جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۳/۱۰/۹

به نام خداوند بخشنده و مهربان

منوچهر رضاوندي داوطلب انتخابات رياست جمهوري اسلامي ايران دوره ی سیزدهم خرداد 1400 هجري شمسي

با عرض سلام و شادباشهای گرم به مناسبت  سال  و سده ای نو!  

سلسله برنامه های پیشهادیم که نخستین بار در سال  1374   برای ادراه امور کشورآماده و تقدیم دولتمردان منتخب داده ام دست کم این سود را داشته اند که شماری از برنامه های پیشنهادی اجرا شده چون حذفکنکورو برخی از آنان چونشیرین سازی آب خلیج فارس آغاز گشته است.

برای شما و همه مردم سرزمینم که در راه سربلندی، پایداری و آسودگی مردم شریفمان می کوشید از خداوند بزرگ بهترین ها را آرزو می کنم.

اینک که در آستانه ی انتخابات دوره سیزدهم جمهوری اسلامی ایران هستیم دیگر بار داوطلبی خود را برای شرکت در انتخابات این دوره به آگاهی می رسانم. امید است در صورت انتخاب با یاری شما گرامیان بتوانیم دیگر بخشهای این برنامه را به اجرا بگذاریم.

در صورت پذیرفته نشدنِ داوطلبیم برای شرکت در انتخابات سیزدهم، اميدوارم دولت آتي همچون دولتهاي پیروز و سربلند گذشته كه بخش هايي از ” برنامه ی فراگیرِ“ اينجانب را به اجرا درآورده اند اين بار به صورت كامل انجام اين برنامه را در دستور كار خود قرار دهند.

پيشگفتار

دستاوردهاي مردم سرزمين ما ايران تحت نظام منتخب جمهوري اسلامي بر كسي پوشيده نيست. مردم ما در چهار دهه ی گذشته با پشت سرگذاردن افت و خيزهايي توانسته است به پيشرفتهاي چشمگيري در ساختمان كشور دست يابد. مردم ما در گستره هايي كه بدون سخت كوشي كسي را ياراي ورود به آن نيست، در پهنه هايي كه خويشاوند سالاران را علاقه اي بدان نيست توانسته است باري ديگر كشور را به قله هاي رفيع سربلندي و نام آوري ره بسپارد.

آنچه ما را تا به امروز در برابر ترفندهای رنگارنگ و گوناگون دشتمنانمان پایدار و استوار نگه داشته است همانا آشتی ناپذیری و اایستادگیمان در برابر آنان بوده است. در این رهگذر هر اندازه بر این باورمان پای فشرده ایم بیشتر از آن هیمنه ی قلدران و هیولاوشان را درهم ریخته ایم اگر چه در این راه جانهای بس گرامی چون شهیدان دانش هسته ای و دیگر شهیدان راه آزادی را از دست داده ایم؛ باشد که یادشان همواره گرامی و راهشان پُررهرو باد.

آنچه گفته شد بدین روی بود که به یاد بیاوریم هر اندازه که ایستادگی کرده و پر کار بوده ایم پیشترفتمان در گستره های گوناگون شکوفا و انگیزه ای برای پیشرانی آماجهای ناب الهی بوده است.

ما هراندازه که کاشته ایم در برابرش صد چندان برداشت کرده ایم. اگر پسرفتی در پیشرویمان رخ داده تاوان چشم پوشی ها و کم کارهایمان بوده است و بس!

بدون ترديد ما نيازمند ايجاد آن گونه زمينه هايي در سطح جامعه ايراني خود هستيم كه بر بِستر آن شهروندان ما به مهارت، دانش و نگرش لازم جهت بر دوش كشيدن وظايف و مسئوليتهاي بس سنگين تري در سطح جهان دست يابند. در اين راستا جامعه ما نيازمند تقسيم كار بيشتر و ريزتري در برنامه ريزي و انجام كار در شاخه هاي گوناگون ساختمان كشور است.

دولتهاي گذشته ی ما بر پایه ی شناخت و توانائيشان در پيشبرد امور كشور در مجموع موفق عمل كرده اند. آنچه كه بايد بدان توجه نمود اين است كه در صورت شركت دادن طيف وسيعتري از جامعه در اداره ی امور كشور مي توانستيم به دست آوردهاي بهتر و كيفي تري نائل آئيم. نگارنده پيش از اين در مقدمه نخستين برنامه پيشنهاديم در سال 1374 كه براي شركت در انتخابات سال 1386 آماد و تدوين نموده بودم چنين نگاشتم؛
 « مي توان چنين گفت كه اولويتهاي جامعه ما نه بر سر ”چه ها“ كه بر سر ”چگونه ها “ است. چگونه مي توان همه ی نيروهاي جامعه را در پيشبرد امور كشور شركت داد؟»

ما به نيازهايمان و آنچه را كه بايد بدان دست بيابيم آگاهيم و مي دانيم كه بايد بنيه ی دفاعي كشور را هر روز بيش از پيش نيرومند و به روزبسازيم. مي دانيم و آگاهيم كه بايد نه فردا بلكه همين امروز قانون حذف کنکور به گونه ای فراگیر به اجرا در بیاید که بتوانیم بیش از این با دست خود مانع از فرهیختگی جوانان ایران زمین به بهانه ای این کنکور سدساز نباشیم.

امروزه دریافته ایم كه بايد از حد اقل آنچه كه داريم حد اكثر بهره را برگيريم. در این راه ناگزیریم که مجموعه اي از اقدامات بسیار مهم و حیاتی را در گستره هاي گوناگون به انجام برسانیم؛ من به مهمترين آنان خواهم پرداخت؛

 ايجاد رقابت سالم، دوري و ممانعت از خويشاوندسالاري، داشتن برنامه هاي فراگیر درازمدت، ميان مدت و كوتاه مدت، پشتيباني از توليد داخلي، عدم فروش مواد خام كشور، خود باوري، اجرای کامل حذف كنكور ، تداوم فن و فن آوري هسته اي، عملي ساختن آموزش رايگان در سراسر كشور. ارتقاي ساعات كار مفيد در سراسر كشور بدون هرگونه استثنايي، برخورد جدي با فساد مالي و اداري. ارتقاي حقوق كارمندان و كارگران متناسب با بازدهي و ميزان انجام كار مفيد ، تشكيل دولت ناظر، اجراي طرح بيكاري زدايي، توليد فيلم هاي سينمايي و مجموعه هاي تلويزيوني پربار، حرفه اي و متناسب با فرهنگ اسلامي و تاريخ ملي كشور، پاسداري جدي از زبان فارسي، تحريف زدايي از تاريخ 25 هزار ساله كشورمان ايران و...

ايجاد چنان شرايطي كه بتوان بر بستر آن پيشرفت كشور را در همه عرصه هايش تضمين نمود نياز به تدوين برنامه اي جامع دارد که در مجالی پس از انتخابات به آنها خواهم پرداخت، که برنامه اي است نه تنها بخش سخت افزاري اين پيشرفت را مهيا خواهد ساخت، بلكه بخش نرم افزاري آن از جمله قانون پذيري، احساس مسئوليت، خداوند متعال را همواره ناظر به كار خود احساس كردن، تقوي، بردباري.... را نيز.

 

بر همه است که یک تنه از دستاورد های مردم سرزمینمان ایران، صف به صف در کنار هم پولادوش و استوار ایستادگیمان را در برابر همه سدها و ترفندهای دشمنِ پلشت، نه دو که صد چندان کنیم. ما در برابر خدانوند بزرگ سوگند یاد کرده ایم تا جان در تن داریم پابرجا با کار و کوششی پی دار آسایش، ایمنی و سرفزاری را برای مردم خوب، والا، دلسوز و مهربانمان فراهم بیاوریم.

راه پیش رویمان سخت و پر سنگلاخ خواهد بود؛ این راه را رفته رفته با چالاکی، تیزهوشی، پرکاری، آینده نگری، تیزبینی و بینش هموار خواهیم ساخت.

 من بر اين باور هستم كه نظام جمهوري اسلامي در پرتو کار شایسته ی پرکاری بسیاری از مرم ما، بخش مهمی از ساز و كارهاي بایسته را فراهم ساخته است؛ مي ماند به بخش كوچكي از آن كه در روند اجراي ” برنامه ی فراگیرِ“ بدان دست خواهیم يافت. از آن جا كه من قوياً به برنامه و راهي كه انتخاب كرده ام ايمان و باور دارم بدينوسيله داوطلبي خود را براي انتخابات رياست جمهوري اسلامي ايران دوره سیزدهم خرداد ماه 1400 اعلام مي كنم. اميدوار هستم پس از تائيد صلاحيت اينجانب از سوي شوراي نگهبان مردم سرزمينم با راي و همكاري خود راه را براي پيشرفتهاي بيشتر كشورمان بگشايند.
 
در صورت پذیرفته نشدنِ داوطلبیم برای شرکت در انتخابات سیزدهم، اميدوارم دولت آتي همچون دولتهاي پیروز و سربلند گذشته كه بخش هايي از ” برنامه ی فراگیرِ“ اينجانب را به اجرا درآورده اند اين بار به صورت كامل انجام اين برنامه را در دستور كار خود قرار دهند.

با ارج و ادب

منوچهر رضاوندي

نوروز 1400 هجري شمسي

 

سر خط هاي  برنامه ی فراگیر:

1- حل مشكل كم آبي با واريز كردن آب خليج فارس به كوير.به دو منظور:

1/ 1 شیرین سازی آب آشامیدنی برای بخش گرم و خشک کشور،

2/ 1 کویر زدایی برای آمایش خاک.

 

2- رايگان كردن خدمات درماني و ايجاد نظمي پيشگيرانه،

3- ايجاد دگرگوني كيفي در نظام آموزشي كشور و رايگان سازي آموزش و آموزش عالي،

3/1- اجرای کامل قانون حذف كنكور و ايجاد شرايط لازم براي ورود همه دانشجويان به دانشگاه ها و مدارس عالي بدون آزمون رقابتی،

3/2- در اختيار گذاردن كمك هزينه زندگي و تحصيلي دانشجويان برابر با ميزان درآمدشان در صورت استخدام تا سطح دكترا بر پايه اشتغال دانشجويان به ميزان يك سوم دوران آموزشی در رشته مورد تحصيل،

3/3- ارتقاء سطح آموزش فن و فن آوري در مدارس ابتدايي، دبيرستانها و دانشگاهها  و مرتبط ساختن آن با صنعت كشور،

3/4- ترويج فرهنگ تحقيق و پژوهش و اختصاص دادن بودجه كافي بدان.

 

4- كاهش تدريجي اتكاي بودجه كشور بر فروش نفت خام،

4/1- ايجاد صنايع پتروشيمي و صنايع جنبي نفت.

 

5- ارتقاء سطح كشاورزي و صنعت،

6- ايجاد شرايط مادي و معنوي لازم براي بازگشت همه ايرانيان خارج از كشور،

 7-  شكل گيري هرچه بيشتر سياست خارجي بر مبناي تحكيم صلح و امنيت بين المللي، دوستي ملل و در راستاي رشد و توسعه اقتصادي كشور،

8- دولت ناظر،

9- بيكاري زدايي،

10- ما و پاسداري از هستي فرهنگي، تاريخ 25 هزارساله كشور و زبان فارسي،

11- ما و ايالات متحده آمريكا،

12- شرط اول پرداختن به اهداف راهبردي ،

13- اصلاحات امري است مداوم, بي وقفه و بدون آغاز و پايان،

14- آنكه بي نيازتر آزادتر،

15- نيازهاي ديرين، برخوردهاي نوين.

 

دستاوردهای کشور و لزوم حفظ و گسترش آن :

ما باید با اجراي كامل اين برنامه شرايط فوق العاده لازمي را ايجاد نمایيم تا با حفظ آنچه كه بدان دست يافته ايم ‏ تسريع توسعه كشور را در همه ابعادش تضمين بخشيم. اين برنامه همه عرصه هاي حيات كشور را در برگرفته و با در نظرگرفتن اولويتهاي جامعه ما به منظور تسخير آينده اي پيشرفته تر، درخور توجه و قابل رقابت با جهان صنعتي سامان داده شده است.

” برنامه ی فراگیر“در چارچوب ساختارهاي گوناگون اقتصادي قابل اجرا است و روح حاكم بر آن هيجان انگيز و زنده است.

این برنامه راه را بر هرگونه انحصارطلبي، رشوه خواري، فساد، كم كاري، بي سازماني و ديگر پديده هاي منفي كه ناشي و نتيجه مستقيم عدم برنامه ريزي و هدفگذاريند مي بندد.

 

هم ميهن ارجمند! هرچه كاملتر كردن اين برنامه در گذر بحثها و تبادل نظراتي همه جانبه و كارشناسانه  امكان پذير است. با  گزارش دیدگاه راه کارهای خود به چنين امري ياري برسانيد؛ چه اين خود منجر به افزایش كيفيت شركت جويي مردم كشورمان در اداره امور جامعه شده و در پایان راه را بر انحصارطلبي مي بندد.

 

” برنامه ی فراگیر“، مقدمه ايست كوتاه و فشرده بر برنامه اي جامع و دراز مدت كه اجراي آن تحقق آرزوهاي ديرين مردم كشورمان را ممكن خواهد ساخت. اين چيزي جز بالا بردن سطح رفاه مردم در دو عرصه مادي  و معنوي آن نيست. اين هدفي است كه تنها در صورت سخت كوشي، وجود نظم و اراده اي آهنين، اجراي كامل قانون و قانون اساسی کشور و برابري همه اعضاي جامعه در مقابل آن مي توان بدان دست يافت.

مشاركت در انتخابات:

اكثريت اعضاي تشكيل دهنده جامعه ما، در مجموع، داري شناخت و دركي خاص از حقوق اجتماعي خود هستند. بر پايه اين درك و شناخت و براي حفظ و گسترش اين حقوق حاكميت سياسي مناسب و درخور خود را انتخاب كرده اند. شركت كامل و همه جانبه بزرگسالان هر جامعه در اداره امور زندگي اجتماعي خود، بسته به درجه اي از بلوغ، رشد و شناخت آنان در عرصه هاي گوناگوني است كه تبلورش را ميتوان در نهادهاي سياسي، اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي جامعه مشاهده كرد. دستيابي به كيفيتي نسبتاً عالي در اين راستا خود، عميقاً، ريشه در ميزان بغرنجي و تكامل آگاهي، دانش، فن، ادبيات، هنر، سازمان، سازمان يابي و سازمان يافتگي اعضاي جامعه دارد.

تحقق چنين هدفي در كشور ما مستلزم به كار گيري همه نيروهاي جامعه به دور از هرگونه تنش است. بدون ترديد كشور ما ايران در تماميت خود، نيازمند كار و انديشه هاي پوياي همه اندامهايش است. اين باوري است كه همه ما بايد بدان دست يابيم و در راستاي آن عمل كنيم.

 

مختصات برنامه ی فراگیر:

آزادي در ابراز انديشه و بردباري در شنيدن آن، اين امكان را فراهم مي كند كه مردم ما با اعتماد و  اتكا به نفسِ بيشتري در ابراز ديدگاه هايشان براي پيشبرد امور جامعه مشاركت كنند. پيشرفت ما در عرصه هاي گوناگون در گرو دخالت دادن طيف گسترده اي از نظرات افراد است كه ثبات و خلاقيت لازم را براي ارتقاء سطح دانش و فن در كشور، متضمن خواهند شد. شرط لازم تحقق چنين امري هماهنگ ساختن جريان و اجراي آن بر پايه برنامه ايست:

§         منسجم، مرتبط، واقع بينانه، متناسب و فراگير.

§         موفقيت اين برنامه مشروط است به:

§         پی داری، ارزيابي، ارزشيابي و فرايازي ” پيشرفت پايدار“ در روند اجرای برنامه.

 

برنامه ی فراگیر

1- حل مشكل كم آبي با شیرین سازی آب خلیج فارس:

كم آبي مشكل ديرين جامعه ما بوده و هست. بخشي از تمدن شهرنشینی ديرين ما ايرانيان بر پايه ی کوشش در راه برون رفت از  اين مشكل شكل گرفته است؛ احداث قنوات، سدها و بندها و به كارگيري ديگر شيوه هاي مهار، ذخيره، توزيع و انتقال آب، بخش سنتي آبياري كشور را در برمی گیرد كه كماكان از آن بهره ميجویيم. اما اين به خودي خود نيازهاي ما را در ايجاد كشاورزي مناسبي كه ما را از نظر توليد محصولات كشاورزي خودكفا نمايد، برآورده نمي كند.

بهبود توليد كشاورزي در گرو داشتن ذخاير آبي، نگهداري آن و شبكه آبياري درخور و خودويژه ای است که باید به درستی به انجام برسد. در اين راستا بايد دانست كه در مجموع ميزان متوسط بارندگي در كشور ما از ميزان متوسط بارندگي در جهان، بسيار پائين تر است. از طرفي وجود دامنه هاي پرشيب مناطق كوهستاني مهار آب را به شدت دشوار كرده است كه براي مهار آن بايد بيش از پيش از شيوه هاي سنتي سود جست. از طرف ديگر بخش وسيعي از كشور ما را كوير تشكيل داده است. ميزان رطوبت در اين نواحي به شدت پائين است. اين خود موجب مي شود كه مقدار ناچيز و بي موقع بارندگي در اثر و شدت تابش خورشيد تبخير گردد. واريز كردن آب خليج فارس به كوير موجب كاهش درجه حرارت منطقه و افزايش درجه رطوبت خاك    مي گردد. اجراي اين طرح طبيعت بيش از نيمي از خاك ميهنمان را دگرگون خواهد کرد. چه آمایش خاک کویر با جریان یافتن آب خلیج فارس بدان می تواند کویر را به دشتی حاصلخیز تبدیل نماید.

افزون بر این می توان کمبود آب شهرهای برخی از شهرهای کشور را با شیرین سازی آب از خلیج فارس برآورده ساخت. این طرح در کنار طرح واریز ساختن آب خیلج فارس بر بخشی از پهنه کویر می توان یک بار برای همیشه این مشکل را حل نمود.

 

2- بهداشت و درمان:

جامعه ما چگونه و چه زماني خواهد توانست وارد  رقابت با كشورهاي پيشرفته از نظر صنعتي شود؟ عناصر لازم و مهياگر چنين خواستي كدامند؟ اگر ما بتوانيم، كه مي توانيم، نظام آموزشي خود را آنگونه كه طرحش ريخته ام به اجرا درآوريم، آنگاه نيازهاي ما در گستره هاي ديگر برآورده خواهند شد. آيا اين خود بخود نظام درماني و بهداشت ما را نيز دگرگون خواهد كرد يا آن نيز نياز به برنامه ريزي جداگانه اي دارد؟ پاسخ در هردو مورد مثبت است. دگرگوني نظام آموزشي نه تنها تاثير مستقيمي بر شيوه اداره نظام درماني ما دارد كه شيوه زندگي افراد جامعه ما را نيز متحول خواهد ساخت. اين روشن است كه افزایش دانش تك تك افراد جامعه و سلامت جسمي و رواني آنان داراي پیوندی سرراست است كه برآيند آن جامعه اي تندرست و پويا خواهد بود. در راه دست يابي به چنين جامعه اي ما نيازمند خدمات بهداشتي و درماني و سازوكاري پيشگيرانه كاملاً رايگاني هستيم كه بودجه آن از محل ماليات بر درآمد مردم تامين خواهد شد.

روشن ساختن هرچه بيشتر چشم انداز نظام آموزشي و درماني كشور، به بحث گذاردن، طرح و برنامه ريزي آن و تجهيز همه ی نيروهاي لازم براي تدارك و اجراي آن از اولويت هاي” برنامه ی فراگیر“ براي اداره كشور است. ارتقاء سطح دانش و فن، تندرستي و آسودگي خيال مردم،  شرط اول گام برداشتن در راستاهاي ديگر است.

 

3- آموزش و آموزش عالي:

با در نظرگرفتن اين نكته كه سامانه ی آموزشی و فرهنگی ما داراي پيوندهاي تاريخي متقابل و همه جانبه اي با سامانه هاي زير مجموعه خود است. افزایش كيفيت ساختاري و كاركردي اين زير مجموعه شرط هاي لازم پويايي مجموعه نظام آموزشی ما را فراهم مي كند.

رده بندي شغلهاي پرمسئوليت و گماردن افراد مطلع، كارشناس، متعهد و پركار و در كنار آن اعتماد به كارشان، تشويق و قدرداني از زحمات آنان مایه و گوهر بایسته و بی چون و چرای پيشرفت پايدار ما است.

 

به انجام رساندنِ راستين چنين امري در گرو داشتن نظام آموزشي كارايي است كه بتواند تربيت پايوران شایسته این گستره را   بر عهده بگيرد. پايه ريزي چنين نظامي مستلزم اختصاص دادن بخش قابل توجهي از بودجه كشور بدان است كه اين هزينه در درازمدت جبران پذير خواهد بود. چنين نظام آموزشي باكفايتي پاسخگو به نيازهاي كشور در همه زمينه ها، بطور حتم در كل خود با صنعت، كشاورزي، درمان و ديگر رشته ها ارتباطي تنگانتگ خواهد داشت.

 

در اين راستا حد اقل مدرك تحصيلي براي فرهیختن و در دبستانها  و ديبرستانها داشتن مدرك كارشناسي تربيت معلم يا داشتن كارشناسي در هر رشته اي باضافه گذراندن دوره دو ساله آموزگاري و دبیری خواهد بود.

مدارس يك سره خواهند شد و دانش آموزان ناهار را در مدرسه صرف خواهند كرد. کتاب و نوشت افزار رايگان در اختيار دانش آموزان قرار خواهد گرفت.

 

1/3- اجرای کامل قانون كنكور و ديگر آزمونهاي رقابتي به دانشگاه ها و مدارس عالي:

در عرصه آموزش عالي شرايط لازم براي ورود دانشجويان به دانشگاه ها و مدارس عالي بدون هرگونه آزمون رقابتی با افزایش کیفی آموزش دبستانی و دبیرستانی مهيا خواهد شد.

 

2/3- استخدام دانشجو

هزينه تحصيلي دانشجويان برابر با حقوق دريافتيشان در صورت استخدام در همان مقطع، پرداخت مي شود و اينچنين تداوم تحصيل و تحقيق دانشجويان بدون داشتن نگرانيهاي تامين هزينه تحصيلي تضمين خواهد شد. دوسوم وقت دانشجو در سر كلاس درس و صرف پژوهش مي شود و يك سوم مانده عملي بوده و دانشجو بسته به رشته تحصيليش درگير كار و در کانونهای صنعتی، كشاورزي، درمان و ديگر رشته ها خواهد شد.

 

4- نفت:

تكيه بودجه كشور به فروش نفت و دیگر مواد معدنی عملاً دست ما را در زمينه هاي ديگر بسته است. براي خارج شدن از اين مشكل،  تدريجاً،  توليد در رشته هاي ديگر بايد سهم مهمي ازتامين بودجه كشور را به خود اختصاص دهد. براي اين كار ما نياز به برنامه اي دقيق داريم كه طي مدتي نه چندان طولاني ميزان و تناسب لازم در تامين بوجه كشور را  از محل درآمدهاي توليدي در رشته هاي ديگر از جمله كشاورزي و صنعت، ايجاد نمايد. براي اين كار من در نظر دارم سالي ده درصد از صادرات نفت خام كاهش داده شود و كسري بودجه، ناشي از اين كاهش، از محل فروش ديگر فراورده هاي كشاورزي و صنعت جبران گردد.

ايجاد و گسترش صنايع پتروشيمي نياز ما را به نفت خام صدچندان مي كند، چه اين زمينه ايست ديگر كه خود توسعه را در رشته اي ديگر ميسر خواهد ساخت.

 

5- ارتقاي سطح كشاورزي و صنعت:

رشد و توسعه اقتصادي كشور به معناي افزايش پايدار توليد خالص سالانه و ظرفيت توليد در گروه ايجاد مجموعه شرايط و دخالت دادن عوامل گوناگوني است كه با سخت كوشي، اتخاذ رويكردي نوين در برخورد و بررسي مسائل،  رويگرداني از نگرشهاي كهنه و منفي مي توان بدان دست يافت؛ در اين راستا بايد توجه ويژه اي را به آمایش زمينهاي كشاورزي، آموزش كشاورزان داشت.  سياستگذاريها و ايجاد پيوند و هماهنگي پويای پی دار دانشگاه با صنایع گوناگون و كشاورزي، موجب فرهیختن  درست و بایسته ی دانشجویان را در رشته های وابسته فراهم خواهد ساخت و هم اینکه برکمی و کیفی فروارده های گوناگون رشته های مربوطه خواهد افزود.

وجود مراكز متعدد تصميم گيري در نهادهاي اقتصادي كشور، اگرچه پديده اي منفي و مستاصل كننده به نظر ميآيد، اما زمينه هاي مشاركت گسترده مردم را در تصميم گيري فراهم ساخته است. مي توان با ارزيابي همه جانبه چنين ساختاري شيوه ها و كاركردهاي خودويژه آنرا شناسيايي كرد و آنرا در ايجاد مديريت شبكه اي به خدمت گرفت. در اين سمت و سو بخشهاي گوناگون كشاورزي و صنايع سنگين ضمن داشتن پيوندي پويا قادر به تامين مخارج كامل خود خواهند شد. بدين معني كه هر واحد توليدي خواهد توانست هزينه هاي خود را متحمل شده و بخش مهمي از ارزش افزوده را سرمايه گذاري نمايد. اينگونه مي توان رشد اقتصادي را در واحد، بخش، منطقه و در نهايت در كل كشور تضمين كرد. در روند اين پيوند و ارتباط دروني است كه پايه هاي توسعه اقتصادي كشور استحكام خواهد يافت.

 

5/1 شرط هاي لازم

سرمايه گذاري و پس انداز بخش قابل توجهي از سود به منظور سرمايه گذاري مجدد، استفاده از فن و فنآوري نوين، توزيع درآمد ملي در جهت فقرزدايي، تربيت پایوران،  نيروي كار ماهر و كارآمد، برنامه ريزي دقيق و ارتقاي كيفيت مديريت مي توان توليد خالص سالانه و ظرفيت توليد را به گونه اي چشم گير افزايش داد.

 

سرمايه گذاري جدي در بخشهاي گوناگون كشاورزي نه تنها نيازهاي داخلي ما را در گستره هاي متفاوت برآورده خواهد كرد بلكه با به كارگيري مازاد آن در صنايع جنبي مي توان ارزش افزوده بيشتري را ايجاد كرد. توسعه صنايع كشاورزي مي تواند نيازهاي ما را در شاخه هاي صنعتي فراوان ديگري رفع سازد. در طي اين روند انگيزه ها و زمينه هاي لازم و منطقي توسعه ی فراتر صنايع سنگين كشور فراهم خواهد شد.

 

 

5/2- زمينهاي كشاورزي

× آماده سازي و استفاده مناسب از زمينهاي زير سد،

× كاهش وابستگي به كشت ديم و مبارزه با شرايط نامطلوب اقليمي،

× شناسايي امكانات بالقوه پهنه هاي گوناگون كشورمان و بهره برداري معقول از امكانات بالفعل آن با به كارگيري فنون موجود در امر آبرساني، مهار و ذخيره آب، شیرین سازی آب خلیج فارس

× افزايش سطح كشت، متناسب و با رعايت نكات زير انجام ميگيرد؛

- رفع نيازهاي داخلي،

- ممانعت از فرسايش خاك، و حفظ محيط زيست،

- بیابان و کویر زدایی با آمایش خاک گستره ی کویرهای ما را برای کشاورزی آماده خواهد ساخت.

- حفظ طبيعت و بهبود آن،

- كشت يكپارچه زمينهاي خرد كشاورزي به منظور بالا بردن بازدهي و كاهش هزينه ها،

- شناسايي همه زمينهاي داير و باير، ثبت درست و ریز آنها بر اساس كيفيت، قابليت، تاريخچه بهره برداري و ديگر مشخصات و تجربياتي كه بر آنان انجام گرفته و مي گيرد.

 

5/3- آموزش كشاورزي

× تربيت كارشناسان كشاورزي،

× ايجاد مدارس عالي كشاورزي در مناطق روستايي،

× پژوهش و ايجاد بانكِ تجربه شيوه ها و فنون گوناگون در جهت افزايش بازدهي كار و بهينه سازي در امور مربوط به كشاورزي،

× توسعه دانش ژنتيك، آب و خاك.

 

5/4- سياستگذاريها

× حمايت از توليد داخلي در مقابل محصولات مشابهي كه احتمالاً با كيفيت بهتر و ارزانتر وارد مي شوند،

× بهبود مديريت كشاورزي،

× مشخص كردن برنامه رشد و توسعه كشاورزي با جزئيات كامل بر پايه نيازهاي آني و آتي كشور،

× توسعه صنايع وابسته به كشاورزي به منظور توليد محصولات وابسته به كشاورزي و ممانعت از صدور مواد خام،

× ايجاد شرايطي مناسب كه بر بستر آن بتوان كشاورزان را متقاعد ساخت كه صرفاً از توليد محصولات زودرس چشم بپوشند.

 

5/5- تسهيلات

× ارتقاي كيفيت بانك كشاورزي،

× ايجاد فرهنگ و زمينه هاي استفاده از بانك براي پس انداز، پرداخت و حواله و ........در روستا،

× ايجاد تغييرات كمي و كيفي لازم در عملكرد و ساختار شركت هاي بيمه و حمل و نقل به منظور پاسخگويي به نيازهاي توليد و توزيع در سطح نمونه هاي بين المللي،

× ايجاد شبكه مخابرات و ارتباطات رايانه اي مؤثر در سراسر كشور،

× در اختيار گذاردن وامهاي كم بهره،

× ايجاد شركتهاي تعاوني روستايي.

 

 

 

5/6- پيوند و هماهنگي صنعت، خانه سازی و كشاورزي

بخشي از صنايع كشور مي تواند و بايد در ارتباط با و  برپايه ی رفع نيازهاي گوناگون كشاورزي و خانه سازی توسعه يابند. اينگونه، انگيزه ها و زمينه هاي خلاقيت بيشتر و همه جانبه از سويي و ايجاد نيازهاي نو براي تداوم و تسريع صنعتي شدن كشور از سوي ديگر بوجود خواهند آمد. در اين جهت از صدور مواد خام، ممانعت به عمل خواهد آمد و صنايع  وابسته به خانه سازی و محصولات كشاورزي گسترش خواهند يافت؛ این گستره می تواند معضل بیکاری را نیز کاهش بدهد.

 

6- ايرانيان خارج از كشور:

طبق برآورد سازمان ملل بيش از سه میلیون نفر و بر اساس آمار تائيد نشده بيش از هشت مليون كارشناس با تجربه ايراني، به دلايل مختلف، در خارج از كشور مشغول به كار هستند. تربيت چنين نيرويي، جدا از مخارج بسيار هنگفت آن، حد اقل بيست سال به درازا خواهد كشيد. عاقلانه نيست كه به دلايل واهي و يا حتي در برخي موارد به دلايلي روشن بر اين نيروي جداً قابل ملاحظه چشم پوشيد. از این رهگذر نه تنها ميتوان و بايد همه شرايط مادي و معنوي بازگشت ايرانيان خارج از كشور را، در اسرع وقت، فراهم كرد، بلکه بایسته است که با فراهم سازی شرایط رفاهی، ایمنی و خودباوری از خروج نخبه های کشور جلوگیری کرد.

 

7- سياست خارجي:

تنها در شرايط صلح و امنيت بين المللي ميتوان به حد اكثر رشد و توسعه اقتصادي دست يافت كه اين خود در هرگستره اي بدون تبادل دانش، تجربه و فن و فن آوري و وجود مناسباتي برابر حقوق و انساني، بين ملل گوناگون امكان ناپذير است. سياست خارجي ما در چنين راستايي تعريف شده و شكل مي گيرد.

 

8- دولت ناظر:

انسان موجودي است اجتماعي. بدين معنا كه تنها نمي تواند زيست خود را تداوم بخشد. انسان در تجمع آگاهانه خود به منظور رفع نيازهاي مادي و معنويش نوعي همزيستي با ديگران را پذيرفته است.  انسان در اين همزيستي وارد يك سلسله پیوندهای اجتماعی مي شود كه ناگزير او را به سوي شكل دادن سازمانها و نهادهاي اجتماعي گوناگوني سوق مي دهد.  در طي چنين جرياني نيازهاي نويني زاده مي شوند كه حل آنها مستلزم شكل گيري سازمانها و نهادهاي بغرنجتري است. «دولت» كه وظيفه اش اداره ی امور کشور است شكل بسيار بغرنجي از سازمان اجتماعي است كه براي نخستین بار در سرزمين ما ايران پای گرفته, تكامل يافته و نهادهايي را بنا نهاده است كه تا به امروز نام, شكل و وظايف خود را كماكان حفظ كرده اند.

 

توجه اعضاي جامعه ما به ساختار دولت دير زماني است كه افزايش يافته است. با توجه به اينكه دستاوردهاي كشور ما بارز و چشم گير هستند,  همزمان بر اين باور هستيم كه با مشكلاتي نيز روبروييم كه حركت ما را در دست يافتن به اهداف بلند مدتمان كند ساخته است.  هر كس از زاويه و جهتي  به قضايا  مي نگرد, آنها را  تعريف  و تجزيه و تحليل مي كند و تا آنجا كه ممكن هست راه برون رفت را هم ارائه مي دهد.  واقعيت اين هست كه همه به نوعي درست مي گويند,  اما ترسيم برآيند مجموعه ی اين نظرات بسيار مشكل و گاه نشدني است؛ چه ميتوان كرد؟

 

چنین است که: ما ايرانيان با كوله باري از تاريخ و تجربه بر دوش,  با وجود همه دشمنيها, دستان و چشمان حريصي كه در پي خرابكاري در روند پيشرفتمان هستند مي خواهيم راه و روند پيشرفت كيفي خود را با حد اقل دردسر و بیشینه ی پی آمد و دست آورد درنوردیم.   ما به دلايل بديهي نيازمند طرح برنامه هايي هستيم كه در كوتاه ترين زمان ما را براي عصري آماده سازد كه استفاده سرسام آور از سه عنصر اطلاعات, ماده و  نيرو، كامپيوترهاي نسل تازه تري را در عرصه هاي اطلاعات رسانی، پزشكي, آموزش و پرورش و صنعت به خدمت گرفته است. روند شتاب آلود و هول انگيز پيشرفت, تسخير جهان ناشناخته ها, تجربه هاي اعجاز انگيز انسان در عرصه هاي گوناگون و بيشمار زندگي, جايي را براي وقت تلف كردن باقي نگذارده است. پيش از هر چيز بايد توجه كنيم كه ما بايد از تجربيات تاريخي خود حد اكثر بهره را بگيريم. من بر اين باورم كه ما بسيار كم به كاويدن تاريخ و دستآوردهاي خود پرداخته و مي پردازيم. عدم پرداختن به گذشته خود, نا آگاهي و يا كم دانشي ما در ارتباط با آنچه كه بوده ايم و يا داشته ايم زيانمند است, مخرب است و مي تواند ما را از خود بيگانه سازد. از خود گريزي برخي كه حتي زبان خود را دارند به فراموشي مي سپارند از همين روی است.  ما بايد به درستي و با دقت و وسواسي خاص تاريخ خود را بكاويم, بنگاريمش و مورد تجزيه و تحليل قرارش دهيم والا ديگران با تحريفهاي بسيار آن را برايمان خواهند نگاشت, كما اينكه چنين كرده اند و ما هم زيانهاي آنرا با گوشت و پوست و استخوان حس كرده ايم.

 

ما براي اولين بار  پانصد و پنجاه و نه سال پيش از ميلاد حكومت و وزارت و ديگر زير مجموعه هايش را شكل داديم. يعني در واقع نهادهاي  "حكومت" و  "وزارت",  ساخته و پرداخته جامعه ايراني هستند.  سازمانهاي اداري,  سپهسالاران, ماليات گيران, بازرسان اداري و وجود نظم و راههاي ويژه براي ارسال پيامها و نامه ها به چهل ساتراپي كه هركدام خود داراي سازمانهاي اداري خاص خود بودند,  همه و همه اينها مستلزم وجود سازماني بسيار پيچيده و پيشرفته بودند كه ما شكلشان داديم.  در عصر هخامنشيان و ساسانيان شاهنشاهان وزيراني را در استخدام داشتند كه به عنوان مخالف و موافق در اداره امور كشور رايزني   مي كردند. وزيران دست راست و دست چپ, كه در روند مخالفتها و موافقتهاي خود با امري از امور كشور,  دست يافتن به بهترين تصميم را ممكن مي ساختند.

در دوران پس از اسلام اداره ی امور سرزمين ما كماكان بر پايه تجربيات گذشته تداوم خود را حفظ كرد. سرزمين ما در دامن خود نامداراني چون ابن سينا و فارابي را پرورد. فارابي كه پايه جامعه شناسي را در جهان پي ريخت. ما در پويش و جريان تاريخ پر فراز و نشيب خود توانسته ايم بر مشكلات و معضلات بس عظيمي سرفرازانه پيروز گرديم.

 

باري بهتر است به آنچه كه امروز با آن درگير گشته ايم  بپردازم. امروز بيش از هر زماني سخن از حزب و جناح و جناح بندي است. امروز شاهديم كه درگيريهاي جناحي چگونه توانسته است وقت و نيروي جامعه ما را به هدر دهد.  چگونه مي توانيم خود را از چنگ چنين پديده اي رها سازيم؟ احزاب و جناحهاي موجود كه شكل دگرگون يافته انديشه نخستين وزيران و رايزنان دست راست و دست چپ هستند,  بخشي از علل عدم پيشرفت ما در راستاهاي گوناگون حيات كشور هستند. اصولاً احزاب شكل مي گيرند كه منافع گروهي را حفظ نمايند. يا اينكه براي بر كرسي نشاندن و به عمل در آوردن انديشه اي شكل گرفته اند.   مردم را با تبليغات و ديگر شيوه هايي كه مقدور هست به پذيرش آن انديشه قانع ميسازند و از اين رهگذر در هرم قدرت قرار مي گيرند  و يا اينكه  به خاطر مجموعه اي از هر دو دليل؛  هم حفظ منافع شخصي و گروهي و هم به كرسي نشاندن انديشه اي,  شكل مي گيرند و دولت و قدرت را در روندي,  كاملاً در اختيار مي گيرند که بسی زیانبارند.

 

بايد توجه داشت كه احزاب در پويش شكل گيري خود و در روند دست يازيدن به قدرت دچار دگرگونيهايي طبيعي و اجتناب ناپذير ي مي شوند كه تغيير در نگرش, رويكرد, رفتار و كردار اعضايش را به دنبال خواهد داشت.

بر رسي تاريخ احزاب در سراسر جهان نشان داده است كه  سردمداران احزاب پس از به قدرت رسيدن و چشيدن طعم آن,  از همه اهرمهاي مشروع و غير مشروع, دولتي و غير دولتي براي باقي ماندن در هرم قدرت بهره گيري كرده اند. اين افراد پس از به قدرت رسيدن و به كرسي نشاندن انديشه هايشان به ناگهان هر آنچه را كه بدان باور داشتند و مردم را به آن قانع كرده بودند را فراموش مي كنند و به انحصارگراني تبديل ميشوند كه تنها و تنها به امتيازات كسب شده خود و خانواده خود مي انديشند و لاغير.

 در اينجا براستي حساب استثنا را از قاعده  بايد جدا كرد.  چه من در پي شكل دادن به اين انديشه و امر هستم كه خود وجود حزب هست كه چنين رفتار ناپسندي را  در افراد موجب مي شود و همه سازوكارهاي ماندن در هرم قدرت و فريب ديگران را در خود بوجود مي آورد. و نه لزوماً خصلت افراد.

 

اعضاي تصميم گيرنده و در راس هرم قدرت,  همزمان مخالفين خود را به بهانه تخطي از انديشه هايي كه خود ديگر بدانها اعتقادي ندارند محاكمه و تنبيه مي كنند.  اين خاصيت قدرت سازمان يافته است. اين روند, اين پديده به طور طبيعي مانع از ورود ديگران به هرم قدرت مي شود.  اعضاي جامعه به صورت طبيعي در مقابل چنين پديده اي قد علم مي كنند و  يا با سازمان دادن حزبي ديگر قدرت را از سردمداران حزب در حاكميت مي ربايند و خود همان خواهند شد كه ديگران شدند و اين سير سيري است زنجيره وار و بدون وقفه.

 

در حالتي كه بسيار هم معمول هست, دو حزب در كش و قوسي و در جنگي زرگرانه قدرت را به يكديگر محول مي كنند و نمايندگي و سياست را به امري تجاري و نان و آب دار تبديل مي سازند و اينگونه زمينه هاي مشاركت سياسي ديگران را سد ميسازند.

اين شيوه شكل گيري و به قدرت رسيدن احزاب را در همه جهان شاهد بوده ايم و روشن است كه كش و قوس هاي حزبي و جناحي در ارتباط با پذيرش و يا رد هر طرح اقتصادي, اجتماعي و يا فرهنگي فقط و فقط در ارتباط با حقظ منافع حزبي معنا پيدا مي كند و نه بر مبناي سودمند بودن و يا زيانمند بودن طرح براي كل جامعه.

 

در اين ارتباط ديگر چندان مهم نيست كه طرح و برنامه تا چه اندازه براي كشور سودمند هست. مهم آنست كه طرح از سوي حزب مخالف ارائه شده است و اعضاي حزب رقيب بايد با آن مخالفت كنند, كه بسته به مهارت اين حزب در سخنوري و شدت و دامنه نفوذ شخصي و گروهي اعضاي حزب,  طرح رد خواهد شد و هرگز روي عمل را به خود نخواهد ديد و  البته باالعكس آنهم صادق است. طبيعتاً از اين رهگذر زيانهاي بي حد و گاه جبران ناپذيري به روند توسعه  يك كشور و جامعه وارد مي شود.

در جوامع ضعيف احزاب صد چندان آسيب پذيرترند. پيش از هر چيز افراد بومي با سازمان دادن احزاب بدنه و پيكره اي از انسانها را آماده مي سازند كه به شكل و به عنوان ارتشي مطيع و فرمان بردار عمل خواهد كرد. كوچكترين مخالفتي به شدت سركوب مي شود. فساد و رشوه به امري عادي در احراز مقام و امتياز تبديل خواهد شد و در نهايت نفوذ بيگانگان به چنين حزب و دسته اي بسيار آسان خواهد شد.

 

خوشبختانه ساختار دولت ما را وجود احزاب شكل نداده اند. اگر چه وجود جناح ها و دسته ها و گروههاي اعلام نشده اينجا و آنجا خود را نمايان مي سازند ولي مي توان اميدوار بود كه ما خواهيم توانست ساختاري نوين را به عنوان دولت ناظر شكل بدهيم و مطمئن باشيم كه به گزينه اي براي ساير كشورها نيز مبدل خواهد شد.

 

 روزنامه اطلاعات بين المللي مورخه بيست هشتم آذر ماه هشتاد در خبري اعلام كرد كه  احمد صفايي فر مدير كل پارلماني دولت با اعلام اينكه  اصلاحيه قانون انتخابات  در هيات دولت مطرح و براي تصويب در اختيار مجلس شوراي اسلامي قرار خواهد گرفت, اظهار اميدواري كرده  بوده است كه تصويب اين اصلاحيه بخش عظيمي از  مسائل بين مجلس شوراي اسلامي و شوراي نگهبان را حل خواهد كرد. وي بخش عمده اين ابهامات را مربوط به نظارت شوراي نگهبان می دانسته است.

اصل نود و نهم قانون اساسي وظيفه شوراي نگهبان را چنين بيان كرده است:

" شوراي نگهبان نظارت بر انتخابات مجلس خبرگان رهبري, رياست جمهوري, مجلس شوراي اسلامي و مراجعه به آراي عمومي و همه پرسي را بر عهده دارد. (قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران)

"ابهامات قانون فعلي انتخابات كه بخش عمده از مشكلات و اختلافات ميان مجريان قانون را سبب شده است" ناشي از تعبيراتي است كه مي توان از اين اصل قانون اساسي داشت.

 

حقيقت اينست كه اگر مردم شعور و آگاهي لازم را براي انتخاب و پشتيباني از نظامي چون جمهوري اسلامي را داشته باشند كه دارند, آگاهي و شناخت لازم براي انتخاب و فرستادن نمايندگان خود به مجلس شوراي اسلامي را هم بدون هرگونه واسطه اي دارا هستند. هر آنكه اين حقيقت و شناخت را مورد پرسش قرار دهد خود بخود صلاحيت سخن گفتن از سوي مردم را از دست مي دهد. بايد به اين امر توجه جدي داشت كه كشور ما به تماميت خود در معرض خطرات گوناگوني است. دلسوزان كشور و نظام طبيعتاً در راستاي مصون نگه داشتن كشور از خطرات احتمالي در تلاشند كه افرادي بسيار لايق را از طريق غربال كردن و  عبور دادن از صافيهاي شوراي نگهبان در راس امور قرار دهند كه باور و نيتي است ستودني و قابل تقدير. اما نيت و باور تنها بدون داشتن سازوكاري مناسب كافي نيست. ما نيازمند سازوكاري هستيم كه به راستي ظرفيت و توان ممانعت از ورود افراد نالايق را به هرم تصميم گيري و در راس امور قرار گرفتن آنها را براي مدتي مديد و طولاني در هر شرايطي داشته باشد. در اين ارتباط   مي دانيم كه  حزب و كاركردهاي حزبي به علل گوناگون نتوانسته است نقش قابل ملاحظه و راهگشايي را در اداره امور كشور و يا در به چالش كشانيدن بحثها, تصميمات و عملكردهاي دولت  ايفا نمايد. درگيريها و كش و قوس هاي جناحي موجود نه به خاطر بي صلاحيتي نمايندگان كه به علت طي نشدن روندي لازم و نبود سازوكاري مناسب نمايندگي شكل گرفته و مي رود كه زيانهاي جبران ناپذيري را به امنيت ملي كشور وارد آورد, كه اين خود گواهي است به نياز شديد ما براي  ايجاد و شكل دادن به دولتي ناظر كه بتواند آزادانه و بدون هرگونه دغدغه خاطري بحثها, طرحها و تصميمات نمايندگان مجلس و دولت را به چالشي جدي و غير جناحي بكشاند و  همزمان قابليت و ظرفيت زدودن نگراني همه ما را در مورد ورود افراد نالايق به جايگاههاي تصميم گيري, يك بار براي هميشه,  دارا باشد.

 براي اين منظور طرح زير را پيشنهاد مي كنم:

- هر  شهروند  بدون هرگونه محدوديتي,  با توجه به اصول قانون اساسي, بتواند با ارائه برنامه اي براي حوزه انتخابيه اش كه بر اساس نيازهاي آن حوزه و برنامه هاي درازمدت,  ميان مدت و كوتاه مدت  دولت تنظيم شده باشد ( تشخيص اين امر هم به خود راي دهندگان واگذار مي شود كه با راي خود چنين برنامه هايي را رد و يا مورد تاييد قرار مي دهند) درانتخابات شركت كند.

 

-از ميان شركت كنندگان دو نفري كه بالاترين تعداد آرا را به خود اختصاص داده اند به مجلس شوراي اسلامي راه يابند.

-مجموعه نفرات دوم, نمايندگان ناظر مجلس را شكل دهند.

-نمايندگان ناظر, وزرا و هياتهاي ناظر را از ميان خود به عنوان دولت ناظر به مدت دو سال  انتخاب كنند.

-وظيفه دولت ناظر ,  به چالش كشيدن همه تصميمات و عملكردهاي دولت خواهد بود.

 

در اين ارتباط وظيفه شوراي نگهبان؛

-نظارت بر اجراي انتخابات خواهد بود و نه اعمال نظر و تاييد و يا رد نمايندگان مردم.

-ارجاع نماينده و يا نمايندگان به حوزه انتخابيه در صورتيكه پس از راه يافتن به مجلس  از عمل و تلاش در راستاي تحقق برنامه هاي خود سر باز زنند.

 در راستاي ايجاد چنين سازوكاري بايد توجه كنيم كه مردم سالاري ابزار حاكميت سياسي اقليت بر اكثريت است كه به منظور و بر پايه "حفظ" حقوق اجتماعي اكثريت راي دهندگان, ترسيم شده از سوي اقليت بر مبناي درك و شناخت اكثريت از زيستي مطلوب, شكل مي گيرد. شركت كامل و همه جانبه بزرگسالان جامعه در اداره امور  زندگي اجتماعي خود, بسته به درجه اي از بلوغ, رشد, و شناخت آنان در عرصه هاي گوناگوني است كه تبلورش در نهادهاي سياسي, اجتماعي, اقتصادي و فرهنگي جامعه قابل مشاهده است. دستيابي به كيفيتي نسبتاً عالي در اين راستا, خود عميقاً ريشه در ميزان بغرنجي و تكامل آگاهي, دانش, فن, ادبيات, هنر, سازمان, سازمان يابي و سازمان يافتگي اعضاي جامعه دارد.  ( اين طرح در 27 بهمن 1380 براي دولت وقت و مجلس شواري اسلامي ارسال گشته است.)

 

 9- طرح بيكاري زدايي:

اگر 30% نيروي كار را بيكار فرض كنيم چنين خواهيم داشت؛

با چنين پيش فرضي 70% نيروي كار 100% اشتغال را در اختيار دارند.

اگر هر فرد روزي 8 ساعت كاركند در مجموع حاصلضرب 8 و 70 برابر با 560 ساعت كار در روز بدست خواهد آمد.

پس 70 نفر 560 ساعت كار مي كنند.

حالا 560 ساعت را مابين 100 نفر يعني همه نيروي كار در جامعه تقسيم مي كنيم:

6/5=100/ 560 ساعت يعني تقريباً روزي 6 ساعت براي هر فرد با همان حقوق و مزاياي هشت ساعت كار.

ما با برنامه ريزي بسيار دقيقي خواهيم توانست بيكاري را در مدت زماني بسيار كوتاه، شش تا ده ماه،  از ميان براداريم.

خوب اين به معني اشتغال زايي نيست ولي مزيتهاي آن واضح است و نيازي به بحث بر سر آن نيست.

و اما طرح مكمل اين طرح، طرحي است اشتغالزا به اين صورت:

اكثر مردم ما بر اين باورندكه دولت بايد برايشان ايجاد شغل نمايد.

اين نگرش موجود هست و در كوتاه مدت هم نمي توان آن را تغيير داد، ولي برنامه تغييرش را  بايد در دستور روز دولت قرار داد. طرح مكمل طرح بيكاري زدايي در واقع طرحي است كه مردم ما را ياري خواهد داد كه با ديدي ديگر، ديدي سواي آنچه كه امروز بر انديشه اكثر مردم ما حاكم است، به دولت و وظايف آن بنگرند. مردم ما بايد بیاموزند كه خودشان براي خود البته با ياري و راهنمايي اعضاي دولت اشتغال ايجاد نمايند.

 

برای نمونه اگر جمعیت شهری یکصد هزار نفر باشد؛هر فرد از این شهر براي يكبار مبلغي برای نمونه (پنجاه هزار تومان) به حسابي ويژه  واريز خواهد كرد؛ اين مبلغ در هرزمان از سوي واريز كننده قابل برداشت خواهد بود اما به محض برداشت مبلغ يادشده ديگر سودي به او تعلق نخواهد گرفت. مزيت اين امر اين است كه فرد واريز كننده مطمئن هست كه پولش از سوي كسي حيف و ميل نخواهد شد.

 

مجموع پولهاي واريز شده مبلغي برابر با پنج میلیارد تومان(5000000000) خواهد شد؛  با اين سرمايه مي توان در هر شهرستان طرحهاي كوچكي را راه انداخت. اين طرحها خود اشتغال زا بوده و در پيوند با طرح بيكاري زداي مي تواند پاسخي مناسب به بخش كوچكي از نيازهاي مردم ما باشد از سويي و از ديگر سو مردم ما در روند چنين حركتي با برخي از شگردهاي خود اشتغالي آشنا خواهند شد.بي ترديد در پرتوي رهبري مدبرانه مقام معظم رهبری خواهيم توانست تحول و توسعه كشور را در همه عرصه هايش سرعت بخشيم.

 

10- هستي فرهنگي ما و پاسداري از تاريخ 25 هزارساله كشور و زبان فارسي:

دشمنان قسم خورده و با تجربه ما در جهت فرهنگ زدايي با استفاده از توان فني، مالي و ذخاير گوناگون خود بر بستر و پايه برخي كم كاريها، بي برنامگي ها و بي توجهي هاي عده اي به فرهنگ و زبان اين مرز وبوم مي توانند ضربات جبران ناپذيري را بر پيكر و روند پيشرفت و بالندگي فرهنگي ما وارد سازند. نمونه هاي بارز تهاجم فرهنگي در ساير سرزمينها كه زبان نوشتاري و گفتاري خود را آسان از دست داده اند گوياي فاجعه ايست كه بايد و فوري از آنها درس هاي لازم را آموخت.

استفاده از زبان بيگانه در دعوت نامه هاي جشن هاي عروسي، تولد و ديگر مراسم تا حدي است كه زماني براي خريد دعوتنامه اي براي جشن عروسي به مراكز فروش در ميدان بهارستان مراجعه نموديم حتي يك مورد دعوتنامه كه كاملاً به زبان فارسي نوشته شده باشد نيافتيم. قوطي ها و جعبه هاي حاوي انگشتري وديگر زينت آلات عروسي نيز مزين به نوشتارهاي بيگانه است. سردر مغازه ها كه ديگر هيچ!

صدا وسيما به عنوان نهاد و رسانه اي توانا مي تواند عاملي سد كننده در مقابل اين تهاجم مخرب قرار گيرد. استفاده برخي مجريان، مصاحبه شوندگان و شركت كنندگان در برنامه هاي گوناگون صدا و سيما از واژه هاي بيگانه و تلاش آنان براي جا انداختن اين واژه ها در زبان و فرهنگ ما زنگ خطري است كه بايد بدان جداً توجه كرد. ......”اگر چه ما همواره شاهد بهتر شدن كيفي برنامه هاي صدا و سيما هستيم اما مرتبط با معضل تمايل به زبان بيگانه از سوي برخي مجريان، ميهمانان شركت كننده و نويسندگان مجموعه ها در برنامه هاي صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران، ما كماكان به دنبال راه چاره هستيم.

چند مثالي شايد مطلب را گويا تر سازد: آيتم، آرشیو، ريجكت، فرانك، با كلاس، راندوم، سري، سريال، ساپورت، تيتر، باي بك، پروژه، كنسل و........ واژه هايي هستند كه در برنامه هاي صدا وسيما بكار گرفته شده اند. روشن نيست كه سياستگذاران برنامه هاي صدا و سيما با چه مجوز و رهنمودي همچنان اجازه ميدهند كه فرهنگ ما از سوي مهمترين رسانه گروهي كشور اينچنين مورد تاخت و تاز قرار گيرد. اصولاً و اصلاً هدف از به كار گيري واژه ها و اصطلاحات بيگانه چيست؟ آيا به كارگيران اين كلمات به فرهنگ غني ايراني آگاهي ندارند؟ اگر چنين است مقصر كيست و كم كاري از كجا است؟ آموزش .و پرورش، آموزش عالي، رسانه هاي گروهي و يا مجوعه همه آنها؟ اگر هم آنان به فرهنگ خود آگاهند پس چگونه است كه اين گونه كمر به تخريب زبان و فرهنگ ايراني بسته اند؟ پرسشي در ذهن و دغدغه اي در خاطر!

سرزمين گسترده ما از فلسطين تا ماوراي کاشغر از يمن تا ماوراي گرجستان با زبانها و اديان گوناگون داراي فرهنگ مشترك ايراني بوده و هستند. زبان فارسي كه زبان مشترك همه ايرانيان است برگرفته از مجموعه همه زبانهاي ايراني است كه مظهر اتحاد مردم اين سرزمين مقدس است سرزميني كه خداوند همه پيامبرانش را از آن برگزيده است.

اين درست است!؛ هنگامي چنين پيش مي آيد كه فرد مجبور مي شود، در عرصه هايي در مقابل دشمن، به دلايل و منظورهاي گوناگون، عقب نشيني نمايد، اما اين عقب نشيني و امتياز دادن حيثيت، عِرق ملي، شرف و ديگر گستره هاي ويژه اي را شامل نمي شود چه ما به عنوان يك انسان مسلمان و ايراني مجاز به گرو گذاشتن آنان نيستيم. واقعيت اين است كه پيامد چنين عقب نيشيني هايي فاجعه آفرين خواهد بود. نه ميتوان و نه بايد بر سر تاريخ، دين، آداب و رسوم و زبان خود به معامله نشست.

از سرپرست سازمان صدا و سیما خواهش می کنم كه در اين رسانه پر اهميت از بكار گرفتن كلمات و اصطلاحات بيگانه خود داري گردد. به هوش باشيم كه فرهنگ ايراني اسلاميمان از دستبرد بيگانگان و خود ستيزان بدور نگه داشته شود.

زبان فارسي زبان مشترك همه ايرانيان است. گسترش، حفظ، تحول و تكامل زبان و فرهنگ ايراني زمينه هاي وحدت مردم همه فلات ايران را، جدا از مرزهاي سياسي آن، فراهم خواهد ساخت. هر حركتي در جهت تضعيف زبان و فرهنگ اين سرزمين مانعي در برابر وحدت اين مجموعه است. نگهداري، آراستن و پيراستن زبان فارسي وظيفه تك تك همه كساني است كه خود را ايراني مي دانند و از اين سرزمين بهره مي گيرند.

زبان، فرهنگ و انديشه هاي ايراني به گونه اي زنده به هم مرتبط هستند. هرگونه نقص در هر بخش از آن زياني جيران ناپذير بر مجموعه هستي فرهنگي ما وارد مي سازد. براي نمونه ايجاد نقص در زبان، ابهام گويي، تنبلي در استفاده از زبان رسمي و استفاده از زبان كوچه بازاري و محاوره در رسانه هاي گروهي، برگيري واژه بيگانه و تركيب آن با زبان فارسي منجر به فقر فرهنگي و بي رنگي انديشه مي گردد چه انتقال دستآوردهاي علمي، فرهنگي، سياسي، اجتماعي، اقتصادي وبويژه دستاوردهاي اسلامي ما را آنگونه بايد و شايد ناممكن مي سازد.

زبان رسمي كشور ابزار شايسته، لازم و دقيقِ بيانِ انديشه و بازگوكننده و حاملي براي تجربيات امروز و گذشته است. زبان فارسي ما پختگي و نيرومندي خود را، در اين راستا، به گونه اي تحسين برانگيز در حفظ خود و انتقال سنن و دستاوردهاي گوناگون جامعه ايراني از دورانهاي كهن تاريخي سرزمين ما تا به امروز بر دوش كشيده و به انجام رسانيده است. وارد ساختن هرگونه صدمه مي تواند قدرت پويايي آن را كاهش داده و دقت و فراگيري زبان علمي و فني ما را دچار نقصان و خسارت سازد و آن را نيز فاقد ذخيره لازم صدور فرمانها، دستوارت، پيامها و ياد داشت هاي روان و سليس سازد.

استفاده از لغت هاي بيگانه، تحميل زبان كوچه بازاري ( آتش = آتيش + را = رو + آن = اون + ميگويد = ميگه + شده است = شده + ميشود = ميشه + به او ميگويد = بهش ميگه + چه چيزي = چي چي و صدها نمونه ديگر) در برنامه هاي خبري، علمي و اقتصادي صدا و سيما هر روز بيش از پيش دامنه مي گيرد. امروز شاهد تكرار و تداوم غلط گويي و اصرار در بكار گيري لغت هاي بيگانه و تخريب زبان فارسي هستيم. در سال های اخیر زبان كوچه بازاري زبان مسلط در بيان اخبار صدا وسيما گشته است و به هيچ وجه به نظر نمي آيد به انتقادات و درخواست هاي اديبان، اساتيد و صاحب نظران توجهي بنمايند بلكه بي پروا و بي توجه به زيانهايي كه از اين رهگذر متوجه نسلهاي امروز و فرداي اين سرزمين شده است، كماكان به استفاده از زبان محاوره ادامه داده مي شود. در اين راستا مخاطبان آسيب پذير اخبار دانش آموزي و دانشگاهي ( به بهانه اينكه زبان كوچه بازاري و محاوره دوستانه تر است ) در معرض خطر بيگانه شدن با زبان رسمي كشور قرار گرفته اند.

 

پيشنهاد مي كنم؛

فرهنگستان زبان فارسي بايد تلاش خود را در حفظ زبان و ادبيات فارسي اين نيرومند ترين ابزار انتقال مجموعه فرهنگي، معنوي، مادي و روحي نسلهاي گذشته تا امروز را صدچندان كند.

دولت نيز همانگونه كه انتظار ميرود زبان رسمي و سنجه ی كشور را پاس دارد و با تصويب قوانين لازم اجازه ندهد كه هر فردي سرخود اقدام به تغيير زبان رسمي كشور نمايد،

 

فراگيري و آموزش تاريخ و ادبيات فارسي در برنامه ی همه ی رشته های دبیرستان گنجانده بشود  و براي آن آزموني سراسري در نظر گرفته شود. بدينوسيله كساني كه وارد دانشگاه مي شوند نه تنها در رشته مورد نظر خود بلكه تسلطي كامل بر زبان و ادبيات فارسي و تاريخ ايران خواهند داشت.

 

به مجريان و مسئولين صداو سيما آموزشهاي لازم داده شود و همزمان افراد و مجريان تازه نفس با مدارك لازم در رشته هاي تاريخ و ادبيات فارسي به استخدام درآيند.

 

11-  برجام، ما و ايالات متحده آمريكا :

با توجه به روند به شدت خصمانه ی سیاستها و مواضع ايالات متحده آمريكا نسبت به ما و خروج آنان از برجام هرگونه مذاکره با دولت وقت ایالات متحده ناممکن خواهد بود. مگر اینکه ایالات متحده همه ی تحریم های وضع شده علیه کشور ما را همانگونه که مقام معظم رهبری انقلاب فرموده اند لغو کرده و برای مدت زمانی یک ساله رفتار ایالات متحده در این رابطه راستی آزمایی گردد. افزون بر این جبران بی درنگ و کامل همه خسارتهای وارد شده از سوی ایالات متحده  و خروج همه ی نیروهای نظامی خود از کشورهای همسایه ی ایران.

 

12- شرط اول پرداختن به اهداف راهبردي:

رويكرد ها و نگرش هاي شایشته و بایسته ای كه در كوران و در روند پرپيچ و خم تاريخ ايران زمين بسيار سخت بدست آمده و شكل گرفته بودند به گونه ای درد آور در گذرها و كمين گاههاي دشمن ساخته و به ياري دوستان نادان به كم رنگي گرایيدند.

شكل گيري مجدد فرهنگ راستين ايران زمين كه مي رود تا غني تر و پربارتر از پيش انسان را از چنگال اهريمن شكل گرفته برهاند، خوني دوباره به رگ و پي اين پيكره عظيم و مقدس دوانيده است. اين حركت ارشادي رفته رفته ما را به سوي آن جامعه اي كه درخور نام ايراني است، به سوي همه آن نيكويي هايي كه رهبران و رهروان ساختمان ايراني آبادتر با مردمي آزادتر برايش سخت جان كنده اند و عمرها برايش صرف كرده اند هدايت مي نمايد. اين راه و روند اين حركت آسان نبوده و نيست. پرسنگلاخ، سخت، نفس گير و گاه بسيار هم خونين بوده است. مردم ما در اين روند تندرويهاي گوناگوني را چند سويه از سر گذراندند. گاه اينان و گاه آنان تلاش كردند ما را تسليم جوسازيهايي نمايند كه بخشي از سوي دشمنان اين سرزمين، دشمنان انديشه هاي نيكو و مقدس اين آب و خاك القا و ارائه مي شدند و گاه بيگناهانه از سوي دوستاني كه جز نكويي و نيت خالصانه خشي را در خود نمي يافتند، كه هردو، بدون ترديد، از پيكره زنده ما نيرو مي كاست، عمر ما را ميكاهيد و در چرخه جنبش ما به سوي بالندگي زمان ميبلعيد. جاي شكرش باقيست كه هيچ ايراني راستيني به اين آب و خاك خيانت نورزيده و نخواهد ورزيد. حتي مغولاني كه سگ وگربه هاي اين خاك را هم در جهت ارضاي طبع خونخوارانه خود به خون كشيدند پس از مدتي جذب فرهنگ غني و انسان ساز مردم اين سرزمين گشتند و در راهش از جان فشاني هم دريغ نورزيدند.

 

امروز ما آگاه به وظايف راهبردي خود؛ رهایی آدمی از چنگال اشغالگران خونخوار و ددمنش، پايان دادن به وحشت آفريني دولتي آنان در حركتيم، در تلاش و انديشه سازي هستيم. استوار و مصمم، يك دل و هم پيمان بدون اتلاف هر لحظه اي بدون اتلاف هر ذخيره و ابزاري بدون چشم بستن به هر نيرويي.

 

در اين راه ما خود همه تجهيزات نرم افزاري و سخت افزاري لازم و كافي را مهيا مي سازيم و تن به مطالبات زورگويانه و قيم مآبانه دشمنان نخواهيم داد و در مقابل دشمن تا دندان مسلح و درپشت دروازه هاي كشورمان خلع سلاح نخواهيم شد.

 رهبران ما مردم را صاحب خيزش هاي انسان ساز خود مي دانستند، آنگاه كه ما را به اين امر يادآوري كردند كه ما فرزندان رمضان هستيم ما را از تحريم نترسانيد، مردم ما با همه تلاش، توش و توان همه جانبه خود تهديدهاي دشمن را در هر گستره ای خنثي ساختند. زماني كه دشمن، در تلاش بود تا بوسيله ناآگاهان و دوستان نادان با القائات گوناگوني از قبيل تغيير قانون اساسي و ديگر شيوه ها كيش شخصيت را در مسئولين و منتخبين مردم بوجود آورد. ديديم كه مسئولين و مردم ما آگاهي و هوشياري خود را چگونه به نمايش گذاردند. البته دشمنان ما امروزه هم دست از اين شيطنت ها برنداشته اند و با ترفندها و شيوه هاي گوناگون تبليغاتي در تلاش هستند مردم ما را به اصطلاح خود بفريبند و با حيله گري و ”زيركي“ نقشه هاي پليد خود را به اجرا در آورند كه رهبري مدبرانه و مصلحت انديشي رهبر معظم انقلاب، هوشياري مردم و ديگر دست اندكاران اداره امور كشور راه را بر آنان بسته و خواهد بست.

 

ديديم كه بودند افرادي از همان شبكه كارگزاران سياستهاي بيگانه در بدنه سازمانها و نهادهاي فرهنگي تلاش كردند كه نه تنها تهاجم فرهنگي از سوي دشمنان را مقابله ننمايند بلكه در آن جهت به زبان و فرهنگ زدايي در جامعه دامن بزنند تا جاييكه در هيچ جاي كشور حتي يك دعوتنامه عروسي بدون بكار گيري زبان بيگانه يافت نمي شد. در رسانه هاي جمعي در دانشگاه ها، در همايشها و نام هايي چون ( ايسنا) استفاده از واژه هاي بيگانه نه تنها جلوگيري نمي شد بلكه تشويق هم شدند. نگاهي بر مجموعه هاي صدا و سيما، فيلم هاي سينمائي، بسته بندي فراورده هاي غذايي، سردرب مغازه ها و تبليغات تجارتي گواهي بر شدت اين تهاجم فرهنگي است.

 

در ادارات ما مدت زمان كار مفيد بسيار ناچيز بود و بخش اعظم ساعات اداري كارمندان به بطالت و در خارج از اداره براي انجام كارهاي شخصي صرف مي شد. مراجعين و كاربران ما با توهينات و ” برو فردا بيا “ هاي خسته كننده و عصيان برانگيز روبرو بودند و كسي هم جلودارشان نبود. رشوه خواري و خويشاوند سالاري به معضلي سرسام آور مبدل شده بود. كاغذ بازيهاي بي دليل، وقت تلف كردنهاي بي مورد و گاه به منظور اخاذي و رشوه خواري، بي توجهي به آئين نامه ها و گاه تكيه بر موارد و تبصره هاي دست و پا گير مسائلي بودند كه انگيزه كاري مفيد، لذت بخش و موثر را ميزدایيد و به يكي از عوامل مهم فرار مغزها از كشور تبديل شده بود. مقابله با چنين پديده ها و معضل هايي در حال انجام است. البته نسبت نادرست درآمد و هزينه ها اجازه مقابله درست و موثري را نمي دهد. چنين پديده هاي منفي و ضد ارزش كه در پيكره جامعه ما جا خوش كرده اند به آساني و بدون برنامه ريزي دقيق زدوده نخواهند شد.

 

پيش از هر حركتي بايد به اين امر توجه داشته باشيم؛ يا بايد بهاي زمين و ساختمان و كرايه خانه و سبد غذايي خانواده ها را مناسب و نسبتاً در مقايسه با حقوق دريافتي حد اقل، كاهش دهيم و يا اينكه حد اقل مزد را نسبت به آنان افزايش دهيم. يك كارگر، كارمند و يا آموزگار بايد بتواند، بدون اشكال و تاخير، منزلي مناسب خود را با قيمت يك سوم حقوق دريافتيش در ماه كرايه نمايد. بدين معنا، به فرض اينكه كرايه يك آپارتمان دو اطاق خوابه مناسب در محله اي متوسط به صورت ميانگين برابر با يك ميليون ريال (صد هزار تومان) در ماه است آنگاه حقوق فرد مستاجر، پس از كسري هاي مالياتي، نبايد كمتر از سه ميليون ريال (سيصد هزار تومان) در ماه باشد. از آن سوي در صورتيكه مقدار كرايه سود سرمايه در ماه را باز نگرداند، آنگاه دولت موظف خواهد شد مابه التفاوت سود سرمايه را به صاحب ملك بپردازد. به ديگر سخن چنين خواهيم داشت كه اگر صاحب خانه به موجب محاسبات درست سود و سرمايه در هر مقطعي براي ملك خود كرايه اي يك ميليون و پانصد هزار ريالي ( يكصد و پنجاه هزار تومان) را مطالبه كند آنگاه مستاجر مورد نظر ما يك سوم حقوق خود را كه همان يك ميليون ريال ( يكصد هزارتومان) است را مي پردازد و تفاوت پانصد هزار ريالي ( پنجاه هزار تومان ) را دولت خواهد پرداخت. اين مبلغ از محل درآمدهاي مالياتي بر مستغلات و املاك برآورده خواهد شد. در همين مقياس هزينه سبد غذايي خانواده ها بايد محاسبه گردد. اين گام نخست در مبارزه با معضلاتي است كه بر ادارات ما حاكم است. پس از معرفي و اجراي چنين سياستي سقفي از حقوق را مثلاً يك دوم آن را ثابت در نظر گرفته و بقيه آن ، مستند و بر اساس راي دادگاه، شامل جريمه كم كاري و ديگر تخلفات اداري در ارتباط با كاهش كارآمدي كار خواهد شد. بدين معنا كه در صورتيكه كارمند پس از اخطارهاي شفاهي، كتبي و طي كردن روند قانوني گوشزدها كماكان به رفتار كم كاري خود ادامه دهد در دادگاه هاي اداري محكوم و نيمه يا بخشي از نيمه حقوق خود را براي مدتي معين كه دادگاه تعيين خواهد كرد، از دست خواهد داد. گام بعدي ما اصلاحات لازم در اجراي درست نظم و نظام قضايي كشور است، جا انداختن حرام و حلال و مكروه و برجسته ساختن آنان در نظام قضايي و آموزش جامعه براي انطباق رفتار خود بر چنين مبنا و محيطي منجر به استحكام عدالت اسلامي در سرزمين مقدسمان ايران خواهد شد. بدون ترديد جهان اسلام بر ما و حركت ما چشم دوخته است. فائق آمدن ما بر معضلات موجود شرط اول پرداختن به اهداف راهبردي در گسترهاي ديگر است.

 

 

 

 

13- اصلاحات امري است پی دار, بي درنگ و بدون آغاز و پايان:

در اين بحث سعي خواهم كرد كه تعريفي متعارف را  از اصلاحات ارائه داده و آنگاه با پرداختن  به  چرا و چگونگي بهبود بخشي  و لزوم  بي نقص گرايي در اقدامات و فعاليتهايمان به عنوان مبرم ترين  امري كه  شرايط لازم را براي هر چه آزادتر  زيستن شهروندانمان ممكن مي سازد سخنانم را به پايان خواهم برد.

واژه "اصلاح" كه معمولاً به صورت جمع آن يعني  اصلاحات بكار برده مي شود و متداولتر هست,  به معناي سرو سامان دادن, آراستن, سازگار ساختن,  نيكو كردن و  بهبود بخشيدن آمده است.

به مجموعه اي از اقدامات, اعمال و دگرگوني هايي كه بر روي امري چون نظم و يا نهادي اجتماعي, قانون و يا سياست, روش و منشي انجام مي گيرد تا در آن  تحول, توسعه و يا بهبودي حاصل گردد اصطلاحاً  اصلاحات مي گوييم.  اصلاحات امري نيست كه تنها در سطح يك نظام و نهاد اجتماعي انجام پذيرد. همه ما در روند زندگيمان خواسته و يا ناخواسته همواره مشغول اصلاح خود و پيرامون خود هستيم. خود را, موضوع كارمان را, زمينه كارمان را, شيوه ها, فنون و شگردهاي كاريمان را دانسته و يا نادانسته اصلاح مي كنيم

بايد به  امر اصلاحات به گونه اي همه جانبه نگريست و توجه داشت كه  بهبود بخشيدن و  نيكو ساختن معمولاً در مورد هر دست ساخته اي, هر پديده اي و هر آنچه كه كار كردي را داراست در مقطعي,  ناگزير انجام ميگيرد. معمولاً و منطقاً هر آنچه كه ديگر آن نيست كه بود و يا اينكه ديگر از عهده آنچه كه بايد بر نيايد, يا آنگونه كه هست, به وضعي كه موجود هست كاركردي كم سود و در نهايت منفي و زيان آور داشته باشد مورد يك سلسله اقدامات بهبود بخشي,  تعمير, مداوا و اصلاح قرار مي گيرد. و يا اينكه دستگاهي, پديده اي و يا نهادي با وجود بي نقص عمل كردن  و با وجود اينكه حد اكثر استفاده از آن انجام مي گيرد كماكان به دلايلي,  ديگر استفاده از آن به صرفه نيست بايد مورد بازبيني و تحول قرار گيرد, آنگاه ما وارد مقوله اختراع و نوآوري ميشويم كه بحثي است جداگانه.

 

ارزيابي آنچه كه بايد مورد اصلاح قرار گيرد خود در جريان موجوديت و كاركردش نمايان شده و الزام بهتر ساختن, توسعه, بهبودي و يا كاملاً دگرگون ساختن آن در ذهن فرد و يا  اكثريت افرادي كه با آن سروكار دارند شكل مي گيرد.

 

هر آنچه كه مورد اصلاح قرار ميگرد خواسته يا ناخواسته, با برنامه عملي از پيش و يا سر خود و بدون هر گونه برنامه اي اجزاي تشكيل دهنده آن مورد بررسي قرار مي گيرند. كاركردها و وظايف تك تك اين اجزا’,  كاركردهاي هماهنگ و درون مرتبط مجموعه چند جز نيز بررسي مي شوند و در نهايت نتيجه كلي كاركرد همه اجزا  در هماهنگي با يكديگر مورد ارزيابي قرار       مي گيرند. پس از اين بررسي همه جانبه اقدامات بهبود بخشي و اصلاح بر روي آن انجام خواهد گرفت تا نتيجه درخور به دست آيد.

 

در شناسايي نارسائيها و نواقص خواه  شيوه عملي برنامه ريزي شده  بكار برده شود و خواه كه در بوته عمل و رفته رفته وجود نواقص و كاركردهاي زيان بخش پي برده شود, در هر دو حالت. اقدامات و شيوه عمل هاي  بهبود بخشي, توسعه و تحول بنا و مبتني بر  ميزان آگاهي اصلاح كنندگان از موضوع و امكانات فني, كارشناسي و سازماني انجام خواهند گرفت.

 

بايد به اين امر مهم توجه داشت, كه اصلاحات امري است مداوم, بي وقفه و بدون آغاز و پايان.  نميتوان گفت كه اصلاحات را كي بايد آغاز كرد و كي به پايان برد. اما كيفيت اصلاحات را چرا! كيفيت اصلاحات در هر عرصه و ميزاني بستگي به ميزان آگاهي, پختگي و مهارت افرادي دارد كه در گير آن اصلاحات هستند. كيفيت اصلاحات و سامان بخشي در جامعه, سازمان و نهادي پيچيده, طبيعتاً با كيفيت همان اصلاحات  در جامعه و سازماني ساده تر و بدست افرادي كم تخصص تر متفاوت خواهد بود.

 

دامنه و شدت و به درازا  كشانيدن  اصلاحات همزمان تعيين كننده عرصه اصلاحات نيز هست. براي مثال در صورتيكه بهبود بخشي جاده ها و راهها  ناچيز و ناكافي باشد تاثير نواقص در امر ترابري و ارتباطات موجب بروز نقص در ديگر بخشهاي حيات جامعه خواهد شد. ناكافي بودن  و كم دامنگي اصلاحات بر روي قوانين اجتماعي, سياسي و اقتصادي  اصلاحات در نهادهاي گوناگون را ناگزير خواهد كرد و در همين راستا كش دادن و كم دامنگي و ناچيز بودن اصلاحات در نهادهاي تشكيل دهنده نظمي اجتماعي اصلاحات را  در كل آن نظم اجتماعي در دستور روز قرار خواهد داد.

بايد به اين امر توجهي جدي داشت كه اصلاحات خود درمان, برون رفت از معضل و بهبودبخشي عمل و اقدام است و نه هدف. نبايد اجازه داد كه امر اصلاحات به عمده و خود اقدام, عمل توسعه به غير عمده و امري درجه دوم تبديل گردد. كليد و رمز  اصلي پيشرفت ما  در كار هدفمند و  برنامه ريزي شده در چار چوب زمانبندي مشخصي است كه بايد با وسواس و توجهي ويژه در بي نقص پيش بردن آن همه توش و توانمان را بكار گيريم. خالي از ضرر نيست تكرار كنم  هر آن عملي را كه انجام مي دهيم, هر آن وظيفه اي را كه بر عهده داريم بايد بي نقص به انجامش رسانيم. بي نقص عمل كردن هر آن چيزي است كه ما بي اندازه  و شايد بيشتر از نان شب به آن احتياج داريم.  رويكرد و نگرش ما بايد در اين جهت دگرگون شود. هنرمندان ما نويسندگان ما آموزگاران, استاد و استادكاران ما بايد بي نقص عمل كردن را ترويج نمايند آنگاه اصلاحات به عنوان مكمل بي نقص عمل كردن معناي و جاي واقعي خود را باز خواهد يافت.

واقعيت اين است كه ما ايرانيان تصميم گرفته ايم كشورمان را با سرعتي  بيشتر از هميشه توسعه دهيم. در جريان اين توسعه هدفمند با دقت و وسواس برنامه ريزي و زمانبندي  شده ما ناگزير و مدام بايد كيفيت دامنه و ديگر عناصر تشكيل دهنده فعاليتهايمان را در همه گستره ها ارزيابي و با توجه به نقاط قوت و ضعف خود آنها را بهبود بخشيم. برايند چنين سير, چگونگي و كميتي در فعاليتها و اقداماتمان جامعه اي خواهد بود كه همه شرايط لازم را براي كسب دانش, مهارت و توانايي در هر عرصه و ميزاني, را براي شهروندانمان فراهم دارد. بي نقص عمل كردن و برنامه ريزي  ما در عرصه هاي سياسي و فرهنگي آنگونه خواهد بود كه زمينه هاي مشاركت كامل و در حد توان همه شهروندانمان در پيشبرد امور جامعه مهيا خواهد شد.  عقايد و ديدگاههايي كه احتمالاً كيفيت زندگي فردي و اجتماعي ما را  در بعدي از ابعاد مادي و معنوي آن بهبود بخشد بدون هرگونه محدوديتي ابراز خواهند شد. بهره مندي كامل همه شهروندان سرزمينمان از سرمايه و هرآنچه كه حاصل كارشان  هست ارمغاني ديگر در اين راستا خواهد بود.

 

و اينچنين خواهيم توانست ادعا كنيم كه در عمل” آزادي“ را تعريفي نوين بخشيده ايم. مي توانيم زيستي شايسته تر را براي همه آناني كه در اين سرزمين مقدس مي زيند فراهم بسازيم.

 

چه آزادي فرد در كسب دانش, ابراز عقيده, مشاركت كامل در اداره امور كشور و بهره مندي كامل از سرمايه و هرآنچه كه حاصل كارش هست متبلور ميشود.

 

14- آنكه بي نيازتر, آزادتر!:

مردم كشور ما در تب و تاب بي سابقه اي به سر ميبرند. هيجان, بي صبري و انتظار آنان براي انجام دگرگوني هاي بنيادين در عرصه هاي گوناگون زندگي اجتماعي و تسريع ساختمان كشور, راه را بر هر گونه كم كاري, بي توجهي و تاخير در برنامه ريزي براي چنين امري مهم و بر روي دست مانده, بسته است. تداوم بي عدالتي, فقر, فساد, تبعيض, گراني, اعتياد, بي برنامگي, به حراج رفتن منابع و ذخاير كشور, وامهاي كمر شكن و تازاندن امر "عادي" سازي روابط با ايالات متحده امريكا, شرايط بس خطرناك و شكننده اي را در جامعه ما به وجود آورده اند. چه عوامل و سازوكارهايي چنين جو زهرآگين و آلوده اي را بر جامعه ما حاكم گردانيده اند؟ چگونه است كه" نماينده" اين مردم رنجديده بي پروا و گستاخانه در خانه ملت بيگانگي خود را به كشور و مردم به نمايش ميگذارد و چند به اصطلاح نماينده ديگر هم بياناتش را وصله پينه ميكنند و كسي هم مانعشان نيست؟ بيگانگي اين افراد با مردم و منافع كشور از كجا سرچشمه گرفته است؟ چرا و چگونه است كه اين افرادِ بي باور به خود بدون ارائه هرگونه برنامه اي به مجلس راه ميابند؟ چه عناصري كارگزار آنچنان سياست بيگانه و بيگانه پسنديست كه بر بسترش بروز چنين نابساماني هايي در كشور ما ممكن گشته است؟ با بررسي و شناسايي صدها كاركرد و نارسايي كه اينجا و آنجا چرخ حركت ما را به جلو كند مي سازند, كدامين عمده و كدام اتفاقي است. كدام خود زاييده ديگر عوامل و كدام نقش اصلي, پايه اي و مهلك را در تخريب و واپس نگه داشتن كشور ايفاگر است؟

 

من بر اين باورم كه انسان زماني آزادتر است كه جز به خداوند به ديگري نيازمند نباشد. با كار و تلاش و تكيه بر خداوند, خود را اداره و نيازهايش را برآورده سازد. حال بايد پرسيد كه چگونه مي توان زمينه هاي هرچه بي نيازتر ساختن فرد فردِ مردم كشورمان را فراهم ساخت؟ و يا به زباني ديگر, چه برنامه اي را بايد به اجرا گذارد كه در روند اجرايش مردم كشورمان خود را آزادتر از پيش احساس كنند؟ چگونه مي توان در حداقل زمان كشور را از قيد كامل وابستگي رهانيد؟ در راستاي پاسخ به چنين پرسشهايي, در تعريف از آزادي چنين نگاشتم ؛

 

آزادي هر فرد در؛

* كسب دانش, مهارت و توانائي در هر عرصه و ميزاني,

* مشاركت كامل و در حد توان او در پيشبرد امور جامعه,

* ابراز عقايد و ديدگاههايي كه احتمالاً كيفيت زندگي فردي و اجتماعي را در بعدي از ابعاد مادي و معنوي آن بهبود بخشد,

* بهره مندي كامل او از سرمايه اش و هر آنچه كه حاصل كار و انديشه اش هست, متبلور مي شود.

 

با توجه به اين تعريف گويا از آزادي مي توان دريافت كه در صورتيكه دولت زمينه هاي كسب دانش, مهارت و توانمند ساختن شهروندان را فراهم سازد بخشهاي عمده اي از معضلهاي پيش روي كشورمان حل خواهند گشت. اين فراهم سازي ناگزير تحقق كامل آزادي فردي و اجتماعي را ممكن و در دراز مدت ما را در همه زمينه ها بي نياز خواهد ساخت.در اين راستا و در عمل مشاهده مي كنيم كه هيچگونه برنامه اي براي تحقق چنين امري از سوي دولت ارائه نگشته است. چرا چنين است؟ پاسخ به اين پرسش خود مستلزم طرح پرسشهايي ديگر بر زمينه و مرتبط با تعريف نگارنده از "مردم سالار" است؛"اكثر اعضاي تشكيل دهنده هر جامعه, در مجموع, داراي شناخت و دركي خاص از حقوق اجتماعي خود هستند. اين بدين معنا است كه حاكميت سياسي, در مجموع, نماينده اكثريتي است همگون كه در مجموع داراي دانش, آگاهي, مهارت و نگرشي هم سطح و يكدست است و نه باب طبع و نماينده ی اقليتي با طيفي گوناگون از نظرات, آگاهي, مهارت, دانش و نگرش. شركت كامل و همه جانبه بزرگسالان هر جامعه در اداره امور زندگي اجتماعي خود, بسته به درجه اي از بلوغ, رشد و شناخت آنان در عرصه هاي گوناگوني است كه تبلورش را مي توان در نهادهاي سياسي, اجتماعي, اقتصادي و فرهنگي جامعه مشاهده كرد. دستيابي به كيفيتي نسبتاً عالي در اين راستا خود, عميقاً, ريشه در ميزان بغرنجي و تكاملِ آگاهي, دانش, فن, ادبيات, هنر, سازمان, سازمان يابي و سازمان يافتگي اعضاي جامعه دارد. و چنين ادامه دادم كه؛ تحقق چنين هدفي در كشور ما مستلزم بكارگيري همه نيروهاي جامعه به دور از هرگونه تنشي است. بدون ترديد كشور ما ايران در تماميت خود, نيازمند كار و انديشه هاي پوياي همه اندامهايش است. اين باوري است كه همه ما بايد بدان دست يابيم و در راستاي آن عمل كنيم. «برگرفته از برنامه اداره امور كشور مرداد ماه 1374 هفتاد و چهار»

حاكميت سياسي و دستگاههاي اجرايي كشور با و جود آگاهي به اين امر كه تك تكِ شهروندان ما بالقوه حق دارند كه كه در ايراني بري از هر گونه بي عدالتي, فقر و فساد زندگي كنند تا بتوانند با ارتقاي سطح دانش خود و با دست يافتن به مهارتهاي مورد علاقه و لازم زمينه هاي هر چه بي نيازتر ساختن خود و كشور را فراهم سازند, چگونه است كه در عمل تنها شاهد پند, اندرز و قولهاي بي پايه دولت هستيم و عملاً اقدامهاي لازم و در خور برخورد با پديده هاي ياد شده انجام   نميپذيرند؟ اين در حالي است كه مردم ما براي ايجاد آنچنان شرايطي كه آزادتر زيستن فرد فرد جامعه ما را ممكن بسازد مطالباتي نوين را در دستور روز خود قرار داده اند. بدين معنا كه نيازمند دولتي هستند متناسب با شناخت كيفيتاً نوينشان از حقوق اجتماعي خود و متناسب با رهنمودهاي رهبريشان. اين مستلزم وجود دولتي است مقتدر تر, آگاهتر و داراي برنامه ساختمان كشور در همه عرصه هايش. كشمكشها, برخوردها و روياروييهاي گاه شك برانگيز درون جناحي, در خوشبينانه ترين تحليل, نشان از اين دارند كه سياستمداري و نمايندگي, در چشم برخي, همانا شانس و بختي است كه به كسي روي ميآورد تا چون بختكي بر سر مردم فرود آيد, يك شبه ره صدساله پيمايد و به ثروتهاي افسانه اي دست يابد. اين خود نشان از آن دارد كه اكثر "نمايندگان و كابينه موجود" دست كم گامي از مردم و مطالباتشان واپس مانده اند. چنين مطالباتي, ناگزير, نخبگان و نمايندگان منحصر به فرد خود را نيز در دو عرصه قانونگذاري و اجرايي طلبيده است. نخبگاني كه, مطمئنا,ً به حقوق و مطالبات نوين اكثريت انتخاب كنندگان خود واقف و آگاهند و برنامه اجرا و زمانبندي شده آنرا نيز ارائه خواهند داد. طبيعتاً هنگاميكه دولت نسبتاً بي برنامه وقت جاي خود را به دولتي نوين داد آنگاه در روند ساختمان كشوري نيرومند و پيشرفته تر در كش و قوسي طولاني, طيفي ديگر از مطالبات را, با كيفيتي متفاوت در جامعه شاهد خواهيم بود. اين سير سيري است درست, طبيعي, بی درنگ و بي انتها, چه انسان پی دار از نسل پيش از خود بي نيازتر و غيروابسته تر خواهد بود. اين اعتماد و تكيه به خود و خداي خود او را وادار به كسب دانش و آگاهي بيشتر و تغيير در نگرش مي كند. آنچه كه در اين راستا مي تواند به عنوان عاملي استثنايي وارد شود, كه نهاد رهبري نمونه بارز آنست, انتخابي است آگاهانه در چشم پوشي از منافع, خواستها و تمايلات "شخصي كه مقوله اي ديگر را در باب فلسفه بنيادين حركت ما و فداكاري گشوده است, مقوله اي كه توسعه را در راه رهايي انسان ترجمه مي كند و نه مال اندوزي فردي. فلسفه اي كه زراندوزان و اعضاي شبكه شبه مافيايي و اشرافی گرای كشور ما با آن كاملاً بيگانه اند. اين بيگانگي در ايجاد فضاي تيره و زهرآگين حاكم بر جامعه ما نقش مهمي را ايفا کرده است. ضعف رسانه هاي گروهي در حلاجي شرايط كشور, راهنمايي مردم , دولت و نهادها و سوق دادن آنها به سوي برنامه و برنامه ريزي, بر سنگيني چنين هوايي افزوده است. رسانه هاي گروهي ما ابتكار عمل را در هدايت جامعه از دست داده و سير حوادث آنها را بدنبال خود مي كشاند راديوها و ديگر رسانه هاي فرهنگ زداي بيگانه با براه انداختن جنگ رواني گسست ناپذير عليه نظام و كشور جو جامعه ما را بيش از هر زماني مسموم و آسيب پذير ساخته اند. با در پيش چشم داشتن آنچه كه بيان شد روا نيست بيش از اين با سخنان چرب , همدردي هاي بي مايه و قول و قرارهاي بي هدف و برنامه, ناكارايي دولت را در اداره امور و ساختمان كشور را نادیده انگاشت.

امروزه, با توجه به سير رويدادهاي كشور اجراي كامل ” برنامه ی فراگیر“ احساس مي شود. اين برنامه و ديگر رهنمودهايي را كه از سال هزارو سيصدو هفتادو چهار مطرح و ارائه داده ام عرصه هاي مهم اداره امور كشور را تحت پوشش قرار داده است. با اجراي اين برنامه خواهيم توانست فصلي ديگر از روند تاريخي پيشرفت كشورمان را با پيروزي به پايان رسانيم.

 

15- نيازهاي ديرين، برخوردهاي نوين:

ميزان آگاهي، دانش، سازمان يافتگي، سازمان دهي، سازگاري، قانون پذيري و انظباط كاري اعضاي جامعه ما نقش پايه اي و تعيين كننده اي در اجراي موفقيت آميز برنامه هايمان دارند. قانون پذيري و عمل بر اساس قوانين، مقررات و آئين نامه هاي مدون  عناصر لازم تحرك، تحول  و پيشرفت پايدار هر طرح و برنامه اي است.

 

مهمترين عنصر لازم تحرك جامعه حاكميت قانون و برابري همه اعضاي جامعه در برابر آن است. اين امر خطير بدون هرگونه ترديدي امنيت لازم و فراگیر را براي همه اعضاي جامعه بی هرگونه استثنايي فراهم و راه را براي ادامه پيشرفت كشور مهيا خواهد ساخت.
مردم ما در سايه حاكميت قانون، بی تشویش و دغدفه ی خاطر مي توانند با توجه به ديگر مشخصه هاي لازم انجام كار از قبيل مهارت، دانش و......‏بازدهي كار را بيش از پيش افزايش دهند. در روند انجام و تكميل هر طرح مشكلات و نارسائيها  شناسايي شده، اصلاح و راه برون رفت از آنها جستجو مي گردد. در جريان اين حركت مي توان کاستی ها را شناخت‏، به كشف هاي نازه دست يافت  و پيشرفت جامعه را در پهنه های گوناگون آن  شدنی دانست.

 ايجاد آن شرايط مناسبي كه بر بستر آن چنان پيشرفتي به دست آید، نيازمند عدم رويارويي نابخردانه نيروهاي جامعه است چه در غير اين صورت بي ثباتي ناشي از آن و ادامه رويارويي موجب بي اعتمادي، دشمني، ممانعت در مشاركت ديگران در پيشبرد امور جامعه شده و پيامد آن چيزي جز دلسردي و رويگرداني اعضاي جامعه از انديشيدن، عمل و خلاقيت نخواهد بود.

ايجاد سد در برابر مشاركت اعضاي جامعه در اداره امور كشور به معناي بي استفاده ماندن بیشینه ی مردم کشور در اداره ی امور کشوراست. اين خود  جامعه را به دوباره سازيهاي بيهوده و در نتيجه به اتلاف وقت، ذخاير و منابع مي كشاند.

 

ما در چرخه اي از تاريخ و در لحظه اي از آن قرار داريم كه نمي توانيم و به هيچ وجه برايمان به صرفه نيست كه لحظه و يا نيرويي را ناديده بگيريم. بايد براي هرآنكه و براي هرآنقدر كه در توان دارد ارج گذارد. بايد راه را براي ابراز انديشه هاي نو،  براي پيشرفت و ترقي باز گذاشت.

 

برنامه هاي دولت، كشور را تا به امروز پيش برده اند. دستاوردها، كمي ها و كاستيهايش را بايد همزمان و در كنار يكديگر مورد ارزيابي واقعبينانه قرار داد. امروز به دلايل بديهي ما نيازمند اجراي برنامه هاي تازه تري از نظر كيفي هستيم تا بتوانيم در كوتاه ترين زمان خود را براي عصري آماده سازيم كه استفاده سرسام آور از سه عنصر اطلاعات، ماده و نيرو رايانه هاي نسل تازه تري را در عرصه اي پزشكي، آموزش و پرورش، صنعت و ..... به خدمت گرفته است. روند شتاب آلود و هول انگيز پيشرفت، تسخير جهان ناشناخته ها، تجربه هاي اعجاز انگيز انسان در عرصه هاي مختلف و بيشمار زندگي، جايي را براي وقت تلف كردن باقي نگذارده است.

 

امروز نياز به دگرگونيهاي فوري و عميق در برنامه ريزي براي پيشرفت كشور بيش از هر زمان ديگري خود را نمايان ساخته است. بايد به اين نياز هرچه زودتر پاسخي مثبت داد. داوطلب شدن من براي رياست جمهوري كشورم با برنامه اي همه جانبه و عملي برخاسته از اين نياز و پاسخ بدان است.

لازم به ذكر است كه جامعه آينده اش را برپايه دستاوردهايش از گذشته بنا مي سازد، كم بها دادن به دستاوردها، فداكاريها و سخت كوشيهاي ديروز همانقدر مخرب و نا اميد كننده است كه چشم فروبستن بر كمي ها، كم كاريها و گرايشهاي منفي در جامعه.

با توجه و اجرای این برنامه به روشني ساختمان آينده اي روشنتر، پيشرفته تر  و در خور نام ايراني تداوم خواهد یافت.

 

منوچهر رضاوندي

داوطلب رياست جمهوري، دوره سیزدهم، جمهوري اسلامي ايران

پاینده باد ایران با مردمی سرفرازتر از پیش

نوروز 1400 هجري شمسي

 
 ************************************************
 
در تداوم ساختمان کشوری نیرومندتر پابرجا و پایداریم
آذر 1391
روند تحولات جهان و جایگاه ما ایرانیان  
تحولات جهان را جدا از رقابتهای اقتصادی قدرت های دارای سلاح هسته ای  و سیطره جویی آنان بر بازار، نیروی کار ارزان و  منابع خام و کانی نمی توان مورد بررسی قرار داد.
امروز شاهدیم که ایالات متحده آمریکا با برپایی هر از چند گاه رزمایش های خود در گوشه و کنار جهان و معرفی راهبردهای نوین نظامی سیاسی در تلاش است که چیرگی اقتصادی خود را با افزایش و حضور نیروی نظامی خود در جهان حفظ نماید. از آن سوی چین طی دو سال گذشته بودجه نظامی خود را بیش از بیست درصد افزایش داده است. روسیه با داشتن سرزمینی بسیار گسترده و منابع خام وکافی و هند با نیروی کار فراوان در آینده ای نه چندان دور به قدرتهای اقتصادی نیرومندی تبدیل خواهند شد.
تک تک کشورهای اروپایی از سویی به تنهایی توانایی رقابت با ایالات متحده آمریکا را نداشتند و از سوی دیگر و افزون بر آن کشور چین با جمعیتی بیش از یک میلیارد  نفر و با رشد اقتصادی سرسام آور به رقیبی دیگر تبدیل شده بود. از این رو اروپائیان پس از کش و قوس هایی دراز مدت سرانجام به این تنیجه رسیدند که با تشکیل اتحادیه اروپا با پولی واحد خواهند توانست چیرگی خود را بر بازارهای جهانی تا اندازه ای حفظ نموده و خود را از بحران های اقتصادی احتمالی و آتی نجات بدهند.
شاید پرسیده شود؛ کشورهای اروپایی با اینکه در اتحادیه ای گردم هم آمده اند با این حال دچار بحرانی همه گیرند و  کشورهای یونان و اسپانیا به طور خاص درگیر بحران اقتصادی سختی شده اند. در پاسخ باید گفت بحران موجود در اتحادیه اروپا چندان پیوندی با ریخت اتحادیه اروپا و فرزند آن «یورو» نداشته و ندارد.  اتفاقاً وجود چنین اتحادی اندام های این اتحادیه را از گزند بحرانی سخت تر رهانیده است.  فکرش را بکنید اکنون ایالات متحده آمریکا با داشتن چیرگی بر منابع عظیم نفتی و دیگر مواد کانی و فراورده های گوناگون صنعتی، کشاورزی و......چه بحران شکننده ای گریبانش را فرا گرفته است. بدون تردید اگر اتحادیه اروپا با ریخت موجود تشکیل نشده بود رقبای نیرومند اقتصادی به آسانی بحران های خرد و درشت خود را بر آنان تحمیل می کردند. اکنون شاهد هستیم که دست هایی آشکار و پنهان در صدد هستند  با شدت دادن به ناآرامیهای یونان،  اروپا را به سوی بحرانی ژرفتر سوق بدهند چه در آستانه توافق  اتحادیه اروپا که در جهت ایجاد ساز و کاری نظارتی مشترک بر بانک های حوزه یورو انجام پذیرفت، ناآرمیهای یونان از سر گرفته شد. رسم بر این شده است، هر بار که ناآرامی و یا سکته ای در روند کاری اتحادیه اروپا روی می دهد صداهایی بلافاصله آن را به ویژگی های حاکم بر اتحادیه اروپا نسبت می دهند.
از آنجا که اتحادیه اروپا بر مبنای ضرورت و نیازی مبرم و حیاتی  شکل گرفته است، به واگرایی کشانیدن آن امکان ناپذیر است. اتحادیه اروپا نه تنها پابرجا خواهد ماند بلکه همین اتحادیه بحران زده امروز خود نمونه ای برای شکل گیری اتحادیه های دیگر خواهد شد. همانگونه که اتحادیه آفریقا شکل گرفت. این شرط و ضرورت بقا در برابر گزند رقبای اقتصادی نیرومند است.

نقش و جایگاه جمهوری اسلامی ایران در تحولات جهانی
آنچه که در کشورهای اسلامی روی داده است پس از انقلاب اسلامی ایران و نشات گرفته از آن،  یکی از مهمترین خیزشهای سیاسی و استقلال طلبانه ای است که بساط زورگویان قلدر مآب و وابسته منطقه را درهم پیچیده است و می رود که در آینده ای نه چندان دور بساط دیگر زورگویان و دست نشانده بیگانه را از منطقه بروبد. این به خودی خود روشنگر راستین نقش و جایگاه کشورمان ایران با نظام جمهوری اسلامی است که توانسته است به نمونه ای بارز برای رهایی مللی گردد که  تحت ستم و چیرگی بیگانه به سر می برند.
جایگاه ما در تحولات جهان همان بس که بگویم ما به عنوان کشوری تمدن ساز گفتمان های نوینی را در مقوله های گوناگون چون دادگری، صلح، ثبات، برابری،  احترام به شان و حقوق آدمی در سطح جهان مطرح ساخته ایم و ما خود عملاً به آن پرداخته ایم. برای نمونه  برخورد پُرگذشت، درست و برادرانه ما با همسایگانمان و همدلی ما با مردم رنجده جهان زبانزد خاص و عام گشته است.
  در برگزاری موفقیت آمیز شانزدهمین نشست سران کشورهای عضو جنبش عدم تعهد توانستیم این نشست را پس از نخستین نشست سازمان ملل متحد در بدو بنیاد به مهمترین و موفقیت آمیزترین  گردهمایی جهان تبدیل سازیم.
از آنجا که این جنبش با  هر ریخت و گونه ای از بی داد، نابرابری، جنگ، خشونت و دیگر کارکردهای زورگویانه و مداخله گرانه در سایر کشورها مخالف است خواهد توانست نقش این سازمان را در جهت پرداختن به اهداف اصلی خود جدی و پر تلاش تر پیش برد. این جنبش به ریاست جمهوری اسلامی ایران با گفتمانی عدالت جویانه و برابر خواهانه در سازمان تحت ریاست خود به گونه ای ضمنی خواهد توانست بر عملکرد اعضای شورای امنیت سازمان ملل که وظیفه اش پاسداری از امنیت و صلح جهانی است تاثیرات مهم و مثبتی را بر جای گذارد. چه عملکرد آشتی خواهانه و عدالت جویانه سازمان جنبش عدم تعهد خواهد توانست. سازمان ملل را به رقابتی مثبت با خود تشویق نماید.
  
راهبرد ایران  به عنوان قدرت برتر منطقه
در این راستا نیاز به اشاره ای مقایسه ای است؛ جمعیت ایران با چین، هند، اروپا و ایالات متحده آمریکا را به گونه ای تقریبی مقایسه می کنیم. به ترتیب چین هفده برابر، هند شانزده برابر، اروپا نُه برابر و ایالات متحده آمریکا چهار برابر کشور ما جمعیت دارند. می توان چند سویه به این آمار نگریست و آن را مورد تجزیه و تحلیل قرار داده و مزیت و زیانهای جمعیت اندک و یا وفورآن را از دیدگاه های گوناگون مورد بررسی قرار داد. من می خواهم تنها به یک پیامد زیانبخش جمعیت اندک در مقایسه با وفور آن اشاره ای داشته باشم؛  با توجه به مقایسه آماری در صورتیکه فرض بر این باشد که به ازای هر یک میلیون نفر از جمعیت یک کارشناس موجود باشد، آنگاه ما در برابر جمعیت های کلان کشورهای یاد شده فاصله زیادی را باید طی نمایم تا بتوانیم در گستره های مربوطه همپای آنان شویم. حال اگر درصد بیکاران کشور را هم مد نظر قرار دهیم خواهیم دید که ما با دشورای بیشتری روبرو خواهیم بود. در نتیجه آن اقدامی که در این مقطع تاریخی برای ما ایرانیان بسیار مهم و حیاتی است اجرای کامل و بدون درنگ قانون حذف کنکور است. بدین معنا که همه دانش آموزان کشور در پایان تحصیلات دبیرستانی خود باید بدون پرداخت هرگونه شهریه ای راهی دانشگاه شوند. همه امکانات رفاهی و درمانی آنان باید رایگان باشد. چرا به این دلیل بسیار ساده که تحصیل و درمان رایگان سرمایه گذاری است و نه هزینه.
بسی جای خوشبختی است که ما ایرانیان مردمی مومن هستیم و خدا را بر کار، تلاش و رفتار خود ناظر می دانیم. این ویژگی برجسته و بسیار مهم نعمتی است که باید آن را قدر دانست و ساز و کار تداوم آن را فراهم ساخت. مسئولین ما با مردمی روبرو هستند که پیش از هر چیز دارای وجدان کاری هستند. مردم ما همواره و یک پارچه پشتیبانی خود را از نظام  اعلام و  چون تنی واحد میهن عزیزمان را با جان و مال خود از گزند دشمن به دور نگه داشته اند. آنان وفاداری خود را  نسبت به آرمانهای انقلاب  باحضور حماسی خود در همه گستره ها به نمایش گذارده اند. همه ما به این ویژگی بارز مردم خود آگاهیم اکنون آنچه می ماند مسئولین ما هستند که باید با سخت کوشی، درست کاری همیشگی خود این پشتیبانی بی دریغ را پاسخی شایسته دهند و خدای ناخواسته موجب دلسردی مردم نشوند.
پاسخ مسئولین بدون تردید سخت کوشی، مدیریت و برنامه ریزی جدی، کیفی و بی درنگی را نیازمند است. برنامه ای هدفمند و  زمان بندی شده در همه گستره های تولید، توزیع، آموزش، آموزش عالی، درمان و بهداشت و........
من پیش از این به عنوان داوطلب انتخابات ریاست جمهوری برنامه، رهنمودها و طرح هایی را برای ساختمان ایرانی آبادتر پیشنهاد داده ام خوشبختانه باید گفت در نظام ما گوش شنوا وجود دارد و خرد جمعی نقشی نسبتاً مهم در تصمیمات و برنامه ریزی ها ایفا می کند. از همین رو  برخی از رهنمود و طرح ها چون رايگان كردن خدمات درماني و ايجاد سازوکارهای پیشگیری از  بیماری و حذف کنکور به انجام رسیده اند. طرح بیکاری زدایی کماکان در دست بررسی است. باید گفت هنوز کاستی هایی در اجرای کامل طرح و برنامه ها هست که باید با غور وبررسی بیشتری به رفع آنان بپردازیم.
 
تبدیل تهدیدات به فرصت
ما همواره توانسته ایم تهدید ها را به فرصت تبدیل نماییم. امروز ه دشمنان این آب و خاک با وجود تحمیل تحریمها و دیگر شگرد ها و شیوه های فشار بر جامعه اسلامی ایرانی ما می خواهند راهی که برای پیشرفت و بالندگی کشور در پیش گرفته ایم را به بی راهه ی کژی، وابستگی، و واپس ماندگی بکشانند.
با این وجود من بر این باور هستم دشمنان برون مرز ما به خودی خود توان آسیب رسانی به ما را ندارند. ما اگر دچار آسیبی می شویم پی آمد کم کاری، بی توجهی، تکیه بر فروش مواد خام و کانی و بی برنامگی خود ما در برخی گستره ها است.  در بررسی دقیق تاریخ پر فراز و نشیب خود نشانه هایی در درستی این ادعا خواهیم یافت.
 باید توجه داشت همانگونه که هر فرد مسئول تحمل هزینه های گوناگون خود و خانواده اش هست، روستا و شهر و بخش هم باید تولیدات کیفی خود را به اندازه ای ارتقا دهند که دست کم پاسخگوی هزینه هایشان باشد. یکی از وظایف عاجل و سترگ دولت، توسعه همه جانبه زیرساختهای صنعتی و تولیدی کشور است که باید با تلاشی دوچندان آن را تسریع کرد و همزمان مردم ما با همه توش و توان خود با کاری بی وقفه، کیفی و پربازده نه تنها نیازهای داخلی را در همه گستره هایش برآورده سازند بلکه مازاد تولید را نیز بتوانیم با کیفیتی بی نقص و برابر با نمونه های بازار جهانی تولید و صادر نماییم. ما باید جای شایسته خود را در تولید جهانی باز یابیم و خود را به عنوان اندامی مهم در اداره جهانی همگرا آماده سازیم. عدم پرداختن به این مهم همان آسیبی است که ما را تهدید می کند. چه اگر همه آنچه را که جامعه ما بدان نیازمند است خود تولید می کردیم آنگاه نیازمند بیگانگان نمی بودیم. تجربه سخت کوشی های اندکی از دانشمندان ما این واقعیت را به روشنی پیش روی چشم ما قرار داده است که تولید برخی از کالاهایی که پیش از این از بیگانگان خریداری می شد امروزه با همت و سخت کوشی شبانه روزی دانشمندان جوان ما در خود کشور تولید می شوند. این تولیدات نه تنها از خروج ارز به خارج جلوگیری کرده بلکه خودباوری را در مردم ما تقویت نموده و کشور را در عرصه هایی به بیگانگان بی نیاز ساخته است.
من بر این باور هستم که تحریمها انگیزه های لازم برای سخت کوشی و گسست از ورودکالای بیگانه را برای کشور ما فراهم ساخته اند.  فراموش نکنیم که ما در آینده ای بسیار نزدیک به همه مواد کانی و خام خود به شدت نیازمند خواهیم بود و شاید از اینکه تا به امروز مواد خام را به آسانی و بدون توجه به آینده به فروش رسانیده ایم احساس پشیمانی کنیم. در این جهت شاید لازم باشد وزارت صنایع و معادن را به دو وزارت خانه جدای از هم تفکیک نماییم.  
تهدید دیگری که به راستی آسیب های جبران ناپذیری را بر امنیت ما وارد ساخته است ممانعت از تحصیل جوانان کشورمان با ابزار ساختگی «کنکور» است. «کنکور» که آزمونی رقابتی و شیوه ای به راستی ویرانگر در ساختمان ایرانی آبادتر است نیرو و توان دانش پژوه عظیمی را در کشور به هدر داده است. ما درواقع با دستان خود فرزندان این آب و خاک را از تحصیل دانش و تجربه در گستره های بیشماری باز می داریم، راه فرار مغزها را توجیه پذیر کرده و اینگونه راه دست نیاز به سوی بیگانه را باز نگه داشته ایم. این واقعیتی است که نیازی به استدلال ندارد.

برخورد ما با جامعه جهانی
حقیقت این است که ما بر پایه سیاستی که خود بدان دسته یافته، تعریف کرده  و به کار برده ایم با دیگران برخورد می نماییم؛ زندگی نیازمند برخوردی هوشمندانه است، و گرنه نمی توان زندگی را به درستی پیش برد. ما در برخورد با خود و دیگران پیش از هر کاری می اندیشیم که چه کنیم، چه بگوییم، چه و به چه اندازه برداشته و یا واگذاریم. این گونه است که ما در باره چندو چون زیست خود با دیگران از جمله جامعه جهانی همواره در چنین برخوردی بوده و هستیم که: آنچه هست را چه کسی، چرا  و به چه اندازه بردارد و چه واگذارد. ما به راستی آن پندار، گفتار و کرداری که برخوردی درست، عادلانه، همه پسند و دلچسب با خود و دیگران را در پیچ و خم روند زندگی ممکن می سازد پیش گرفته و می گیریم. به شراکت گذاردن دستاوردهای علمی، سیاسی، ادبی و اجتماعی خود با دیگر ملل جهان، برخورد پُرگذشت، درست و برادرانه ما با همسایگانمان و همدلی ما با مردم رنجده جهان مصداق و نمونه بارز سیاست ما در عمل است.
قدرتهایی هستند که نه می خواهند و نه می توانند با ما و دیگران دادگرانه برخورد نمایند. شکل گیری جنبش غیر متعهد ها نشات گرفته از این برخورد نا عادلانه بوده است. در نتیجه پیامد ناتوانی آنان در برخوردی دادگرانه را نباید به پای خود گذاریم.  
 آنچه را که ما دستاورد تمدن خود میدانیم در روندی بسیار طولانی و بر پایه سخت کوشیهای فراوان به دست آورده ایم و در این روند روان مردم سرزمین ما پالایش یافته است. رفتار و کردار و پندار مردم ما با بیش از هشت هزار سال شهر نشینی و بیست و پنج هزار سال تاریخ مدون نسل به نسل به ما رسیده است که باید در بررسی و داوری در باره رفتار و کردار خود مد نظر قرار بگیرد. در مقابل دیدیم که در برهه ای نه چندان دور از امروز اروپائیان با بهره گیری از دستاوردهای گوناگون ما جامعه خود را آموزش داده، اداره و مدیریت کردند اما آنان در این مدت زمان کوتاه فرصت تجربه، پختگی و مسئولیت پذیری لازم را نیافتند. از همین روی است که دستاوردهای امروزین فن و فن آوری در دست آنان به ابزار بهره کشی از دیگران و فشار بر ملتها برای وابسته ساختن آنان تبدیل شده است. برخورد آنان در قاره آفریقا، آمریکا و دیگر مناطق جهان برخوردی خونین بوده است که به هیچ وجه قابل تحسین و تقدیر نیست. این برخورد امروزه تنها در شکل و شمایل خود با آنچه در گذشته ای نه چندان دور روی میداد تغییر یافته است و نه در جهت تعامل با ملل دیگر. نمونه های آن را در طی چند دهه اخیر شاهد بوده و امروز هم هستیم.
 این قدرتها در صددند که دیگر ملل جهان همواره دست نیازشان به سوی آنان دراز باشد. این برخورد با فلسفه وجودی ما ایرانیان بیگانه است و همخوانی ندارد. از این روی باید گفت این چند کشور که خود را جامعه جهانی معرفی میکنند هستند که باید شیوه رفتار و برخوردشان را با ما تغییر بدهند و نه ما. تعامل ما با جامعه بین الملل زبانزد همگان بوده و هست. ما به راستی برخوردی تحسین آمیز را در برابر جامعه بین الملل داشته ایم. شاید در برخی موارد زیادی هم تعامل نشان می دهیم. مادر سرتاسر تاریخ تمدن خود تا به امروز به کشوری تعرض نکرده ایم. حقوق هیچ کشوری را پایمال نکرده و همواره یاری دهنده دیگران بوده ایم. ما حتی کسانی را که بر ما هجوم آورده و مردم ما را به خاک و خون کشیده اند بخشیده و در فرهنگ خود ذوب کرده ایم که اکنون به داشتن چنین فرهنگی در همه عرصه هایش به خود بالیده و سرفرازی می کنند. ما ملتی تمدن ساز و گهواره آن در جهان بوده و هستیم. دستاوردها و تجربیات گوناگون خود را در همه گستره های دانش و از همه مهمتر زبان، خط و نوشتار در اختیار جهان گذارده ایم. این راستی را جامعه جهانی خود به خوبی می داند و به آن آگاهی کافی و جامعی دارد. آنچه آنان را در فشار بی حدشان بر ما گستاخ ساخته است را باید در جای دیگر جستجو کرد. ما ایرانیان در تداوم ساختمان کشوری نیرومند تر از پیش و مردمی آزاد تر پابرجا و پایداریم.
انتخاب آینده مردم ایالات متحده آمریکا در انتخابات ریاست جمهوری
اینکه کدام یک از دو حزب درگیر انتخابات ایالات متحده،  امکان پیروزی بر دیگری را دارد چندان ساده نیست اما با توجه به روند رویدادها و رسم حاکم بر انتخابات ریاست جمهوری در  ایالات متحده بتوان تا اندازه ای حدث زد که چه روی خواهد داد.
با در نظر گرفتن این واقعیت که ایالات متحده آمریکا اعتبار خود را در جهان تا اندازه زیادی از دست داده است همه اتفاق نظر دارند. حضور باراک اوبامای فرهیخته توانست اندکی اعتبار از دست رفته آمریکائیان را که در دوران ریاست جمهوری بوش روی داده بود ترمیم نماید. با این حال آنان هنوز نیروی نظامی گسترده و پرشماری را در نقاط گوناگون جهان مستقر کرده اند. اخیراً راهبردی سیاسی نظامی نوینی را برای حضور نظامی گسترده تری در آسیا، اقیانوسیه و استرالیا در دست اجرا دارند که در راستای چیرگی اقتصادی در برابر چین و تسلط بر بخش های یاد شده انجام می پذیرد.
در داخل هم تظاهرات کسانی که به  «نود و نه درصدی»  شناخته شده اند نشانگر نارضایتی ژرف و بسیار جدی آمریکائیان از وضع اقتصادی موجود است. آنچه آمریکائیان بر آن آگاهند این است که بحران شکننده اقتصادی تحمیل شده بر ایالات متحده آمریکا پایه اش در دوران ریاست جمهوری بوش، پدر و پسر، نهاده شده است بدینگونه که راهبرد اشغال عراق و افغانستان و پافشاری بر تداوم آن در دوران هشت ساله ریاست جمهوری خواهان و کش دادن آن تا به امروز  آنان را نه در رقابت با چین موفق گردانیده است و نه در تلاششان برای متوقف ساختن شکل گیری اتحادیه اروپا. عدم توانایی در رقابت با تولیدات و فراوارده های ارزان چینی که بر بازارهای جهان سیطره یافته اند از سویی و تلاش در مقابله با «یورو» و همزمان در گیر کردن خود در دخالت در خیزشهای مردمی کشورهای اسلامی در جهت نجات نظامهای دست نشانده خود، آمریکاییان را در تنگنا قرار داده است. افزون به همه ی آنچه گفته شد تحمیل و تمدید تحریمهای گوناگون علیه ایران به بهانه های واهی، نه تنها کمکی به بهبود اقتصاد آنان نکرده است بلکه  بحران اقتصادی را در ایالات متحده آمریکا شدت داده است. آنچه در این اوضاع اهمیت دارد این است که آمریکائیان باید به این شناخت دست یابند که جهان امروز را دیگر با سیاستهای مانده از دیروز نمی توان اداره کرد. جهان به گونه ای شگفت انگیز به یکدیگر پیوند یافته است و به آرامش و صلحی پایدار نیازمند است. نمی توان یکی را تحریم کرد و خود از گزند آن به دور ماند.
همانگونه که گفتم جهان چشم به راه شکل گیری اتحادیه های دیگری است که این خود نوید بخش جهانی است همگرا و آرام. باید ماند و دید که کدام یک از دو حزب ایالات متحده آمریکا تعامل و برخوردی آشتی خواهانه را با جهان نوین پیش خواهد گرفت.
آذر ماه یک هزار و سیصد و نود و یک