به نام خداوند بخشنده و مهربان
منوچهر رضاوندي داوطلب انتخابات رياست جمهوري اسلامي ايران دوره دهم
خرداد 1388 هجري شمسي
پيشگفتار
دستاوردهاي مردم سرزمين ما ايران تحت نظام منتخب جمهوري اسلامي بر كسي پوشيده نيست. مردم ما در سه دهه گذشته با پشت سرگذاردن افت و خيزهايي توانسته است به پيشرفتهاي چشمگيري در ساختمان كشور دست يابد. مردم ما در گستره هايي كه بدون سخت كوشي كسي را ياراي ورود به آن نيست، در پهنه هايي كه خويشاوند سالاران را علاقه اي بدان نيست توانسته است باري ديگر كشور را به قله هاي رفيع سربلندي و نام آوري ره سپارد.بدون ترديد ما نيازمند ايجاد آن گونه زمينه هايي در سطح جامعه ايراني خود هستيم كه بر بستر آن شهروندان ما به مهارت، دانش و نگرش لازم جهت بر دوش كشيدن وظايف و مسئوليتهاي بس سنگين تري در سطح جهان دست يابند. در اين راستا جامعه ما نيازمند تقسيم كار بيشتر و ريزتري در برنامه ريزي و انجام كار در شاخه هاي گوناگون ساختمان كشور است.دولتهاي گذشته مامرتبط با شناخت و توانائيشان در پيشبرد امور كشور در مجموع موفق عمل كرده اند. آنچه كه بايد بدان توجه نمود اين است كه در صورت شركت دادن طيف وسيعتري از جامعه در اداره امور كشور مي توانستيم به دست آوردهاي بهتر و كيفي تري نائل آئيم. نگارنده پيش از اين در مقدمه نخستين برنامه پيشنهاديم در سال 1374 كه براي شركت در انتخابات سال 1386 آماد و تدوين نموده بودم چنين نگاشتم؛ « ميتوان چنين گفت كه اولويتهاي جامعه ما نه بر سر ”چه ها“ كه بر سر ”چگونه ها “ است. چگونه ميتوان همه نيروهاي جامعه را در پيشبرد امور كشور شركت داد؟»ما به نيازهايمان و آنچه را كه بايد بدان دست يابيم آگاهيم ومي دانيم كه بايد بنيه دفاعي كشور را هر روز بيش از پيش نيرومند سازيم. مي دانيم و آگاهيم كه بايد نه فردا بلكه همين امروز از شر اين كنكور دست و پاگير و مانع كسب دانش فرزندان اين آب و خاك رها شويم. مي دانيم كه بايد از حد اقل آنچه كه داريم حد اكثر بهره را برگيريم. و مي دانيم كه بايد بازدهي كارمان را به سمت عدد يك سوق دهيم بدين معنا كه نسبت آنچه كه از كارمان حاصل مي شود به مقدار نيرويي كه براي انجام آن به كار مي گيريم به رقم يك نزديك شود. چرا به اين دليل كه نيرويي كه مصرف مي شود به اندازه خود نمي تواند توليد نمايد اما مي تواند سمت و سويش به آن اندازه باشد. اين حالت را در نظر بگيريم كه مجموعه كارگران، كارمندان، مهندسين و مديران يك كارخانه همه نيروي خود را به كار مي گيرند و در عمل ماحصل كارشان براي مثال خودروي است كه با آن مقدار نيرو و سرمايه اي كه صرفش شده است برابري نمي كند. البته بايد گفت كه همواره چنين است. اما داشتن كارگراني ماهر و دلسوز، با مديران و مهندسيني باتجربه و با به كارگيري فن و فن آوري به روز شده مي توان نسبت آنچه مصرف شده است بر آنچه كه توليد مي شود را به عدد يك نزديك تر كرد. اما چگونه به اين وضع و شرايط دست خواهيم يافت؟پاسخ در مجموعه اي از اقدامات در گستره هاي گوناگون حيات اجتماعي ما نهفته است كه من به مهمترين آنان خواهم پرداخت؛ ايجاد رقابت سالم، دوري و ممانعت از خويشاوندسالاري، داشتن برنامه هاي درازمدت، ميان مدت و كوتاه مدت، پشتيباني از توليد داخلي، عدم فروش مواد خام كشور، خود باوري، حذف كنكور ( كه در آغاز سال 1389 به اجرا در خواهد آمد)، تداوم فن و فن آوري هسته اي، عملي ساختن آموزش رايگان در سراسر كشور. ارتقاي ساعات كار مفيد در سراسر كشور بدون هرگونه استثنايي، برخورد جدي با فساد مالي و اداري. ارتقاي حقوق كارمندان و كارگران متناسب با بازدهي و ميزان انجام كار مفيد ، تشكيل دولت ناظر، اجراي طرح بيكاري زدايي، توليد فيلم هاي سينمايي و مجموعه هاي تلويزيوني پربار، حرفه اي و متناسب با فرهنگ اسلامي و تاريخ ملي كشور، پاسداري جدي از زبان فارسي، تحريف زدايي از تاريخ 25 هزار ساله كشورمان ايران و.........ايجاد چنان شرايطي كه بتوان بر بستر آن پيشرفت كشور را در همه عرصه هايش تضمين نمود نياز به تدوين برنامه اي جامع دارد. برنامه اي كه نه تنها بخش سخت افزاري اين پيشرفت را مهيا سازد بلكه بخش نرم افزاري آن از جمله قانون پذيري، احساس مسئوليت، خداوند متعال را همواره ناظر به كار خود احساس كردن، تقوي، بردباري.... را نيز. من بر اين باور هستم كه نظام جمهوري اسلامي ما ساز و كارهاي بخش اعظم مهم اخير را فراهم ساخته است؛ مي ماند به بخش كوچكي از آن كه در روند اجراي برنامه پيشنهاديم جامعه بدان دست خواهد يافت. از آن جا كه من قوياً به برنامه و راهي كه انتخاب كرده ام ايمان و باور دارم بدينوسيله داوطلبي خود را براي انتخابات رياست جمهوري اسلامي ايران دوره دهم خرداد ماه 1388 اعلام مي كنم. اميدوار هستم پس از تائيد صلاحيت اينجانب از سوي شوراي نگهبان مردم سرزمينم با راي و همكاري خود راه را براي پيشرفتهاي بيشتر كشورمان بگشايند. در صورت عدم تاييد صلاحيت اميدوارم دولت آتي بخوان دولت جناب آقاي احمدي نژاد همچون دولتهاي گذشته كه بخش هايي از برنامه اينجانب را به اجرا درآورده اند اين بار به صورت كامل اين برنامه را در دستور كار خود قرار دهند.
منوچهر رضاوندي
نوروز 1388 هجري شمسي
سر خط هاي برنامه:
1- حل مشكل كم آبي با واريز كردن آب خليج فارس به كوير
2- رايگان كردن خدمات درماني و ايجاد نظمي پيشگيرانه
3- ايجاد دگرگوني كيفي در نظام آموزشي كشور و رايگان سازي آموزش و آموزش عالي
3/1- حذف كنكور و ايجاد شرايط لازم براي ورود همه دانشجويان به دانشگاه ها و مدارس عالي بدون امتحان ورودي
3/2- در اختيار گذاردن كمك هزينه زندگي و تحصيلي دانشجويان برابر با ميزان درآمدشان در صورت استخدام تا سطح دكترا بر پايه اشتغال دانشجويان به ميزان يك سوم دوران تحصيليشان در رشته مورد تحصيل
3/3- ارتقاء سطح آموزش فن و فن آوري در مدارس ابتدايي، دبيرستانها و دانشگاههاي و مرتبط ساختن آن با صنعت كشور
3/4- ترويج فرهنگ تحقيق و پژوهش و اختصاص دادن بودجه كافي بدان
4- كاهش تدريجي اتكاي بودجه كشور بر فروش نفت خام
4/1- ايجاد صنايع پتروشيمي و صنايع جنبي نفت
5- ارتقاء سطح كشاورزي و صنعت
6- ايجاد شرايط مادي و معنوي لازم براي بازگشت همه ايرانيان خارج از كشور
7- شكل گيري هرچه بيشتر سياست خارجي بر مبناي تحكيم صلح و امنيت بين المللي، دوستي ملل و در راستاي رشد و توسعه اقتصادي كشور
8- دولت ناظر
9- بيكاري زدايي
10-هستي فرهنگي ما و پاسداري از تاريخ 25 هزارساله كشور و زبان فارسي
11- ما و ايالات متحده آمريكا
12- شرط اول پرداختن به اهداف راهبردي
13- اصلاحات امري است مداوم, بي وقفه و بدون آغاز و پايان
14- آنكه بي نيازتر آزادتر
15- نيازهاي ديرين، برخوردهاي نوين
دستاوردها و لزوم حفظ و گسترش آن:
با همت دولت با وجود توطئه هاي رنگارنگ دشمن و بحران اقتصادي كه توسط غرب به ويژه ايالات متحده آمريكا پس از اشغال دو كشور افغانستان و عراق دامنگير جهان گشته است توانسته ايم امروز در سال 1388 مدعي شويم دوران ركود را پشت سرگذارده ايم و به دستاوردهاي عظيمي در عرصه هاي نيروي هسته اي و پزشكي و دفاع از كشور دست يافته ايم. تورم در برخي از استانها يك رقمي شده است. در پرتو سياست دولت با ساخت 720 واحد مسكن و واگذاري زمين اجاره اي در سال گذشته ثباتي در بهاي مسكن و زمين ايجاد گشته است. حال بايد با اجراي كامل اين برنامه شرايط فوق العاده لازمي را ايجاد نمائيم تا با حفظ آنچه كه بدان دست يافته ايم تسريع توسعه كشور را در همه ابعادش تضمين بخشيم. اين برنامه همه عرصه هاي حيات كشور را در برگرفته و با در نظرگرفتن اولويتهاي جامعه ما به منظور تسخير آينده اي پيشرفته، درخور توجه و قابل رقابت با دنياي صنعتي تنظيم شده است. برنامه در چارچوب ساختارهاي گوناگون اقتصادي قابل اجرا است و روح حاكم بر آن هيجان انگيز و زنده است. راه را بر هرگونه انحصارطلبي، رشوه خواري، فساد، كم كاري، بي سازماني و ديگر پديده هاي منفي كه ناشي و نتيجه مستقيم عدم برنامه ريزي و هدفگذاريند ميبندد.
هم ميهن! هرچه كاملتر كردن اين برنامه در گذر بحثها و تبادل نظراتي همه جانبه و كارشناسانه امكان پذير است. با ارئه نظرات خود به چنين امري ياري رسانيد؛ چه اين خود منجر به ارتقاء كيفيت شركت جويي مردم كشورمان در اداره امور جامعه شده و در نهايت راه را بر انحصارطلبي ميبندد.
اين برنامه مقدمه ايست كوتاه و فشرده بر برنامه اي جامع و دراز مدت كه اجراي آن تحقق آرزوهاي ديرين مردم كشورمان را ممكن خواهد ساخت. اين چيزي جز بالا بردن سطح رفاه مردم در دو عرصه مادي و معنوي آن نيست. اين هدفي است كه تنها در صورت سخت كوشي، وجود نظم و اراده اي آهنين، اجراي كامل قانون و برابري همه اعضاي جامعه در مقابل آن ميتوان بدان دست يافت.
مشاركت در انتخابات:
اكثريت اعضاي تشكيل دهنده جامعه ما، در مجموع، داري شناخت و دركي خاص از حقوق اجتماعي خود هستند. بر پايه اين درك و شناخت و براي حفظ و گسترش اين حقوق حاكميت سياسي مناسب و درخور خود را انتخاب كرده اند. شركت كامل و همه جانبه بزرگسالان هر جامعه در اداره امور زندگي اجتماعي خود، بسته به درجه اي از بلوغ، رشد و شناخت آنان در عرصه هاي گوناگوني است كه تبلورش را ميتوان در نهادهاي سياسي، اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي جامعه مشاهده كرد. دستيابي به كيفيتي نسبتاً عالي در اين راستا خود، عميقاً، ريشه در ميزان بغرنجي و تكامل آگاهي، دانش، فن، ادبيات، هنر، سازمان، سازمان يابي و سازمان يافتگي اعضاي جامعه دارد.
تحقق چنين هدفي در كشور ما مستلزم به كار گيري همه نيروهاي جامعه به دور از هرگونه تنش است. بدون ترديد كشور ما ايران در تماميت خود، نيازمند كار و انديشه هاي پوياي همه اندامهايش است. اين باوري است كه همه ما بايد بدان دست يابيم و در راستاي آن عمل كنيم.
مختصات برنامه:
آزادي در ابراز انديشه و بردباري در شنيدن آن، اين امكان را فراهم ميكند كه مردم ما با اعتماد و اتكا به نفس بيشتري در ابراز ديدگاه هايشان براي پيشبرد امور جامعه مشاركت كنند. پيشرفت ما در عرصه هاي گوناگون در گرو دخالت دادن طيف گسترده اي از نظرات افراد است كه ثبات و خلاقيت لازم را براي ارتقاء سطح دانش و فن در كشور، متضمن خواهد شد. شرط لازم تحقق چنين امري هماهنگ ساختن جريان و اجراي آن بر پايه برنامه ايست:
منسجم، مرتبط، واقع بينانه، متناسب و فراگير.
موفقيت اين برنامه مشروط است به:
تداوم، ارزيابي، ارزشيابي و پيشرفت پايدار آن.
برنامه اداره امور كشور
1- حل مشكل كم آبي:
كم آبي مشكل ديرين جامعه ما بوده و هست. بخشي از تمدن ديرين ما ايرانيان بر پايه تلاش در راه حل اين مشكل شكل گرفته است. احداث قنوات، سدها و بندها و به كارگيري ديگر شيوه هاي مهار، ذخيره، توزيع و انتقال آب آن بخش سنتي آبياري كشور است كه كماكان از آن بهره ميجوئيم. اما اين به خودي خود نيازهاي ما را در ايجاد كشاورزي مناسبي كه ما را از نظر توليد محصولات كشاورزي خودكفا نمايد، برآورده نميكند.
بهبود توليد كشاورزي در گرو داشتن ذخاير آبي، نگهداري آن و شبكه آبياري درخور و خودويژه است.
در اين راستا بايد دانست كه ميزان متوسط بارندگي در كشور ما از ميزان متوسط بارندگي در جهان، در مجموع بسيار پائين تر است. از طرفي وجود دامنه هاي پرشيب مناطق كوهستاني مهار آب را به شدت دشوار كرده است كه براي مهار آن بايد بيش از پيش از شيوه هاي سنتي سود جست. از طرف ديگر بخش وسيعي از كشور ما را كوير تشكيل داده است. ميزان رطوبت در اين نواحي به شدت پائين است. اين خود موجب ميشود كه مقدار ناچيز و بي موقع بارندگي در اثر و شدت تابش خورشيد تبخير گردد. واريز كردن آب خليج فارس به كوير موجب كاهش درجه حرارت منطقه و افزايش درجه رطوبت خاك ميگردد. اجراي اين طرح طبيعت بيش از نيمي از خاك ميهنمان را دگرگون ميكند كه خود گامي است بلند در راه حل مشكل كم آبي كشورمان.
2- بهداشت و درمان:
جامعه ما چگونه و چه زماني خواهد توانست وارد رقابت با كشورهاي پيشرفته از نظر صنعتي شود؟ عناصر لازم و مهياگر چنين خواستي كدامند؟ اگر ما بتوانيم، كه ميتوانيم، نظام آموزشي خود را آنگونه كه طرحش ريخته ام به اجرا درآوريم، آنگاه نيازهاي ما در گستره هاي ديگر برآورده خواهند شد. آيا اين خود بخود نظام درماني و بهداشت ما را نيز دگرگون خواهد كرد يا آن نيز نياز به برنامه ريزي جداگانه اي دارد؟ پاسخ در هردو مورد مثبت است. دگرگوني نظام آموزشي نه تنها تاثير مستقيمي بر شيوه اداره نظام درماني ما دارد كه شيوه زندگي افراد جامعه ما را نيز متحول ميسازد. اين روشن است كه ارتقاء سطح دانش تك تك افراد جامعه و سلامت جسمي و رواني آنان داراي رابطه اي مستقيم هستند كه برآيند آن جامعه اي سالم و پويا خواهد بود. در راه دست يابي به چنين جامعه اي ما نيازمند خدمات بهداشتي و درماني و سازوكاري پيشگيرانه كاملاً رايگاني هستيم كه بودجه آن از محل ماليات بر درآمد مردم تامين خواهد شد.
روشن ساختن هرچه بيشتر چشم انداز نظام آموزشي و درماني كشور، به بحث گذاردن، طرح و برنامه ريزي آن و تجهيز همه نيروهاي لازم براي تدارك و اجراي آن از اولويت هاي برنامه من براي اداره كشور است. ارتقاء سطح دانش و فن، تندرستي و آسودگي خيال مردم، شرط اول گام برداشتن در راستاهاي ديگر است.
3- آموزش و آموزش عالي:
با در نظرگرفتن اين نكته كه نظام فرهنگي ما داراي پيوندهاي تاريخي متقابل و همه جانبه اي با سامانه هاي زير مجموعه خود است. ارتقاء كيفيت ساختاري و كاركردي اين زير مجموعه شرط هاي لازم پويايي مجموعه نظام فرهنگي ما را فراهم ميكند.
رده بندي شغلهاي پرمسئوليت و گماردن افراد مطلع، كارشناس، متعهد و پركار و در كنار آن اعتماد به كارشان، تشويق و قدرداني از زحمات آنها لازمه پيشرفت پايدار ما است.
تحقق راستين چنين امري در گرو داشتن نظام آموزشي كارايي است كه وظيفه تربيت پايوران لازم و درخور اين گستره را بر عهده بگيرد. پايه ريزي چنين نظامي مستلزم اختصاص دادن بخش قابل توجهي از بودجه كشور بدان است كه اين هزينه در درازمدت جبران پذير خواهد بود. چنين نظام آموزشي باكفايتي پاسخگو به نيازهاي كشور در همه زمينه ها، بطور حتم در كل خود با صنعت، كشاورزي، درمان و ديگر رشته ها ارتباطي تنگانتگ خواهد داشت.
در اين راستا حد اقل مدرك تحصيلي براي تدريس در مدارس ابتدايي و ديبرستانها داشتن مدرك كارشناسي تربيت معلم يا داشتن كارشناسي در هر رشته اي باضافه گذراندن دوره دو ساله آموزگاري خواهد بود.
مدارس يك سره خواهند شد و دانش آموزان ناهار را در مدرسه صرف خواهند كرد. كتب و نوشت افزار به صورت رايگان در اختيار دانش آموزان قرار خواهد گرفت.
1/3- حذف كنكور و ديگر آزمونهاي رقابتي به دانشگاه ها و مدارس عالي:
در عرصه آموزش عالي شرايط لازم براي ورود دانشجويان به دانشگاه ها و مدارس عالي بدون هرگونه آزمون ورودي مهيا خواد شد.
2/3- استخدام دانشجو
هزينه تحصيلي دانشجويان برابر با حقوق دريافتيشان در صورت استخدام در همان مقطع، پرداخت ميشود و اينچنين تداوم تحصيل و تحقيق دانشجويان بدون داشتن نگرانيهاي تامين هزينه تحصيلي تضمين خواهد شد. دوسوم وقت دانشجو در سر كلاس درس و صرف تحقيق ميشود و يك سوم باقي مانده عملي بوده و دانشجو بسته به رشته تحصيليش درگير كار واقعي و عملي درخارج از محيط دانشگاه خواهد شد.
4- نفت:
تقريباً نيمي از بودجه كشور و بيش از نود درصد درآمد ارزي ما از محل فروش نفت برآورده ميشود. تكيه بودجه كشور به فروش نفت عملاً دست ما را در زمينه هاي ديگر بسته است. براي خارج شدن از اين مشكل، تدريجاً، توليد در رشته هاي ديگر بايد سهم مهمي ازتامين بودجه كشور را به خود اختصاص دهد. براي اين كار ما نياز به برنامه اي دقيق داريم كه طي مدتي نه چندان طولاني ميزان و تناسب لازم در تامين بوجه كشور را از محل درآمدهاي توليدي در رشته هاي ديگر از جمله كشاورزي و صنعت، ايجاد نمايد. براي اين كار من در نظر دارم سالي پنج درصد از صادرات نفت خام كاهش داده شود و كسري بودجه، ناشي از اين كاهش، از محل فروش ديگر فراورده هاي كشاورزي و صنعت جبران گردد.
ايجاد و گسترش صنايع پتروشيمي نياز ما را به نفت خام صدچندان ميكند، چه اين زمينه ايست ديگر كه خود توسعه را در رشته اي ديگر ميسر ميسازد.
5- ارتقاي سطح كشاورزي و صنعت:
رشد و توسعه اقتصادي كشور به معناي افزايش پايدار توليد خالص سالانه و ظرفيت توليد در گروه ايجاد مجموعه شرايط و دخالت دادن عوامل گوناگوني است كه با سخت كوشي، اتخاذ رويكردي نوين در برخورد و بررسي مسائل، رويگرداني از نگرشهاي كهنه و منفي ميتوان بدان دست يافت. در اين راستا بايد توجه ويژه اي را به زمينهاي كشاورزي، آموزش كشاورزان، ايجاد تسهيلات، سياستگذاريها و ايجاد پيوند و هماهنگي پويا با صنعت و كشاورزي مبذول داشت.
وجود مراكز متعدد تصميم گيري در نهادهاي اقتصادي كشور، اگرچه پديده اي منفي و مستاصل كننده به نظر ميآيد، اما زمينه هاي مشاركت گسترده مردم را در تصميم گيري فراهم ساخته است. ميتوان با ارزيابي همه جانبه چنين ساختاري شيوه ها و كاركردهاي خودويژه آنرا شناسيايي كرد و آنرا در ايجاد مديريت شبكه اي به خدمت گرفت. در اين سمت و سو بخشهاي گوناگون كشاورزي و صنايع سنگين ضمن داشتن پيوندي پويا قادر به تامين مخارج كامل خود خواهند شد. بدين معني كه هر واحد توليدي خواهد توانست هزينه هاي خود را متحمل شده و بخش مهمي از ارزش افزوده را سرمايه گذاري نمايد. اينگونه ميتوان رشد اقتصادي را در واحد، بخش، منطقه و در نهايت در كل كشور تضمين كرد. در روند اين پيوند و ارتباط دروني است كه پايه هاي توسعه اقتصادي كشور استحكام خواهد يافت.
51 شرط هاي لازم
با كاهش نسبت جمعيت به زمين، سرمايه گذاري و پس انداز بخش قابل توجهي از سود به منظور سرمايه گذاري مجدد، استفاده از فن و فنآوري نوين، توزيع درآمد ملي در جهت فقرزدايي، تربيت نيروي كار ماهر و كارآمد، برنامه ريزي دقيق و ارتقاي كيفيت مديريت ميتوان توليد خالص سالانه و ظرفيت توليد را به گونه اي چشم گير افزايش داد.
سرمايه گذاري جدي در بخشهاي گوناگون كشاورزي نه تنها نيازهاي داخلي ما را در گستره هاي متفاوت برآورده خواهد كرد بلكه با به كارگيري مازاد آن در صنايع جنبي ميتوان ارزش افزوده بيشتري را ايجاد كرد. توسعه صنايع كشاورزي ميتواند نيازهاي ما را در شاخه هاي صنعتي فراوان ديگري رفع سازد. در طي اين روند انگيزه ها و زمينه هاي لازم و منطقي توسعه صنايع سنگين كشور فراهم خواهد شد.
52- زمينهاي كشاورزي
× آماده سازي و استفاده مناسب از زمينهاي زير سد،× كاهش وابستگي به كشت ديم و مبارزه با شرايط نامطلوب اقليمي،× شناسايي امكانات بالقوه پهنه هاي گوناگون كشورمان و بهره برداري معقول از امكانات بالفعل آن با به كارگيري فنون موجود در امر آبرساني، مهار و ذخيره آب،× افزايش سطح كشت، متناسب و با رعايت نكات زير انجام ميگيرد؛- رفع نيازهاي داخلي،- ممانعت از فرسايش خاك و حفظ محيط زيست،- حفظ طبيعت و بهبود آن، - كشت يكپارچه زمينهاي خرد كشاورزي به منظور بلا بردن بازدهي و كاهش هزينه ها، - شناسايي همه زمينهاي داير و باير، ثبت دقيق آنها بر اساس كيفيت، قابليت، تاريخچه بهره برداري و ديگر مشخصات و تجربياتي كه بر آنان انجام گرفته و ميگيرد.
53- آموزش كشاورزي
× تربيت كارشناسان كشاورزي،× ايجاد مدارس عالي كشاورزي در مناطق روستايي،× پژوهش و ايجاد بانكِ تجربه شيوه ها و فنون گوناگون در جهت افزايش بازدهي كار و بهينه سازي در امور مربوط به كشاورزي،× توسعه دانش ژنتيك، آب و خاك.
54- سياستگذاريها
× حمايت از توليد داخلي در مقابل محصولات مشابهي كه احتمالاً با كيفيت بهتر و ارزانتر وارد ميشوند،× بهبود مديريت كشاورزي،× مشخص كردن برنامه رشد و توسعه كشاورزي با جزئيات كامل بر پايه نيازهاي آني و آتي كشور،× توسعه صنايع وابسته به كشاورزي به منظور توليد محصولات وابسته به كشاورزي و ممانعت از صدور مواد خام،× ايجاد شرايطي مناسب كه بر بستر آن بتوان كشاورزان را متقاعد ساخت كه صرفاً از توليد محصولات زودرس چشم پوشند.
55- تسهيلات× ارتقاي كيفيت بانك كشاورزي
× ايجاد فرهنگ و زمينه هاي استفاده از بانك براي پس انداز، پرداخت و حواله و ........در روستا،× ايجاد تغييرات كمي و كيفي لازم در عملكرد و ساختار شركت هاي بيمه و حمل و نقل به منظور پاسخگويي به نيازهاي امر توليد و توزيع در سطح نمونه هاي بين المللي،× ايجاد شبكه مخابرات و ارتباطات رايانه اي مؤثر در سراسر كشور، × در اختيار گذاردن وامهاي كم بهره،× ايجاد شركتهاي تعاوني روستايي.
56- پيوند و هماهنگي صنعت و كشاورزي
بخشي از صنايع كشور ميتواند و بايد در ارتباط با و بر پايه رفع نيازهاي گوناگون كشاورزي توسعه يابند. اينگونه، انگيزه ها و زمينه هاي خلاقيت بيشتر و همه جانبه از سويي و ايجاد نيازهاي نو براي تداوم و تسريع صنعتي شدن كشور از سوي ديگر بوجود خواهند آمد. در اين جهت از صدور مواد خام، حدالمقدور، ممانعت به عمل خواهد آمد و صنايع وابسته به محصولات كشاورزي گسترش خواهند يافت.
6- ايرانيان خارج از كشور:
طبق برآورد سازمان ملل بيش از 250 هزار نفر و بر اساس آمار تائيد نشده بيش از نيم مليون كارشناس با تجربه ايراني، به دلايل مختلف، در خارج از كشور مشغول به كار هستند. تربيت چنين نيرويي، جدا از مخارج بسيار هنگفت آن، حد اقل بيست سال به درازا خواهد كشيد. عاقلانه نيست كه به دلايل واهي و يا حتي در برخي موارد به دلايلي روشن بر اين نيروي جداً قابل ملاحظه چشم پوشيد. ميتوان و بايد همه شرايط مادي و معنوي بازگشت ايرانيان خارج از كشور را، در اسرع وقت، فراهم كرد.
7- سياست خارجي:
تنها در شرايط صلح و امنيت بين المللي ميتوان به حد اكثر رشد و توسعه اقتصادي دست يافت كه اين خود در هرگستره اي بدون تبادل دانش، تجربه و فن و فن آوري و وجود مناسباتي برابر حقوق و انساني، بين ملل گوناگون امكان ناپذير است. سياست خارجي ما در چنين راستايي تعريف شده و شكل ميگيرد.
8- دولت ناظر:
انسان موجودي است اجتماعي. بدين معنا كه تنها نميتواند زيست خود را تداوم بخشد. انسان در تجمع آگاهانه خود به منظور رفع نيازهاي مادي و معنويش نوعي همزيستي با ديگران را پذيرفته است. انسان در اين همزيستي وارد يك سلسله روابطي ميشود كه ناگزير او را به سوي شكل دادن سازمانها و نهادهاي اجتماعي گوناگوني سوق ميدهد. در طي چنين جرياني نيازهاي نويني زاده ميشوند كه حل آنها مستلزم شكل گيري سازمانها و نهادهاي بغرنجتري است. دولت كه وظيفه اش اداره امور جامعه است شكل بسيار بغرنجي از سازمان اجتماعي است كه براي اولين بار در سرزمين ما ايران شكل گرفت, تكامل يافت و نهادهايي را بنا نهاد كه تا به امروز نام, شكل و وظايف خود را كماكان حفظ كرده اند.
توجه اعضاي جامعه ما به ساختار دولت دير زماني است كه افزايش يافته است. با توجه به اينكه دستاوردهاي كشور ما بارز و چشم گير هستند, همزمان بر اين باور هستيم كه با مشكلاتي نيز روبروييم كه حركت ما را در دست يافتن به اهداف بلند مدتمان كند ساخته است. هر كس از زاويه و جهتي به قضايا مينگرد, آنها را تعريف و تجزيه و تحليل ميكند و تا آنجا كه ممكن هست راه برون رفت را هم ارائه ميدهد. واقعيت اين هست كه همه به نوعي درست ميگويند, اما ترسيم برآيند مجموعه اين نظرات بسيار مشكل و گاه نشدني است. چه ميتوان كرد؟
ما ايرانيان با كوله باري از تاريخ و تجربه بر دوش, با وجود همه دشمنيها, دستان و چشمان حريصي كه در پي خرابكاري در روند پيشرفتمان هستند ميخواهيم راه پيشرفت كيفي خود را با حد اقل دردسر و حد اكثر نتيجه و دست آورد طي كنيم. ما به دلايل بديهي نيازمند طرح برنامه هايي هستيم كه در كوتاه ترين زمان ما را براي عصري آماده سازد كه استفاده سرسام آور از سه عنصر اطلاعات, ماده و نيرو كامپيوترهاي نسل تازه تري را در عرصه هاي پزشكي, آموزش و پرورش و صنعت به خدمت گرفته است. روند شتاب آلود و هول انگيز پيشرفت, تسخير جهان ناشناخته ها, تجربه هاي اعجاز انگيز انسان در عرصه هاي مختلف و بيشمار زندگي, جايي را براي وقت تلف كردن باقي نگذارده است. پيش از هر چيز بايد توجه كنيم كه ما بايد از تجربيات تاريخي خود حد اكثر بهره را بگيريم. من بر اين باورم كه ما بسيار كم به كاويدن تاريخ و دستآوردهاي خود پرداخته و ميپردازيم. عدم پرداختن به گذشته خود, نا آگاهي و يا كم دانشي ما در ارتباط با آنچه كه بوده ايم و يا داشته ايم زيانمند است, مخرب است و ميتواند ما را از خود بيگانه سازد. از خود گريزي برخي كه حتي زبان خود را دارند به فراموشي ميسپارند از همين روست. ما بايد به درستي و با دقت و وسواسي خاص تاريخ خود را بكاويم, بنگاريمش و مورد تجزيه و تحليل قرارش دهيم والا ديگران با تحريفهاي بسيار آن را برايمان خواهند نگاشت, كما اينكه چنين كرده اند و ما هم زيانهاي آنرا با گوشت و پوست و استخوان حس كرده ايم.
ما براي اولين بار پانصد و پنجاه و نه سال پيش از ميلاد حكومت و وزارت و ديگر زير مجموعه هايش را شكل داديم. يعني در واقع نهادهاي "حكومت" و "وزارت", ساخته و پرداخته جامعه ايراني هستند. سازمانهاي اداري, سپهسالاران, ماليات گيران, بازرسان اداري و وجود نظم و راههاي ويژه براي ارسال پيامها و نامه ها به چهل ساتراپي كه هركدام خود داراي سازمانهاي اداري خاص خود بودند, همه و همه اينها مستلزم وجود سازماني بسيار پيچيده و پيشرفته بودند كه ما شكلشان داديم. در عصر هخامنشيان و ساسانيان شاهنشاهان وزيراني را در استخدام داشتند كه به عنوان مخالف و موافق در اداره امور كشور رايزني ميكردند. وزيران دست راست و دست چپ, كه در روند مخالفتها و موافقتهاي خود با امري از امور كشور, دست يافتن به بهترين تصميم را ممكن مي ساختند.
در دوران پس از اسلام اداره امور سرزمين ما كماكان بر پايه تجربيات گذشته تداوم خود را حفظ كرد. سرزمين ما در دامن خود نامداراني چون ابن سينا و فارابي را پرورد. فارابي كه پايه جامعه شناسي را در جهان پي ريخت. ما در پويش و جريان تاريخ پر فراز و نشيب خود توانسته ايم بر مشكلات و معضلات بس عظيمي سرفرازانه پيروز گرديم.
باري بهتر است به آنچه كه امروز با آن درگير گشته ايم بپردازم. امروز بيش از هر زماني سخن از حزب و جناح و جناح بندي است. امروز شاهديم كه درگيريهاي جناحي چگونه توانسته است وقت و نيروي جامعه ما را به هدر دهد. چگونه ميتوانيم خود را از چنگ چنين پديده اي رها سازيم؟ احزاب و جناحهاي موجود كه شكل دگرگون يافته انديشه نخستين وزيران و رايزنان دست راست و دست چپ هستند, بخشي از علل عدم پيشرفت ما در راستاهاي گوناگون حيات كشور هستند. اصولاً احزاب شكل ميگيرند كه منافع گروهي را حفظ نمايند. يا اينكه براي بر كرسي نشاندن و به عمل در آوردن انديشه اي شكل گرفته اند. مردم را با تبليغات و ديگر شيوه هايي كه مقدور هست به پذيرش آن انديشه قانع ميسازند و از اين رهگذر در هرم قدرت قرار ميگيرند و يا اينكه به خاطر مجموعه اي از هر دو دليل؛ هم حفظ منافع شخصي و گروهي و هم به كرسي نشاندن انديشه اي, شكل ميگيرند و دولت و قدرت را در روندي, كاملاً در اختيار ميگيرند.
بايد توجه داشت كه احزاب در پويش شكل گيري خود و در روند دست يازيدن به قدرت دچار دگرگونيهايي طبيعي و اجتناب ناپذير ي ميشوند كه تغيير در نگرش, رويكرد, رفتار و كردار اعضايش را به دنبال خواهد داشت.
بر رسي تاريخ احزاب در سراسر جهان نشان داده است كه سردمداران احزاب پس از به قدرت رسيدن و چشيدن طعم آن, از همه اهرمهاي مشروع و غير مشروع, دولتي و غير دولتي براي باقي ماندن در هرم قدرت بهره گيري كرده اند. اين افراد پس از به قدرت رسيدن و به كرسي نشاندن انديشه هايشان به ناگهان هر آنچه را كه بدان باور داشتند و مردم را به آن قانع كرده بودند را فراموش ميكنند و به انحصارگراني تبديل ميشوند كه تنها و تنها به امتيازات كسب شده خود و خانواده خود مي انديشند و لاغير.
در اينجا براستي حساب استثنا را از قاعده بايد جدا كرد. چه من در پي شكل دادن به اين انديشه و امر هستم كه خود وجود حزب هست كه چنين رفتار ناپسندي را در افراد موجب ميشود و همه سازوكارهاي ماندن در هرم قدرت و فريب ديگران را در خود بوجود ميآورد. و نه لزوماً خصلت افراد.
اعضاي تصميم گيرنده و در راس هرم قدرت, همزمان مخالفين خود را به بهانه تخطي از انديشه هايي كه خود ديگر بدانها اعتقادي ندارند محاكمه و تنبيه ميكنند. اين خاصيت قدرت سازمان يافته است. اين روند, اين پديده به طور طبيعي مانع از ورود ديگران به هرم قدرت ميشود. اعضاي جامعه به صورت طبيعي در مقابل چنين
پديده اي قد علم ميكنند و يا با سازمان دادن حزبي ديگر قدرت را از سردمداران حزب در حاكميت ميربايند و خود همان خواهند شد كه ديگران شدند و اين سير سيري است زنجيره وار و بدون وقفه.
در حالتي كه بسيار هم معمول هست, دو حزب در كش و قوسي و در جنگي زرگرانه قدرت را به يكديگر محول ميكنند و نمايندگي و سياست را به امري تجاري و نان و آب دار تبديل ميسازند و اينگونه زمينه هاي مشاركت سياسي ديگران را سد ميسازند.
اين شيوه شكل گيري و به قدرت رسيدن احزاب را در همه جهان شاهد بوده ايم و روشن است كه كش و قوس هاي حزبي و جناحي در ارتباط با پذيرش و يا رد هر طرح اقتصادي, اجتماعي و يا فرهنگي فقط و فقط در ارتباط با حقظ منافع حزبي معنا پيدا ميكند و نه بر مبناي سودمند بودن و يا زيانمند بودن طرح براي كل جامعه.
در اين ارتباط ديگر چندان مهم نيست كه طرح و برنامه تا چه اندازه براي كشور سودمند هست. مهم آنست كه طرح از سوي حزب مخالف ارائه شده است و اعضاي حزب رقيب بايد با آن مخالفت كنند, كه بسته به مهارت اين حزب در سخنوري و شدت و دامنه نفوذ شخصي و گروهي اعضاي حزب, طرح رد خواهد شد و هرگز روي عمل را به خود نخواهد ديد و البته باالعكس آنهم صادق است. طبيعتاً از اين رهگذر زيانهاي بي حد و گاه جبران ناپذيري به روند توسعه يك كشور و جامعه وارد ميشود.
در جوامع ضعيف احزاب صد چندان آسيب پذيرترند. پيش از هر چيز افراد بومي با سازمان دادن احزاب بدنه و پيكره اي از انسانها را آماده ميسازند كه به شكل و به عنوان ارتشي مطيع و فرمان بردار عمل خواهد كرد. كوچكترين مخالفتي به شدت سركوب ميشود. فساد و رشوه به امري عادي در احراز مقام و امتياز تبديل خواهد شد و در نهايت نفوذ بيگانگان به چنين حزب و دسته اي بسيار آسان خواهد شد.
خوشبختانه ساختار دولت ما را وجود احزاب شكل نداده اند. اگر چه وجود جناح ها و دسته ها و گروههاي اعلام نشده اينجا و آنجا خود را نمايان ميسازند ولي ميتوان اميدوار بود كه ما خواهيم توانست ساختاري نوين را به عنوان دولت ناظر شكل دهيم و مطمئن باشيم كه به گزينه اي براي ساير كشورها نيز مبدل خواهد شد.
روزنامه اطلاعات بين المللي مورخه بيست هشتم آذر ماه هشتاد در خبري اعلام كرد كه احمد صفايي فر مدير كل پارلماني دولت با اعلام اينكه اصلاحيه قانون انتخابات در هيات دولت مطرح و براي تصويب در اختيار مجلس شوراي اسلامي قرار خواهد گرفت, اظهار اميدواري كرده است كه تصويب اين اصلاحيه بخش عظيمي از مسائل بين مجلس شوراي اسلامي و شوراي نگهبان را حل خواهد كرد. وي بخش عمده اين ابهامات را مربوط به نظارت شوراي نگهبان دانسته است.
اصل نود و نهم قانون اساسي وظيفه شوراي نگهبان را چنين بيان كرده است:
" شوراي نگهبان نظارت بر انتخابات مجلس خبرگان رهبري, رياست جمهوري, مجلس شوراي اسلامي و مراجعه به آراي عمومي و همه پرسي را بر عهده دارد. (قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران)
"ابهامات قانون فعلي انتخابات كه بخش عمده از مشكلات و اختلافات ميان مجريان قانون را سبب شده است" ناشي از تعبيراتي است كه ميتوان از اين اصل قانون اساسي داشت.
حقيقت اينست كه اگر مردم شعور و آگاهي لازم را براي انتخاب و پشتيباني از نظامي چون جمهوري اسلامي را داشته باشند كه دارند, آگاهي و شناخت لازم براي انتخاب و فرستادن نمايندگان خود به مجلس شوراي اسلامي را هم بدون هرگونه واسطه اي دارا هستند. هر آنكه اين حقيقت و شناخت را مورد پرسش قرار دهد خود بخود صلاحيت سخن گفتن از سوي مردم را از دست ميدهد. بايد به اين امر توجه جدي داشت كه كشور ما به تماميت خود در معرض خطرات گوناگوني است. دلسوزان كشور و نظام طبيعتاً در راستاي مصون نگه داشتن كشور از خطرات احتمالي در تلاشند كه افرادي بسيار لايق را از طريق غربال كردن و عبور دادن از صافيهاي شوراي نگهبان در راس امور قرار دهند كه باور و نيتي است ستودني و قابل تقدير. اما نيت و باور تنها بدون داشتن سازوكاري مناسب كافي نيست. ما نيازمند سازوكاري هستيم كه به راستي ظرفيت و توان ممانعت از ورود افراد نالايق را به هرم تصميم گيري و در راس امور قرار گرفتن آنها را براي مدتي مديد و طولاني در هر شرايطي داشته باشد. در اين ارتباط ميدانيم كه حزب و كاركردهاي حزبي به علل گوناگون نتوانسته است نقش قابل ملاحظه و راهگشايي را در اداره امور كشور و يا در به چالش كشانيدن بحثها, تصميمات و عملكردهاي دولت ايفا نمايد. درگيريها و كش و قوس هاي جناحي موجود نه به خاطر بي صلاحيتي نمايندگان كه به علت طي نشدن روندي لازم و نبود سازوكاري مناسب نمايندگي شكل گرفته و ميرود كه زيانهاي جبران ناپذيري را به امنيت ملي كشور وارد آورد, كه اين خود گواهي است به نياز شديد ما براي ايجاد و شكل دادن به دولتي ناظر كه بتواند آزادانه و بدون هرگونه دغدغه خاطري بحثها, طرحها و تصميمات نمايندگان مجلس و دولت را به چالشي جدي و غير جناحي بكشاند و همزمان قابليت و ظرفيت زدودن نگراني همه ما را در مورد ورود افراد نالايق به جايگاههاي تصميم گيري, يك بار براي هميشه, دارا باشد.
براي اين منظور طرح زير را پيشنهاد ميكنم:
- هر شهروند بدون هرگونه محدوديتي, با توجه به اصول قانون اساسي, بتواند با ارائه برنامه اي براي حوزه انتخابيه اش كه بر اساس نيازهاي آن حوزه و برنامه هاي درازمدت, ميان مدت و كوتاه مدت دولت تنظيم شده باشد ( تشخيص اين امر هم به خود راي دهندگان واگذار ميشود كه با راي خود چنين برنامه هايي را رد و يا مورد تاييد قرار ميدهند) درانتخابات شركت كند.
-از ميان شركت كنندگان دو نفري كه بالاترين تعداد آرا را به خود اختصاص داده اند به مجلس شوراي اسلامي راه يابند.
-مجموعه نفرات دوم, نمايندگان ناظر مجلس را شكل دهند.
-نمايندگان ناظر, وزرا و هياتهاي ناظر را از ميان خود به عنوان دولت ناظر به مدت دو سال انتخاب كنند.
-وظيفه دولت ناظر , به چالش كشيدن همه تصميمات و عملكردهاي دولت خواهد بود.
در اين ارتباط وظيفه شوراي نگهبان؛
-نظارت بر اجراي انتخابات خواهد بود و نه اعمال نظر و تاييد و يا رد نمايندگان مردم.
-ارجاع نماينده و يا نمايندگان به حوزه انتخابيه در صورتيكه پس از راه يافتن به مجلس از عمل و تلاش در راستاي تحقق برنامه هاي خود سر باز زنند.
طبيعتاً طرح "دولت ناظر" مستلزم تغييراتي در قوانين انتخابات خواهد بود.
در راستاي ايجاد چنين سازوكاري بايد توجه كنيم كه مردم سالاري ابزار حاكميت سياسي اقليت بر اكثريت است كه به منظور و بر پايه "حفظ" حقوق اجتماعي اكثريت راي دهندگان, ترسيم شده از سوي اقليت بر مبناي درك و شناخت اكثريت از زيستي مطلوب, شكل ميگيرد. شركت كامل و همه جانبه بزرگسالان جامعه در اداره امور زندگي اجتماعي خود, بسته به درجه اي از بلوغ, رشد, و شناخت آنان در عرصه هاي گوناگوني است كه تبلورش در نهادهاي سياسي, اجتماعي, اقتصادي و فرهنگي جامعه قابل مشاهده است. دستيابي به كيفيتي نسبتاً عالي در اين راستا, خود عميقاً ريشه در ميزان بغرنجي و تكامل آگاهي, دانش, فن, ادبيات, هنر, سازمان, سازمان يابي و سازمان يافتگي اعضاي جامعه دارد. ( اين طرح در 27 بهمن 1380 براي دولت وقت و مجلس شواري اسلامي ارسال گشت.)
9- طرح بيكاري زدايي:
اگر 30% نيروي كار را بيكار فرض كنيم آنگاه با چنين پيش فرضي 70% نيروي كار 100% اشتغال را در اختيار دارند.
اگر هر فرد روزي 8 ساعت كاركند در مجموع حاصلضرب 8و 70 برابر با 560 ساعت كار در روز بدست خواهد آمد.
پس 70 نفر 560 ساعت كار ميكنند.
حالا 560 ساعت را مابين 100 نفر يعني همه نيروي كار در جامعه تقسيم ميكنيم:
6/5=100/560ساعت يعني تقريباً روزي 6 ساعت براي هر فرد با همان حقوق و مزاياي هشت ساعت كار.
ما با برنامه ريزي بسيار دقيقي خواهيم توانست بيكاري را در مدت زماني بسيار كوتاه، شش تا ده ماه، از ميان براداريم.
خوب اين به معني اشتغال زايي نيست ولي مزيتهاي آن واضح است و نيازي به بحث بر سر آن نيست.
و اما طرح مكمل اين طرح، طرحي است اشتغال زا به اين صورت:
اكثر مردم ما بر اين باورندكه دولت بايد برايشان ايجاد شغل نمايد.
اين نگرش موجود هست و در كوتاه مدت هم نميتوان آن را تغيير داد، ولي برنامه تغييرش را بايد در دستور روز دولت قرار داد. طرح مكمل طرح بيكاري زدايي در واقع طرحي است كه مردم ما را ياري خواهد داد كه با ديدي ديگر، ديدي سواي آنچه كه امروز بر انديشه اكثر مردم ما حاكم است، به دولت و وظايف آن بنگرند. مردم ما بايد ياد بگيرند كه خودشان براي خود البته با ياري و راهنمايي اعضاي دولت اشتغال ايجاد نمايند.
هر شهرستان كوچك مانند شهرستان قروه در استان كردستان جمعيتي برابر با 250000 نفر دارد.هر فرد براي يكبار مبلغي برابر با بيست هزار ريال برابر با 2000 تومان به حسابي ويژه واريز خواهند كرد. اين مبلغ در هرزمان از سوي واريز كننده قابل برداشت خواهد بود اما به محض برداشت مبلغ يادشده ديگر سودي به او تعلق نخواهد گرفت. مزيت اين امر اين است كه فرد واريز كننده مطمئن هست كه پولش از سوي كسي حيف و ميل نخواهد شد.
مجموع پولهاي واريز شده مبلغي برابر با پانصد ميليون تومان خواهد شد. در سراسر كشور مبلغي برابر با يكصدو چهل ميليارد تومان سرمايه گذاري خواهد شد. با اين سرمايه ميتوان در هر شهرستان طرحهاي كوچكي را راه انداخت. اين طرحها خود اشتغال زا بوده و در پيوند با طرح بيكاري زداي ميتواند پاسخي مناسب به بخش كوچكي از نيازهاي مردم ما باشد از سويي و از ديگر سو مردم ما در روند چنين حركتي با برخي از شگردهاي خود اشتغالي آشنا خواهند شد.بي ترديد در پرتوي رهبري مدبرانه آن مقام معظم خواهيم توانست تحول و توسعه كشور را در همه عرصه هايش سرعت بخشيم.
10-هستي فرهنگي ما و پاسداري از تاريخ 25 هزارساله كشور و زبان فارسي:
دشمنان قسم خورده و با تجربه ما در جهت فرهنگ زدايي با استفاده از توان فني، مالي و ذخاير گوناگون خود بر بستر و پايه برخي كم كاريها، بي برنامگي ها و بي توجهي هاي عده اي به فرهنگ و زبان اين مرز وبوم ميتوانند ضربات جبران ناپذيري را بر پيكر و روند پيشرفت و بالندگي فرهنگي ما وارد سازند. نمونه هاي بارز تهاجم فرهنگي در ساير سرزمينها كه زبان نوشتاري و گفتاري خود را آسان از دست داده اند گوياي فاجعه ايست كه بايد و فوري از آنها درس هاي لازم را آموخت.استفاده از زبان بيگانه در دعوت نامه هاي جشن هاي عروسي، تولد و ديگر مراسم تا حدي است كه زماني براي خريد دعوتنامه اي براي جشن عروسي به مراكز فروش در ميدان بهارستان مراجعه نموديم حتي يك مورد دعوتنامه كه كاملاً به زبان فارسي نوشته شده باشد نيافتيم. قوطي ها و جعبه هاي حاوي انگشتري وديگر زينت آلات عروسي نيز مزين به نوشتارهاي بيگانه است. سردر مغازه ها كه ديگر هيچ!صدا وسيما به عنوان نهاد و رسانه اي توانا ميتواند عاملي سد كننده در مقابل اين تهاجم مخرب قرار گيرد. استفاده برخي مجريان، مصاحبه شوندگان و شركت كنندگان در برنامه هاي گوناگون صدا و سيما از واژه هاي بيگانه و تلاش آنان براي جا انداختن اين واژه ها در زبان و فرهنگ ما زنگ خطري است كه بايد بدان جداً توجه كرد. ......”اگر چه ما همواره شاهد بهتر شدن كيفي برنامه هاي صدا و سيما هستيم اما مرتبط با معضل؛تمايل به زبان بيگانه از سوي برخي مجريان، ميهمانان شركت كننده و نويسندگان مجموعه ها در برنامه هاي صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران، ما كماكان به دنبال راه چاره هستيم.چند مثالي شايد مطلب را گويا تر سازد: آيتم، ريجكت، فرانك، با كلاس، راندوم، سري، سريال، ساپورت، تيتر، باي بك، پروژه، كنسل و..................... واژه هايي هستند كه در برنامه هاي صدا وسيما بكار گرفته شده اند. روشن نيست كه سياستگذاران برنامه هاي صدا و سيما با چه مجوز و رهنمودي همچنان اجازه ميدهند كه فرهنگ ما از سوي مهمترين رسانه گروهي كشور اينچنين مورد تاخت و تاز قرار گيرد. اصولاً و اصلاً هدف از به كار گيري واژه ها و اصطلاحات بيگانه چيست؟ آيا به كارگيران اين كلمات به فرهنگ غني ايراني آگاهي ندارند؟ اگر چنين است مقصر كيست و كم كاري از كجا است؟ آموزش .و پرورش، آموزش عالي، رسانه هاي گروهي و يا مجوعه همه آنها؟ اگر هم آنان به فرهنگ خود آگاهند پس چگونه است كه اين گونه كمر به تخريب زبان و فرهنگ ايراني بسته اند؟ پرسشي در ذهن و دغدغه اي در خاطر!سرزمين گسترده ما از فلسطين تا ماوراي نخجوان از يمن تا ماوراي گرجستان با زبانها و اديان گوناگون داراي فرهنگ مشترك ايراني بوده و هستند. زبان فارسي كه زبان مشترك همه ايرانيان است برگرفته از مجموعه همه زبانهاي ايراني است كه مظهر اتحاد مردم اين سرزمين مقدس است سرزميني كه خداوند همه پيامبرانش را از آن برگزيده است.اين درست است!؛ هنگامي چنين پيش ميآيد كه فرد مجبور ميشود، در عرصه هايي در مقابل دشمن، به دلايل و منظورهاي گوناگون، عقب نشيني نمايد، اما اين عقب نشيني و امتياز دادن حيثيت، عِرق ملي، شرف و ديگر گستره هاي ويژه اي را شامل نميشود چه ما به عنوان يك انسان مسلمان و ايراني مجاز به گرو گذاشتن آنان نيستيم. واقعيت اين است كه پيامد چنين عقب نيشيني هايي فاجعه آفرين خواهد بود. نه ميتوان و نه بايد بر سر تاريخ، دين، آداب و رسوم و زبان خود به معامله نشست. از آن مقام محترم تقاضا مينمايم كه در اين رسانه پر اهميت از بكار گرفتن كلمات و اصطلاحات بيگانه خود داري گردد. به هوش باشيم كه فرهنگ ايراني اسلاميمان از دستبرد بيگانگان و خود ستيزان بدور نگه داشته شود.زبان فارسي زبان مشترك همه ايرانيان است. گسترش، حفظ، تحول و تكامل زبان و فرهنگ ايراني زمينه هاي وحدت مردم همه فلات ايران را، جدا از مرزهاي سياسي آن، فراهم خواهد ساخت. هر حركتي در جهت تضعيف زبان و فرهنگ اين سرزمين مانعي در برابر وحدت اين مجموعه است. نگهداري، آراستن و پيراستن زبان فارسي وظيفه تك تك همه كساني است كه خود را ايراني ميدانند و از اين سرزمين بهره ميگيرند.زبان، فرهنگ و انديشه هاي ايراني به گونه اي زنده به هم مرتبط هستند. هرگونه نقص در هر بخش از آن زياني جيران ناپذير بر مجموعه هستي فرهنگي ما وارد ميسازد. براي نمونه ايجاد نقص در زبان، ابهام گويي، تنبلي در استفاده از زبان رسمي و استفاده از زبان كوچه بازاري و محاوره در رسانه هاي گروهي، برگيري واژه بيگانه و تركيب آن با زبان فارسي منجر به فقر فرهنگي و بي رنگي انديشه ميگردد چه انتقال دستآوردهاي علمي، فرهنگي، سياسي، اجتماعي، اقتصادي وبويژه دستاوردهاي اسلامي ما را آنگونه بايد و شايد ناممكن ميسازد كه در نهايت نسل هاي فردا را به تكيه بر بيگانگان ناچار مي سازد.زبان رسمي كشور ابزار شايسته، لازم و دقيق بيان انديشه و بازگوكننده و حاملي براي تجربيات امروز و گذشته است. زبان فارسي ما پختگي و نيرومندي خود را، در اين راستا، به گونه اي تحسين برانگيز در حفظ خود و انتقال سنن و دستاوردهاي گوناگون جامعه ايراني از دورانهاي كهن تاريخي سرزمين ما تا به امروز بر دوش كشيده و به انجام رسانيده است. وارد ساختن هرگونه صدمه ميتواند قدرت پويايي آن را كاهش داده و دقت و فراگيري زبان علمي و فني ما را دچار نقصان و خسارت سازد و آن را نيز فاقد ذخيره لازم صدور فرمانها، دستوارت، پيامها و ياد داشت هاي روان و سليس سازد.استفاده از لغت هاي بيگانه، تحميل زبان كوچه بازاري ( آتش = آتيش + را = رو + آن = اون + ميگويد = ميگه + شده است = شده + ميشود = ميشه + به او ميگويد = بهش ميگه + چه چيزي = چي چي و صدها نمونه ديگر) در برنامه هاي خبري، علمي و اقتصادي صدا و سيما هر روز بيش از پيش دامنه ميگيرد. امروز شاهد تكرار و تداوم غلط گويي و اصرار در بكار گيري لغت هاي بيگانه و تخريب زبان فارسي هستيم. در سال گذشته زبان كوچه بازاري زبان مسلط در بيان اخبار صدا وسيما گشته است و به هيچ وجه به نظر نمي آيد به انتقادات و درخواست هاي اديبان، اساتيد و صاحب نظران توجهي بنمايند بلكه بي پروا و بي توجه به زيانهايي كه از اين رهگذر متوجه نسلهاي امروز و فرداي اين سرزمين شده است، كماكان به استفاده از زبان محاوره ادامه داده ميشود. در اين راستا مخاطبان آسيب پذير اخبار دانش آموزي و دانشگاهي ( به بهانه اينكه زبان كوچه بازاري و محاوره دوستانه تر است ) در معرض خطر بيگانه شدن با زبان رسمي كشور قرار گرفته اند.پيشنهاد ميكنم؛فرهنگستان زبان فارسي بايد تلاش خود را در حفظ زبان و ادبيات فارسي اين نيرومند ترين ابزار انتقال مجموعه فرهنگي، معنوي، مادي و روحي نسلهاي گذشته تا امروز را صدچندان كند.دولت نيز همانگونه كه انتظار ميرود زبان رسمي كشور را پاس دارد و با تصويب قوانين لازم اجازه ندهد كه هر فردي سرخود اقدام به تغيير زبان رسمي كشور نمايد،دوره پبش دانشگاهي به دوسال تغيير يابد و يك سال آن به فراگيري تاريخ و ادبيات فارسي اختصاص يابد و براي آن آزموني سراسري در نظر گرفته شود. بدينوسيله كساني كه وارد دانشگاه ميشوند نه تنها در رشته مورد نظر خود بلكه تسلطي كامل بر زبان و ادبيات فارسي و تاريخ ايران داشته باشند.به مجريان و مسئولين صداو سيما آموزشهاي لازم داده شود و همزمان افراد و مجريان تازه نفس با مدارك لازم در رشته هاي تاريخ و ادبيات فارسي به استخدام درآيند.
11- ما و ايالات متحده آمريكا :
در ارتباط با عادي سازي روابط ما با ايالات متحده آمريكا فرصت هايي درحال شكل گيري هستند. بايد هشيار بود و از اين فرصت به دست آمده به درستي بهره گرفت و نبايد دست به اقدامات و اتخاذ سياست هايي نه چندان خردمندانه زد. بايد توجه داشت كه مواضع ايالات متحده آمريكا نسبت به ما كماكان و به گونه اي جدي خصمانه است. نبايد اجازه داد. برخوردهاي اخير باراك اوباما ما را از راه اصلي و اصولي كشورمان به بيراهه بكشاند و خداي ناخواسته عزت و سربلندي خود را به گرو گذاريم. هنوز تا عادي سازي روابط راهي بس طولاني موجود است مگر اينكه ايالات متحده آمريكا به راستي بخواهد به گونه اي شفاف و صادقانه و با ترك سياست هاي متخاصمانه و مداخله جويانه خود در قبال كشور ما اين روند را با پذيرفتن و به اجرا درآوردن شرط هاي ما تسريع بخشد. آنگاه بدون ترديد خود بهتر از ما مي داند كه حداقل پيش شرط هاي آغاز مذاكرات عادي سازي روابط با ما عبارت از پايان دادن به اشغال دو كشور عراق و افغانستان با خروج نيروهاي نظاميشان از منطقه و آزادسازي دارايي هاي مسدود شده ما است. ( برگرفته از مقاله نگارنده با سرخط چرخشي در رويكرد ايالات متحده آمريكا)
12- شرط اول پرداختن به اهداف راهبردي:
رويكرد ها و نگرش هايي كه در كوران و در روند پرپيچ و خم تاريخ ايران زمين بسيار سخت بدست آمده و شكل گرفته بودند درد آوردتر از آن در گذرها و كمين گاههاي دشمن ساخته و به ياري دوستان نادان به كم رنگي گرائيدند. شكل گيري مجدد فرهنگ راستين ايران زمين كه ميرود تا غني تر و پربارتر از پيش انسان را از چنگال اهريمن شكل گرفته برهاند، خوني دوباره به رگ و پي اين پيكره عظيم و مقدس دوانيده است. اين حركت ارشادي رفته رفته ما را به سوي آن جامعه اي كه درخور نام ايراني است، به سوي همه آن نيكويي هايي كه رهبران و رهروان ساختمان ايراني آبادتر با مردمي آزادتر برايش سخت جان كنده اند و عمرها برايش صرف كرده اند هدايت مينمايد. اين راه و روند اين حركت آسان نبوده و نيست. پرسنگلاخ، سخت، نفس گير و گاه بسيار هم خونين بوده است. مردم ما در اين روند تندرويهاي گوناگوني را چند سويه از سر گذراندند. گاه اينان و گاه آنان تلاش كردند ما را تسليم جوسازيهايي نمايند كه بخشي از سوي دشمنان اين سرزمين، دشمنان انديشه هاي نيكو و مقدس اين آب و خاك القا و ارائه ميشد و گاه بيگناهانه از سوي دوستاني كه جز نكويي و نيت خالصانه خشي را در خود نمي يافتند، كه هردو، بدون ترديد، از پيكره زنده ما نيرو مي كاست، عمر ما را ميكاهيد و در چرخه حركت ما به سوي بالندگي زمان ميبلعيد. جاي شكرش باقيست كه هيچ ايراني راستيني به اين آب و خاك خيانت نورزيده و نخواهد ورزيد. حتي مغولاني كه سگ وگربه هاي اين خاك را هم در جهت ارضاي طبع خونخوارانه خود به خون كشيدند پس از مدتي جذب فرهنگ غني و انسان ساز مردم اين سرزمين گشتند و در راهش از جان فشاني هم دريغ نورزيدند.
امروز ما آگاه به وظايف راهبردي (استراتژيك) خود؛ نجات انسان از چنگال اشغالگران خونخوار و ددمنش، پايان دادن به وحشت آفريني دولتي آنان در حركتيم، در تلاش و انديشه سازي هستيم. استوار و مصمم، يك دل و هم پيمان بدون اتلاف هر لحظه اي بدون اتلاف هر ذخيره و ابزاري بدون چشم بستن به هر نيرويي.
در اين راه ما خود همه تجهيزات نرم افزاري و سخت افزاري لازم و كافي را مهيا ميسازيم و تن به مطالبات زورگويانه و قيم مآبانه دشمنان نخواهيم داد و در مقابل دشمن تا دندان مسلح و درپشت دروازه هاي كشورمان خلع سلاح نخواهيم شد. رهبران ما مردم را صاحب خيزش هاي انسان ساز خود ميدانستند، آنگاه كه ما را به اين امر يادآوري كردند كه ما فرزندان رمضان هستيم ما را از تحريم نترسانيد، مردم ما با همه تلاش، توش و توان همه جانبه خود تهديدهاي دشمن را در هر عرصه اي خنثي ساختند. زماني كه دشمن، در تلاش بود تا بوسيله ناآگاهان و دوستان نادان با القائات گوناگوني از قبيل تغيير قانون اساسي و ديگر شيوه ها كيش شخصيت را در مسئولين و منتخبين مردم بوجود آورد. ديديم كه مسئولين و مردم ما آگاهي و هوشياري خود را چگونه به نمايش گذاردند. البته دشمنان ما امروزه هم دست از اين شيطنت ها برنداشته اند و با ترفندها و شيوه هاي گوناگون تبليغاتي در تلاش هستند مردم ما را به اصطلاح خود بفريبند و با حيله گري و ”زيركي“ نقشه هاي پليد خود را به اجرا در آورند كه رهبري مدبرانه و مصلحت انديشي رهبر معظم انقلاب، هوشياري مردم و ديگر دست اندكاران اداره امور كشور راه را بر آنان بسته است.
ديديم كه بودند افرادي از همان شبكه كارگزاران سياستهاي بيگانه در بدنه سازمانها و نهادهاي فرهنگي تلاش كردند كه نه تنها تهاجم فرهنگي از سوي دشمنان را مقابله ننمايند بلكه در آن جهت به زبان و فرهنگ زدايي در جامعه دامن بزنند تا جاييكه در هيچ جاي كشور حتي يك دعوتنامه عروسي بدون بكار گيري زبان بيگانه يافت نميشد. در رسانه هاي جمعي در دانشگاه ها، در همايشها و نام هايي چون ( ايسنا) استفاده از واژه هاي بيگانه نه تنها جلوگيري نميشد بلكه تشويق هم شدند. نگاهي بر مجموعه هاي صدا و سيما، فيلم هاي سينمائي، بسته بندي فراورده هاي غذايي، سردرب مغازه ها و تبليغات تجارتي گواهي بر شدت اين تهاجم فرهنگي است.
در ادارات ما مدت زمان كار مفيد بسيار ناچيز بود و بخش اعظم ساعات اداري كارمندان به بطالت و در خارج از اداره براي انجام كارهاي شخصي صرف ميشد. مراجعين و كاربران ما با توهينات و ” برو فردا بيا “ هاي خسته كننده و عصيان برانگيز روبرو بودند و كسي هم جلودارشان نبود. رشوه خواري و خويشاوند سالاري به معضلي سرسام آور مبدل شده بود. كاغذ بازيهاي بي دليل، وقت تلف كردنهاي بي مورد و گاه به منظور اخاذي و رشوه خواري، بي توجهي به آئين نامه ها و گاه تكيه بر موارد و تبصره هاي دست و پا گير مسائلي بودند كه انگيزه كاري مفيد، لذت بخش و موثر را ميزدائيد و به يكي از عوامل مهم فرار مغزها از كشور تبديل شده بود. مقابله با چنين پديده ها و معضل هايي در حال انجام است. البته نسبت نادرست درآمد و هزينه ها اجازه مقابله درست و موثري را نميدهد. چنين پديده هاي منفي و ضد ارزش كه در پيكره جامعه ما جا خوش كرده اند به آساني و بدون برنامه ريزي دقيق زدوده نخواهند شد.
پيش از هر حركتي بايد به اين امر توجه داشته باشيم؛ يا بايد بهاي زمين و ساختمان و كرايه خانه و سبد غذايي خانواده ها را مناسب و نسبتاً در مقايسه با حقوق دريافتي حد اقل، كاهش دهيم و يا اينكه حد اقل مزد را نسبت به آنان افزايش دهيم. يك كارگر، كارمند و يا آموزگار بايد بتواند، بدون اشكال و تاخير، منزلي مناسب خود را با قيمت يك سوم حقوق دريافتيش در ماه كرايه نمايد. بدين معنا، به فرض اينكه كرايه يك آپارتمان دو اطاق خوابه مناسب در محله اي متوسط به صورت ميانگين برابر با يك ميليون ريال (صد هزار تومان) در ماه است آنگاه حقوق فرد مستاجر، پس از كسري هاي مالياتي، نبايد كمتر از سه ميليون ريال (سيصد هزار تومان) در ماه باشد. از آن سوي در صورتيكه مقدار كرايه سود سرمايه در ماه را باز نگرداند، آنگاه دولت موظف خواهد شد مابه التفاوت سود سرمايه را به صاحب ملك بپردازد. به ديگر سخن چنين خواهيم داشت كه اگر صاحب خانه به موجب محاسبات درست سود و سرمايه در هر مقطعي براي ملك خود كرايه اي يك ميليون و پانصد هزار ريالي ( يكصد و پنجاه هزار تومان) را مطالبه كند آنگاه مستاجر مورد نظر ما يك سوم حقوق خود را كه همان يك ميليون ريال ( يكصد هزارتومان) است را ميپردازد و تفاوت پانصد هزار ريالي ( پنجاه هزار تومان ) را دولت خواهد پرداخت. اين مبلغ از محل درآمدهاي مالياتي بر مستغلات و املاك برآورده خواهد شد. در همين مقياس هزينه سبد غذايي خانواده ها بايد محاسبه گردد. اين گام نخست در مبارزه با معضلاتي است كه بر ادارات ما حاكم است. پس از معرفي و اجراي چنين سياستي سقفي از حقوق را مثلاً يك دوم آن را ثابت در نظر گرفته و بقيه آن ، مستند و بر اساس راي دادگاه، شامل جريمه كم كاري و ديگر تخلفات اداري در ارتباط با كاهش كارآمدي كار خواهد شد. بدين معنا كه در صورتيكه كارمند پس از اخطارهاي شفاهي، كتبي و طي كردن روند قانوني گوشزدها كماكان به رفتار كم كاري خود ادامه دهد در دادگاه هاي اداري محكوم و نيمه يا بخشي از نيمه حقوق خود را براي مدتي معين كه دادگاه تعيين خواهد كرد، از دست خواهد داد. گام بعدي ما اصلاحات لازم در اجراي درست نظم و نظام قضايي كشور است، جا انداختن حرام و حلال و مكروه و برجسته ساختن آنان در نظام قضايي و آموزش جامعه براي انطباق رفتار خود بر چنين مبنا و محيطي منجر به استحكام عدالت اسلامي در سرزمين مقدسمان ايران خواهد شد. بدون ترديد جهان اسلام بر ما و حركت ما چشم دوخته است. فائق آمدن ما بر معضلات موجود شرط اول پرداختن به اهداف راهبردي در گسترهاي ديگر است.
13- اصلاحات امري است مداوم, بي وقفه و بدون آغاز و پايان:
در اين بحث سعي خواهم كرد كه تعريفي متعارف را از اصلاحات ارائه داده و آنگاه با پرداختن به چرا و چگونگي بهبود بخشي و لزوم بي نقص گرايي در اقدامات و فعاليتهايمان به عنوان مبرم ترين امري كه شرايط لازم را براي هر چه آزادتر زيستن شهروندانمان ممكن مي سازد سخنانم را به پايان خواهم برد.واژه "اصلاح" كه معمولاً به صورت جمع آن يعني اصلاحات بكار برده مي شود و متداولتر هست, به معناي سرو سامان دادن, آراستن, سازگار ساختن, نيكو كردن و بهبود بخشيدن آمده است. به مجموعه اي از اقدامات, اعمال و دگرگوني هايي كه بر روي امري چون نظم و يا نهادي اجتماعي, قانون و يا سياست, روش و منشي انجام ميگيرد تا در آن تحول, توسعه و يا بهبودي حاصل گردد اصطلاحاً اصلاحات مي گوييم. اصلاحات امري نيست كه تنها در سطح يك نظام و نهاد اجتماعي انجام پذيرد. همه ما در روند زندگيمان خواسته و يا ناخواسته همواره مشغول اصلاح خود و پيرامون خود هستيم. خود را, موضوع كارمان را, زمينه كارمان را, شيوه ها, فنون و شگردهاي كاريمان را دانسته و يا نادانسته اصلاح ميكنيمبايد به امر اصلاحات به گونه اي همه جانبه نگريست و توجه داشت كه بهبود بخشيدن و نيكو ساختن معمولاً در مورد هر دست ساخته اي, هر پديده اي و هر آنچه كه كار كردي را داراست در مقطعي, ناگزير انجام ميگيرد. معمولاً و منطقاً هر آنچه كه ديگر آن نيست كه بود و يا اينكه ديگر از عهده آنچه كه بايد بر نيايد, يا آنگونه كه هست, به وضعي كه موجود هست كاركردي كم سود و در نهايت منفي و زيان آور داشته باشد مورد يك سلسله اقدامات بهبود بخشي, تعمير, مداوا و اصلاح قرار ميگيرد. و يا اينكه دستگاهي, پديده اي و يا نهادي با وجود بي نقص عمل كردن و با وجود اينكه حد اكثر استفاده از آن انجام ميگيرد كماكان به دلايلي, ديگر استفاده از آن به صرفه نيست بايد مورد بازبيني و تحول قرار گيرد, آنگاه ما وارد مقوله اختراع و نوآوري ميشويم كه بحثي است جداگانه.
ارزيابي آنچه كه بايد مورد اصلاح قرار گيرد خود در جريان موجوديت و كاركردش نمايان شده و الزام بهتر ساختن, توسعه, بهبودي و يا كاملاً دگرگون ساختن آن در ذهن فرد و يا اكثريت افرادي كه با آن سروكار دارند شكل ميگيرد.
هر آنچه كه مورد اصلاح قرار ميگرد خواسته يا ناخواسته, با برنامه عملي از پيش و يا سر خود و بدون هر گونه برنامه اي اجزاي تشكيل دهنده آن مورد بررسي قرار ميگيرند. كاركردها و وظايف تك تك اين اجزا’, كاركردهاي هماهنگ و درون مرتبط مجموعه چند جز نيز بررسي ميشوند و در نهايت نتيجه كلي كاركرد همه اجزا در هماهنگي با يكديگر مورد ارزيابي قرار ميگيرند. پس از اين بررسي همه جانبه اقدامات بهبود بخشي و اصلاح بر روي آن انجام خواهد گرفت تا نتيجه مطلوب به دست آيد.
در شناسايي نارسائيها و نواقص خواه شيوه عملي برنامه ريزي شده بكار برده شود و خواه كه در بوته عمل و رفته رفته وجود نواقص و كاركردهاي زيان بخش پي برده شود, در هر دو حالت. اقدامات و شيوه عمل هاي بهبود بخشي, توسعه و تحول بنا و مبتني بر ميزان آگاهي اصلاح كنندگان از موضوع و امكانات فني, كارشناسي و سازماني انجام خواهند گرفت.
بايد به اين امر مهم توجه داشت, كه اصلاحات امري است مداوم, بي وقفه و بدون آغاز و پايان. نميتوان گفت كه اصلاحات را كي بايد آغاز كرد و كي به پايان برد. اما كيفيت اصلاحات را چرا! كيفيت اصلاحات در هر عرصه و ميزاني بستگي به ميزان آگاهي, پختگي و مهارت افرادي دارد كه در گير آن اصلاحات هستند. كيفيت اصلاحات و سامان بخشي در جامعه, سازمان و نهادي پيچيده, طبيعتاً با كيفيت همان اصلاحات در جامعه و سازماني ساده تر و بدست افرادي كم تخصص تر متفاوت خواهد بود.
دامنه و شدت و به درازا كشانيدن اصلاحات همزمان تعيين كننده عرصه اصلاحات نيز هست. براي مثال در صورتيكه بهبود بخشي جاده ها و راهها ناچيز و ناكافي باشد تاثير نواقص در امر ترابري و ارتباطات موجب بروز نقص در ديگر بخشهاي حيات جامعه خواهد شد. ناكافي بودن و كم دامنگي اصلاحات بر روي قوانين اجتماعي, سياسي و اقتصادي اصلاحات در نهادهاي گوناگون را ناگزير خواهد كرد و در همين راستا كش دادن و كم دامنگي و ناچيز بودن اصلاحات در نهادهاي تشكيل دهنده نظمي اجتماعي اصلاحات را در كل آن نظم اجتماعي در دستور روز قرار خواهد داد. بايد به اين امر توجهي جدي داشت كه اصلاحات خود درمان, برون رفت از معضل و بهبودبخشي عمل و اقدام است و نه هدف. نبايد اجازه داد كه امر اصلاحات به عمده و خود اقدام, عمل توسعه به غير عمده و امري درجه دوم تبديل گردد. كليد و رمز اصلي پيشرفت ما در كار هدفمند و برنامه ريزي شده در چار چوب زمانبندي مشخصي است كه بايد با وسواس و توجهي ويژه در بي نقص پيش بردن آن همه توش و توانمان را بكار گيريم. خالي از ضرر نيست تكرار كنم هر آن عملي را كه انجام ميدهيم, هر آن وظيفه اي را كه بر عهده داريم بايد بي نقص به انجامش رسانيم. بي نقص عمل كردن هر آن چيزي است كه ما بي اندازه و شايد بيشتر از نان شب به آن احتياج داريم. رويكرد و نگرش ما بايد در اين جهت دگرگون شود. هنرمندان ما نويسندگان ما آموزگاران, استاد و استادكاران ما بايد بي نقص عمل كردن را ترويج نمايند آنگاه اصلاحات به عنوان مكمل بي نقص عمل كردن معناي و جاي واقعي خود را باز خواهد يافت. واقعيت اين است كه ما ايرانيان تصميم گرفته ايم كشورمان را با سرعتي بيشتر از هميشه توسعه دهيم. در جريان اين توسعه هدفمند با دقت و وسواس برنامه ريزي و زمانبندي شده ما ناگزير و مدام بايد كيفيت دامنه و ديگر عناصر تشكيل دهنده فعاليتهايمان را در همه گستره ها ارزيابي و با توجه به نقاط قوت و ضعف خود آنها را بهبود بخشيم. برايند چنين سير, چگونگي و كميتي در فعاليتها و اقداماتمان جامعه اي خواهد بود كه همه شرايط لازم را براي كسب دانش, مهارت و توانايي در هر عرصه و ميزاني, را براي شهروندانمان فراهم دارد. بي نقص عمل كردن و برنامه ريزي ما در عرصه هاي سياسي و فرهنگي آنگونه خواهد بود كه زمينه هاي مشاركت كامل و در حد توان همه شهروندانمان در پيشبرد امور جامعه مهيا خواهد شد. عقايد و ديدگاههايي كه احتمالاً كيفيت زندگي فردي و اجتماعي ما را در بعدي از ابعاد مادي و معنوي آن بهبود بخشد بدون هرگونه محدوديتي ابراز خواهند شد. بهره مندي كامل همه شهروندان سرزمينمان از سرمايه و هرآنچه كه حاصل كارشان هست ارمغاني ديگر در اين راستا خواهد بود.
و اينچنين خواهيم توانست ادعا كنيم كه در عمل "آزادي" را تعريفي نوين بخشيده ايم. ميتوانيم زيستي شايسته تر را براي همه آناني كه در اين سرزمين مقدس ميزيند فراهم سازيم.
چه آزادي فرد در كسب دانش, ابراز عقيده, مشاركت كامل در اداره امور كشور و بهره مندي كامل از سرمايه و هرآنچه كه حاصل كارش هست متبلور ميشود.
14- آنكه بي نيازتر, آزادتر!:
مردم كشور ما در تب و تاب بي سابقه اي به سر ميبرند. هيجان, بي صبري و انتظار آنان براي انجام دگرگوني هاي بنيادين در عرصه هاي گوناگون زندگي اجتماعي و تسريع ساختمان كشور, راه را بر هر گونه كم كاري, بي توجهي و تاخير در برنامه ريزي براي چنين امري مهم و بر روي دست مانده, بسته است. تداوم بي عدالتي, فقر, فساد, تبعيض, گراني, اعتياد, بي برنامگي, به حراج رفتن منابع و ذخاير كشور, وامهاي كمر شكن و تازاندن امر "عادي" سازي روابط با ايالات متحده امريكا, شرايط بس خطرناك و شكننده اي را در جامعه ما به وجود آورده اند. چه عوامل و سازوكارهايي چنين جو زهرآگين و آلوده اي را بر جامعه ما حاكم گردانيده اند؟ چگونه است كه" نماينده" اين مردم رنجديده بي پروا و گستاخانه در خانه ملت بيگانگي خود را به كشور و مردم به نمايش ميگذارد و چند به اصطلاح نماينده ديگر هم بياناتش را وصله پينه ميكنند و كسي هم مانعشان نيست؟ بيگانگي اين افراد با مردم و منافع كشور از كجا سرچشمه گرفته است؟ چرا و چگونه است كه اين افرادِ بي باور به خود بدون ارائه هرگونه برنامه اي به مجلس راه ميابند؟ چه عناصري كارگزار آنچنان سياست بيگانه و بيگانه پسنديست كه بر بسترش بروز چنين نابساماني هايي در كشور ما ممكن گشته است؟ با بررسي و شناسايي صدها كاركرد و نارسايي كه اينجا و آنجا چرخ حركت ما را به جلو كند ميسازند, كدامين عمده و كدام اتفاقي است. كدام خود زاييده ديگر عوامل و كدام نقش اصلي, پايه اي و مهلك را در تخريب و واپس نگه داشتن كشور ايفاگر است؟
من بر اين باورم كه انسان زماني آزادتر است كه جز به خداوند به ديگري نيازمند نباشد. با كار و تلاش و تكيه بر خداوند, خود را اداره و نيازهايش را برآورده سازد. حال بايد پرسيد كه چگونه ميتوان زمينه هاي هرچه بي نيازتر ساختن فرد فردِ مردم كشورمان را فراهم ساخت؟ و يا به زباني ديگر, چه برنامه اي را بايد به اجرا گذارد كه در روند اجرايش مردم كشورمان خود را آزادتر از پيش احساس كنند؟ چگونه ميتوان در حداقل زمان كشور را از قيد كامل وابستگي رهانيد؟ در راستاي پاسخ به چنين پرسشهايي, در تعريف از آزادي چنين نگاشتم ؛
آزادي هر فرد در؛
* كسب دانش, مهارت و توانائي در هر عرصه و ميزاني,
* مشاركت كامل و در حد توان او در پيشبرد امور جامعه,
* ابراز عقايد و ديدگاههايي كه احتمالاً كيفيت زندگي فردي و اجتماعي را در بعدي از ابعاد مادي و معنوي آن بهبود بخشد,
* بهره مندي كامل او از سرمايه اش و هر آنچه كه حاصل كار و انديشه اش هست, متبلور ميشود.
با توجه به اين تعريف گويا از آزادي ميتوان دريافت كه در صورتيكه دولت زمينه هاي كسب دانش, مهارت و توانمند ساختن شهروندان را فراهم سازد بخشهاي عمده اي از معضلهاي پيش روي كشورمان حل خواهند گشت. اين فراهم سازي ناگزير تحقق كامل آزادي فردي و اجتماعي را ممكن و در دراز مدت ما را در همه زمينه ها بي نياز خواهد ساخت.در اين راستا و در عمل مشاهده ميكنيم كه هيچگونه برنامه اي براي تحقق چنين امري از سوي دولت ارائه نگشته است. چرا چنين است؟ پاسخ به اين پرسش خود مستلزم طرح پرسشهايي ديگر بر زمينه و مرتبط با تعريف نگارنده از "دمكراسي" است؛"اكثر اعضاي تشكيل دهنده هر جامعه, در مجموع, داراي شناخت و دركي خاص از حقوق اجتماعي خود هستند. اين بدين معنا است كه حاكميت سياسي, در مجموع, نماينده اكثريتي است همگون كه در مجموع داراي دانش, آگاهي, مهارت و نگرشي هم سطح و يكدست است و نه باب طبع و نماينده اقليتي با طيفي گوناگون از نظرات, آگاهي, مهارت, دانش و نگرش. شركت كامل و همه جانبه بزرگسالان هر جامعه در اداره امور زندگي اجتماعي خود, بسته به درجه اي از بلوغ, رشد و شناخت آنان در عرصه هاي گوناگوني است كه تبلورش را ميتوان در نهادهاي سياسي, اجتماعي, اقتصادي و فرهنگي جامعه مشاهده كرد. دستيابي به كيفيتي نسبتاً عالي در اين راستا خود, عميقاً, ريشه در ميزان بغرنجي و تكاملِ آگاهي, دانش, فن, ادبيات, هنر, سازمان, سازمان يابي و سازمان يافتگي اعضاي جامعه دارد. و چنين ادامه دادم كه؛ تحقق چنين هدفي در كشور ما مستلزم بكارگيري همه نيروهاي جامعه به دور از هرگونه تنشي است. بدون ترديد كشور ما ايران در تماميت خود, نيازمند كار و انديشه هاي پوياي همه اندامهايش است. اين باوري است كه همه ما بايد بدان دست يابيم و در راستاي آن عمل كنيم."برگرفته از برنامه اداره امور كشور مرداد ماه هفتاد و چهار حاكميت سياسي و دستگاههاي اجرايي كشور با و جود آگاهي به اين امر كه تك تكِ شهروندان ما بالقوه حق دارند كه كه در ايراني بري از هر گونه بي عدالتي, فقر و فساد زندگي كنند تا بتوانند با ارتقاي سطح دانش خود و با دست يافتن به مهارتهاي مورد علاقه و لازم زمينه هاي هر چه بي نيازتر ساختن خود و كشور را فراهم سازند, چگونه است كه در عمل تنها شاهد پند, اندرز و قولهاي بي پايه دولت هستيم و عملاً اقدامهاي لازم و در خور برخورد با پديده هاي ياد شده انجام نميپذيرند؟ اين در حالي است كه مردم ما براي ايجاد آنچنان شرايطي كه آزادتر زيستن فرد فرد جامعه ما را ممكن سازد مطالباتي نوين را در دستور روز خود قرار داده اند. بدين معنا كه نيازمند دولتي هستند متناسب با شناخت كيفيتاً نوينشان از حقوق اجتماعي خود و متناسب با رهنمودهاي رهبريشان. اين مستلزم وجود دولتي است مقتدر تر, آگاهتر و داراي برنامه ساختمان كشور در همه عرصه هايش. كشمكشها, برخوردها و روياروييهاي گاه شك برانگيز درون جناحي, در خوشبينانه ترين تحليل, نشان از اين دارند كه سياستمداري و نمايندگي, در چشم برخي, همانا شانس و بختي است كه به كسي روي ميآورد تا چون بختكي بر سر مردم فرود آيد, يك شبه ره صدساله پيمايد و به ثروتهاي افسانه اي دست يابد. اين خود نشان از آن دارد كه اكثر "نمايندگان و كابينه موجود" دست كم گامي از مردم و مطالباتشان واپس مانده اند. چنين مطالباتي, ناگزير, نخبگان و نمايندگان منحصر به فرد خود را نيز در دو عرصه قانونگذاري و اجرايي طلبيده است. نخبگاني كه, مطمئنا,ً به حقوق و مطالبات نوين اكثريت انتخاب كنندگان خود واقف و آگاهند و برنامه اجرا و زمانبندي شده آنرا نيز ارائه خواهند داد. طبيعتاً هنگاميكه دولت نسبتاً بي برنامه وقت جاي خود را به دولتي نوين داد آنگاه در روند ساختمان كشوري نيرومند و پيشرفته تر در كش و قوسي طولاني, طيفي ديگر از مطالبات را, با كيفيتي متفاوت در جامعه شاهد خواهيم بود. اين سير سيري است سالم, طبيعي, بدون وقفه و بي انتها, چه انسان مدام از نسل پيش از خود بي نيازتر و غيروابسته تر خواهد بود. اين اعتماد و تكيه به خود و خداي خود او را وادار به كسب دانش و آگاهي بيشتر و تغيير در نگرش ميكند. آنچه كه در اين راستا ميتواند به عنوان عاملي استثنايي وارد شود, كه نهاد رهبري نمونه بارز آنست, انتخابي است آگاهانه در چشم پوشي از منافع, خواستها و تمايلات "شخصي كه مقوله اي ديگر را در باب فلسفه بنيادين حركت ما و فداكاري گشوده است, مقوله اي كه توسعه را در راه رهايي انسان ترجمه ميكند و نه مال اندوزي فردي. فلسفه اي كه زراندوزان و اعضاي شبكه شبه مافيايي كشور ما با آن كاملاً بيگانه اند. اين بيگانگي در ايجاد فضاي تيره و زهرآگين حاكم بر جامعه ما نقش مهمي را ايفا ميكند. ضعف رسانه هاي گروهي در حلاجي شرايط كشور, راهنمايي مردم , دولت و نهادها و سوق دادن آنها به سوي برنامه و برنامه ريزي, بر سنگيني چنين هوايي افزوده است. رسانه هاي گروهي ما ابتكار عمل را در هدايت جامعه از دست داده و سير حوادث آنها را بدنبال خود ميكشاند. راديوها و ديگر رسانه هاي فرهنگ زداي بيگانه با براه انداختن جنگ رواني گسست ناپذير عليه نظام و كشور جو جامعه ما را بيش از هر زماني مسموم و آسيب پذير ساخته اند. با در پيش چشم داشتن آنچه كه بيان شد روا نيست بيش از اين با سخنان چرب , همدردي هاي بي مايه و قول و قرارهاي بي هدف و برنامه, ناكارايي دولت را در اداره امور و ساختمان كشور به نمايش گذارد. امروز, با توجه به سير رويدادهاي كشور اجراي كامل برنامه "ايجاد شرايط فوق العاده" احساس ميشود. اين برنامه و ديگر رهنمودهايي را كه از سال هزارو سيصدو هفتادو چهار مطرح و ارائه داده ام عرصه هاي مهم اداره امور كشور را تحت پوشش قرار داده است. با اجراي اين برنامه خواهيم توانست فصلي ديگر از روند تاريخي پيشرفت كشورمان را با پيروزي به پايان رسانيم.
15- نيازهاي ديرين، برخوردهاي نوين:
ميزان آگاهي، دانش، سازمان يافتگي، سازمان دهي، سازگاري، قانون پذيري و انظباط كاري اعضاي جامعه ما نقش پايه اي و تعيين كننده اي در اجراي موفقيت آميز برنامه هايمان دارند. قانون پذيري و عمل بر اساس قوانين، مقررات و آئين نامه هاي مدون عناصر لازم تحرك، تحول و پيشرفت پايدار هر طرح و برنامه اي است.
مهمترين عنصر لازم تحرك جامعه حاكميت قانون و برابري همه اعضاي جامعه در برابر آن است. اين امر خطير بدون هرگونه ترديدي امنيت لازم و جامع الاطراف را براي همه اعضاي جامعه بدون هرگونه استثنايي فراهم و راه را براي ادامه پيشرفت كشور مهيا مي سازد. مردم ما در سايه حاكميت قانون بدون دغدفه خاطر مي توانند با توجه به ديگر مشخصه هاي لازم انجام كار از قبيل مهارت، دانش و......بازدهي كار را بيش از پيش افزايش دهند. در روند انجام و تكميل هر طرح مشكلات و نارسائيها شناسايي شده، اصلاح و راه برون رفت از آنها جستجو ميگردد. در جريان اين حركت ميتوان نواقص را شناخت، به كشف هاي نازه دست يافت و پيشرفت جامعه را در عرصه هاي گوناگون آن تضمين كرد.
ايجاد آن شرايط مناسبي كه بر بستر آن چنان پيشرفتي حاصل شود نيازمند عدم رويارويي نابخردانه نيروهاي جامعه است چه در غير اين صورت بي ثباتي ناشي از آن و ادامه رويارويي موجب بي اعتمادي، دشمني، ممانعت در مشاركت ديگران در پيشبرد امور جامعه شده و پيامد آن چيزي جز دلسردي و رويگرداني اعضاي جامعه از انديشيدن، عمل و خلاقيت نخواهد بود. ايجاد سد در برابر مشاركت اعضاي جامعه در اداره امور كشور به معناي بي استفاده ماندن كارآزموده هاي كشور است. اين خود جامعه را به دوباره سازيهاي بيهوده و در نتيجه به اتلاف وقت، ذخاير و منابع مي كشاند.
ما در چرخه اي از تاريخ و در لحظه اي از آن قرار داريم كه نميتوانيم و به هيچ وجه برايمان به صرفه نيست كه لحظه و يا نيرويي را ناديده بيگيريم. بايد براي هرآنكه و براي هرآنقدر كه در توان دارد ارزش قائل شد. بايد راه را براي ابراز انديشه هاي نو، براي پيشرفت و ترقي باز گذاشت.
برنامه هاي دولت، كشور را تا به امروز پيش برده اند. دستاوردها، كمي ها و كاستيهايش را بايد همزمان و در كنار يكديگر مورد ارزيابي واقعبينانه قرار داد. امروز به دلايل بديهي ما نيازمند اجراي برنامه هاي تازه تري از نظر كيفي هستيم تا بتوانيم در كوتاه ترين زمان خود را براي عصري آماده سازيم كه استفاده سرسام آور از سه عنصر اطلاعات، ماده و نيرو رايانه هاي نسل تازه تري را در عرصه اي پزشكي، آموزش و پرورش، صنعت و ..... به خدمت گرفته است. روند شتاب آلود و هول انگيز پيشرفت، تسخير جهان ناشناخته ها، تجربه هاي اعجاز انگيز انسان در عرصه هاي مختلف و بيشمار زندگي، جايي را براي وقت تلف كردن باقي نگذارده است.
امروز نياز به دگرگونيهاي فوري و عميق در برنامه ريزي براي پيشرفت كشور بيش از هر زمان ديگري خود را نمايان ساخته است. بايد به اين نياز هرچه زودتر پاسخي مثبت داد. داوطلب شدن من براي رياست جمهوري كشورم با برنامه اي همه جانبه و عملي برخاسته از اين نياز و پاسخ بدان است.
لازم به ذكر است كه جامعه آينده اش را برپايه دستاوردهايش از گذشته بنا ميسازد، كم بها دادن به دستاوردها، فداكاريها و سخت كوشيهاي ديروز همانقدر مخرب و نا اميد كننده است كه چشم فروبستن بر كمي ها، كم كاريها و گرايشهاي منفي در جامعه. به روشني پي ريزي آينده اي روشن، پيشرفته و در خور نام ايراني آغاز گشته است.
منوچهر رضاوندي
داوطلب رياست جمهوري، دوره دهم، جمهوري اسلامي ايران
نوروز 1388 هجري شمسي
0 نظر بدهيد:
ارسال يک نظر