري اعضاي جامعه
ما نقش پايه اي و
تعيين كننده اي در اجراي موفقيت آميز برنامه هايمان دارند. قانون
پذيري و عمل بر
اساس قوانين، مقررات و آئين نامه هاي مدون عناصر لازم تحرك، تحول و پيشرفت
پايدار هر طرح و برنامه اي است.
مهمترين عنصر لازم تحرك جامعه
حاكميت قانون و
برابري همه اعضاي جامعه در برابر آن است. اين امر خطير بدون هرگونه
ترديدي امنيت
لازم و جامع الاطراف را براي همه اعضاي جامعه بدون هرگونه استثنايي فراهم و راه را
براي ادامه پيشرفت كشور مهيا مي سازد. مردم ما در سايه حاكميت قانون
بدون دغدفه خاطر
مي توانند با توجه به ديگر مشخصه هاي لازم انجام كار از قبيل
مهارت،
دانش و......بازدهي كار را بيش از
پيش افزايش دهند.
در
روند انجام و
تكميل هر طرح مشكلات و نارسائيها شناسايي شده، اصلاح و راه برون رفت
از آنها جستجو
ميگردد. در جريان اين حركت ميتوان نواقص را شناخت، به كشف هاي تازه
دست يافت
و پيشرفت جامعه را در عرصه هاي گوناگون آن تضمين كرد.
ايجاد آن شرايط مناسبي كه بر بستر
آن چنان پيشرفتي
حاصل شود نيازمند عدم رويارويي نابخردانه نيروهاي جامعه است چه در
غير اين صورت بي
ثباتي ناشي از آن و ادامه رويارويي موجب بي اعتمادي، دشمني، ممانعت
در مشاركت ديگران
در پيشبرد امور جامعه شده و پيامد آن چيزي جز دلسردي و رويگرداني
اعضاي جامعه از
انديشيدن، عمل و خلاقيت نخواهد بود. ايجاد سد در برابر مشاركت
اعضاي جامعه در
اداره امور كشور به معناي بي استفاده ماندن كارآزموده هاي كشور است.
اين خود
جامعه را به دوباره سازيهاي بيهوده و در نتيجه به اتلاف وقت، ذخاير و
منابع مي كشاند.
ما در چرخه اي از تاريخ و در لحظه اي
از آن قرار داريم كه نميتوانيم و به هيچ وجه برايمان به صرفه نيست كه لحظه و يا
نيرويي را ناديده بگيريم. بايد براي هرآنكه و براي هرآنقدر كه در توان دارد ارزش
قائل شد. بايد راه را براي ابراز انديشه هاي نو، براي پيشرفت و ترقي باز گذاشت....."
با سپاسی گرم و بیکران از کار پرتلاش
و خستگی ناپذیر دولت و دیگر دست اندرکاران امور کشور در اجرای برنامه هاي دولت که توانسته است كشور را با
سرفرازی تا به امروز پيش بَرد باید درست نگریست که دستاوردها، كمي ها و كاستيهايش
را دادگرانه و بدون هرگونه پیش داوری، همزمان
و در كنار يكديگر مورد ارزيابي واقعبينانه قرار داد تا آنگاه بتوانیم با تکیه بر همه
کارهای بزرگی که در گذشته بدان دست یافته ایم با متحول ساختن سازوکارهای گذشته و
با سخت کوشی دوچندان راه تسخیر گستره های دیگری از دانش، فن و مهارت را درنوردیم. این خود بی چون و چرا نیازمند آفریدن فضایی در
جامعه است که در آن همه، تکرار می کنم همه
ی اندامهای جامعه با دل و جان در ساختمان ایرانی پیشرفته تر بکوشند. این خود نیز
نیازمند اجرای طرح های چند گانه ای چون طرح بیکاری زدایی، اجرای کامل طرح حذف
کنکور(در سال 1374 شمسی ارائه دادم.) و دیگر طرح های خرد ودرشتی است که طی
نوشتارهای گذشته تقدیم مجلس شورای اسلامی و دولت های وقت نموده ام. اجرای این طرح
ها خود خواهد توانست بخش بزرگی از دغدعه های مردم شریف کشورمان را زدوده و آنان را
با همتی دوچندان به کار و کوششی پر بارتر ترغیب نماید. اجرای آنها می تواند نه تنها از فرار مغزها جلوگیری نماید
بلکه خواهد توانست شماری از دانش آموختگان، دانشمندان و سرمایه گذران ایرانی مقیم
برون مرز را به کشور بازگرداند.
بدون تردید به عنوان خدمتگذار مردم سرزمینم همه توانم را در راه پیشبرد ساختمان ایرانی آبادتر با شهروندانی آزادتر بکار خواهم برد.
بدون تردید به عنوان خدمتگذار مردم سرزمینم همه توانم را در راه پیشبرد ساختمان ایرانی آبادتر با شهروندانی آزادتر بکار خواهم برد.
امروزه آنچه که در کشورهای اسلامی روی داده
است پس از انقلاب اسلامی ایران و نشات گرفته از آن، یکی از مهمترین خیزشهای سیاسی و استقلال طلبانه
ای است که بساط زورگویان قلدر مآب و وابسته منطقه را درهم پیچیده است و می رود که
در آینده ای نه چندان دور بساط دیگر زورگویان و دست نشانده بیگانه را از منطقه
بروبد. این به خودی خود روشنگر راستین نقش و جایگاه کشورمان ایران با نظام جمهوری
اسلامی است که توانسته است به نمونه ای بارز برای رهایی مللی گردد که تحت ستم و چیرگی بیگانه به سر می برند.
جایگاه ما در تحولات جهان همان بس که بگویم ما
به عنوان کشوری تمدن ساز گفتمان های نوینی را در مقوله های گوناگون چون دادگری،
صلح، ثبات، برابری، احترام به شان و حقوق
آدمی در سطح جهان مطرح ساخته ایم و ما خود عملاً به آن پرداخته ایم. برای نمونه برخورد پُرگذشت، درست و برادرانه ما با
همسایگانمان و همدلی ما با مردم رنجده جهان زبانزد خاص عام گشته است.
بدون تردید پیشرفت ما در گستره های گوناگون
سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فن و فن آوری طیف بیشتری از ملل را به سوی ما جذب خواهد
کرد. چه ما با تولید همه نیازمندیهایمان در داخل کشور خواهیم توانست بر اعتبار خود
در جهان افزوده و همزمان راه را بر القای اندیشه های گمراه کننده و سازش کارانه
ببندیم.
ما در
برگزاری موفقیت آمیز شانزدهمین نشست سران کشورهای عضو جنبش عدم تعهد توانستیم این
نشست را پس از نخستین نشست سازمان ملل متحد در بدو بنیاد به مهمترین و موفقیت
آمیزترین گردهمایی جهان تبدیل سازیم.
از آنجا که این جنبش با هر ریخت و گونه ای از بی داد، نابرابری، جنگ،
خشونت و دیگر کارکردهای زورگویانه و مداخله گرانه در سایر کشورها مخالف است خواهد
توانست نقش این سازمان را در جهت پرداختن به اهداف اصلی خود جدی و پر تلاش تر پیش
برد. این جنبش به ریاست جمهوری اسلامی ایران با گفتمانی عدالت جویانه و برابر
خواهانه در سازمان تحت ریاست خود به گونه ای ضمنی خواهد توانست بر عملکرد اعضای
شورای امنیت سازمان ملل که وظیفه اش پاسداری از امنیت و صلح جهانی است تاثیرات مهم
و مثبتی را بر جای گذارد. چه عملکرد آشتی خواهانه و عدالت جویانه سازمان جنبش عدم
تعهد خواهد توانست. سازمان ملل را به رقابتی مثبت با خود تشویق نماید.
بسی جای خوشبختی است
که ما ایرانیان مردمی مومن هستیم و خدا را بر کار، تلاش و رفتار خود ناظر می
دانیم. این ویژگی برجسته و بسیار مهم نعمتی است که باید آن را قدر دانست و ساز و
کار تداوم آن را فراهم ساخت. مسئولین ما با مردمی روبرو هستند که پیش از هر چیز
دارای وجدان کاری هستند. مردم ما همواره و یک پارچه پشتیبانی خود را از نظام اعلام و
چون تنی واحد میهن عزیزمان را با جان و مال خود از گزند دشمن به دور نگه
داشته اند. آنان وفاداری خود را نسبت به
آرمانهای انقلاب باحضور حماسی خود در همه
گستره ها به نمایش گذارده اند.
همه ما به این ویژگی بارز مردم خود آگاهیم اکنون آنچه می ماند مسئولین ما هستند که
باید با سخت کوشی، درست کاری همیشگی خود این پشتیبانی بی دریغ را پاسخی شایسته
دهند و خدای ناخواسته موجب دلسردی مردم نشوند. چه هرگونه پاواپس گذاردن موجب دلسردی
مردم و گستاخی زیاده خواهان و دشمنان ما خواهد شد.
پاسخ مسئولین بدون تردید سخت کوشی، مدیریت و
برنامه ریزی جدی، کیفی و بی درنگی
را نیازمند است. برنامه
ای هدفمند و زمان بندی شده در همه گستره های تولید، توزیع،
آموزش، آموزش عالی، درمان و بهداشت و........
من پیش از این به عنوان داوطلب انتخابات ریاست جمهوری
برنامه، رهنمودها و طرح هایی را برای ساختمان ایرانی آبادتر پیشنهاد داده ام
خوشبختانه باید گفت در نظام ما گوش شنوا وجود دارد و خرد جمعی نقشی نسبتاً مهم در
تصمیمات و برنامه ریزی ها ایفا می کند. از همین رو برخی از رهنمود و طرح ها چون رايگان كردن خدمات درماني و ايجاد
سازوکارهای پیشگیری از بیماری و حذف
کنکور به انجام رسیده اند. طرح بیکاری زدایی کماکان در دست بررسی است. باید گفت
هنوز کاستی هایی در اجرای کامل طرح و برنامه ها هست که باید با غور وبررسی بیشتری
به رفع آنان بپردازیم.
ما همواره توانسته ایم تهدید ها
را به فرصت تبدیل نماییم. امروز ه دشمنان این آب و خاک با وجود تحمیل تحریمها و
دیگر شگرد ها و شیوه های فشار بر جامعه اسلامی ایرانی ما می خواهند راهی که برای
پیشرفت و بالندگی کشور در پیش گرفته ایم را به بی راهه ی کژی، وابستگی، و واپس
ماندگی بکشانند.
با
این وجود من بر این باور هستم دشمنان برون مرز ما به خودی خود توان آسیب رسانی به
ما را ندارند. ما اگر دچار آسیبی هم شویم پی آمد کم کاری، بی توجهی، تکیه بر فروش
مواد خام و کانی و بی برنامگی خود ما خواهد بود.
باید توجه داشت همانگونه که هر فرد مسئول تحمل هزینه های گوناگون خود و
خانواده اش هست، روستا و شهر و بخش هم باید تولیدات کیفی خود را به اندازه ای
ارتقا دهند که دست کم پاسخگوی هزینه هایشان باشد. یکی از وظایف عاجل و سترگ دولت،
توسعه همه جانبه زیرساختهای صنعتی و تولیدی کشور است که باید با تلاشی دوچندان آن
را تسریع کرد و همزمان مردم ما با همه توش و توان خود با کاری بی وقفه، کیفی و
پربازده نه تنها نیازهای داخلی را در همه گستره هایش برآورده سازند بلکه مازاد
تولید را نیز بتوانیم با کیفیتی بی نقص و برابر با نمونه های بازار جهانی تولید و
صادر نماییم. ما باید جای شایسته خود را در تولید جهانی باز یابیم و خود را به
عنوان اندامی مهم در اداره جهانی همگرا آماده سازیم. عدم پرداختن به این
مهم همان آسیبی است که ما را تهدید خواهد کرد. چه اگر همه آنچه را که جامعه ما
بدان نیازمند است خود تولید می کردیم آنگاه نیازمند بیگانگان نمی بودیم. تجربه سخت
کوشی های اندکی از دانشمندان ما این واقعیت را به روشنی پیش روی چشم ما قرار داده
است که تولید برخی از کالاهایی که پیش از این از بیگانگان خریداری می شد امروزه با
همت و سخت کوشی شبانه روزی دانشمندان جوان ما در خود کشور تولید می شوند. این
تولیدات نه تنها از خروج ارز به خارج جلوگیری کرده بلکه خودباوری را در مردم ما
تقویت نموده و کشور را در عرصه هایی به بیگانگان بی نیاز ساخته است.
من بر این باور هستم که
تحریمها انگیزه های لازم برای سخت کوشی و گسست از ورودکالای بیگانه را برای کشور
ما فراهم ساخته اند. فراموش نکنیم که ما
در آینده ای بسیار نزدیک به همه مواد کانی و خام خود به شدت نیازمند خواهیم بود و
شاید از اینکه تا به امروز مواد خام را به آسانی و بدون توجه به آینده به فروش
رسانیده ایم احساس پشیمانی کنیم. در این جهت شاید لازم باشد وزارت صنایع و معادن
را به دو وزارت خانه جدای از هم تفکیک نماییم تا برایمان بدون هرگونه ابهامی روشن
گردد چه مقدار از درآمد کشور وابسته به فروش مواد خام و چه مقدار حاصل نوآوری و
فروش کالاهای سخت افزاری و نرم افزاری
ساخت ایران است.
تهدید دیگری که به راستی
آسیب های جبران ناپذیری را بر امنیت ما وارد خواهد ساخت ممانعت از تحصیل جوانان
کشورمان با ابزار ساختگی "کنکور" است. "کنکور" که آزمونی رقابتی
و شیوای به راستی مخرب در ساختمان ایرانی آبادتر است نیرو و توان دانش پژوه عظیمی
را در کشور به هدر داده است. ما درواقع با دستان خود فرزندان این آب و خاک را از
تحصیل دانش و تجربه در گستره های بیشماری باز می داریم، راه فرار مغزها را توجیه
پذیر کرده و اینگونه راه دست نیاز به سوی بیگانه را باز نگه داشته ایم. این
واقعیتی است که نیازی به استدلال ندارد.
حقیقت این است که ما بر
پایه سیاستی که خود بدان دسته یافته، تعریف کرده
و به کار برده ایم با دیگران برخورد می نماییم؛ زندگی نیازمند برخوردی
هوشمندانه است، و گرنه نمی توان زندگی را به درستی پیش برد. ما در برخورد با خود و
دیگران پیش از هر کاری می اندیشیم که چه کنیم، چه بگوییم، چه و به چه اندازه
برداشته و یا واگذاریم. این گونه است که ما در باره چندو چون زیست خود با دیگران
از جمله جامعه جهانی همواره در چنین برخوردی بوده و هستیم که: آنچه هست را چه کسی،
چرا و به چه اندازه
بردارد و چه واگذارد.
ما به راستی آن پندار، گفتار و کرداری که برخوردی درست، عادلانه، همه
پسند و دلچسب با خود و دیگران را در پیچ و خم روند زندگی ممکن می سازد پیش گرفته و
می گیریم. به شراکت گذاردن
دستاوردهای علمی، سیاسی، ادبی و اجتماعی خود با دیگر ملل جهان، برخورد پُرگذشت،
درست و برادرانه ما با همسایگانمان و همدلی ما با مردم رنجده جهان مصداق و نمونه
بارز سیاست ما در عمل است.
قدرتهایی
هستند که نه می خواهند و نه می توانند با ما و دیگران دادگرانه برخورد نمایند. شکل
گیری جنبش غیر متعهد ها نشات گرفته از این برخورد نا عادلانه بوده است. در نتیجه
پیامد ناتوانی آنان در برخوردی دادگرانه را نباید به پای خود گذاریم.
آنچه را که ما دستاورد تمدن خود میدانیم در روندی بسیار طولانی و بر پایه سخت کوشیهای فراوان به دست آورده ایم و در این روند روان مردم سرزمین ما پالایش یافته است. رفتار و کردار و پندار مردم ما با بیش از هشت هزار سال شهر نشینی و بیست و پنج هزار سال تاریخ مدون نسل به نسل به ما رسیده است که باید در بررسی و داوری در باره رفتار و کردار خود مد نظر قرار بگیرد. در مقابل دیدیم که در برهه ای نه چندان دور از امروز اروپائیان با بهره گیری از دستاوردهای گوناگون ما جامعه خود را آموزش داده، اداره و مدیریت کردند اما آنان در این مدت زمان کوتاه فرصت تجربه، پختگی و مسئولیت پذیری لازم را نیافتند. از همین روی است که دستاوردهای امروزین فن و فن آوری در دست آنان به ابزار بهره کشی از دیگران و فشار بر ملتها برای وابسته ساختن آنان تبدیل شده است. برخورد آنان در قاره آفریقا، آمریکا و دیگر مناطق جهان برخوردی خونین بوده است که به هیچ وجه قابل تحسین و تقدیر نیست. این برخورد امروزه تنها در شکل و شمایل خود با آنچه در گذشته ای نه چندان دور روی میداد تغییر یافته است و نه در جهت تعامل با ملل دیگر. نمونه های آن را در طی چند دهه اخیر شاهد بوده و امروز هم هستیم.
آنچه را که ما دستاورد تمدن خود میدانیم در روندی بسیار طولانی و بر پایه سخت کوشیهای فراوان به دست آورده ایم و در این روند روان مردم سرزمین ما پالایش یافته است. رفتار و کردار و پندار مردم ما با بیش از هشت هزار سال شهر نشینی و بیست و پنج هزار سال تاریخ مدون نسل به نسل به ما رسیده است که باید در بررسی و داوری در باره رفتار و کردار خود مد نظر قرار بگیرد. در مقابل دیدیم که در برهه ای نه چندان دور از امروز اروپائیان با بهره گیری از دستاوردهای گوناگون ما جامعه خود را آموزش داده، اداره و مدیریت کردند اما آنان در این مدت زمان کوتاه فرصت تجربه، پختگی و مسئولیت پذیری لازم را نیافتند. از همین روی است که دستاوردهای امروزین فن و فن آوری در دست آنان به ابزار بهره کشی از دیگران و فشار بر ملتها برای وابسته ساختن آنان تبدیل شده است. برخورد آنان در قاره آفریقا، آمریکا و دیگر مناطق جهان برخوردی خونین بوده است که به هیچ وجه قابل تحسین و تقدیر نیست. این برخورد امروزه تنها در شکل و شمایل خود با آنچه در گذشته ای نه چندان دور روی میداد تغییر یافته است و نه در جهت تعامل با ملل دیگر. نمونه های آن را در طی چند دهه اخیر شاهد بوده و امروز هم هستیم.
این قدرتها در صددند که دیگر ملل جهان همواره
دست نیازشان به سوی آنان دراز باشد. این برخورد با فلسفه وجودی ما ایرانیان بیگانه
است و همخوانی ندارد. از این روی باید گفت این چند کشور که خود را جامعه جهانی
معرفی میکنند هستند که باید شیوه رفتار و برخوردشان را با ما تغییر بدهند و نه ما.
تعامل ما با جامعه بین الملل زبانزد همگان بوده و هست. ما به راستی برخوردی تحسین
آمیز را در برابر جامعه بین الملل داشته ایم. شاید در برخی موارد زیادی هم تعامل نشان
می دهیم. مادر سرتاسر تاریخ تمدن خود تا به امروز به کشوری تعرض نکرده ایم. حقوق
هیچ کشوری را پایمال نکرده و همواره یاری دهنده دیگران بوده ایم. ما حتی کسانی را که بر ما هجوم آورده
و مردم ما را به خاک و خون کشیده اند بخشیده و در فرهنگ خود ذوب کرده ایم که اکنون
به داشتن چنین فرهنگی در همه عرصه هایش به خود بالیده و سرفرازی می کنند. ما ملتی تمدن ساز
و گهواره آن در جهان بوده و هستیم. دستاوردها و تجربیات گوناگون خود را در همه
گستره های دانش و از همه مهمتر زبان، خط و نوشتار در اختیار جهان گذارده ایم. این راستی را جامعه جهانی خود به
خوبی می داند و به آن آگاهی کافی و جامعی دارد. آنچه آنان را در فشار بی حدشان بر
ما گستاخ ساخته است را باید در جای دیگر جستجو کرد. ما ایرانیان برای تداوم
ساختمان کشوری نیرومند تر از پیش و مردمی آزاد تر پابرجا و پایداریم.
داوطلب رياست جمهوري، دوره
یازدهم، جمهوري اسلامي ايران
نوروز 1392 هجري شمسي